آدرس ایمیل نادرست است

نمایش کلمه عبور نمی‌تواند خالی باشد

بازیابی کلمه عبور

نام نمی‌تواند خالی باشد

نام خانوادگی نمی‌تواند خالی باشد

آدرس ایمیل نمی‌تواند خالی باشد

نمایش رمز عبور نمی‌تواند خالی باشد

لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید تا دستورات لازم جهت تغییر رمز حساب کاربری شما از طریق ایمیل برای شما ارسال گردد.

Error message here!

بازگشت به لاگین

بستن
2016-10-29 12:20:56
رای کاربران
10 / 8.49
904 رای
رای منتقدان
10 / 7.75
4 رای

شهرزاد

حسن فتحی

در تندباد حادثه، عشق اولین قربانی است. تهران 1332.


قانونی بخرید و دانلود کنید


نظرهای منتشر شده (50 نظر)

شما می‌بایست نام خود را وارد نمایید.

شما می بایست یک ایمیل صحیح وارد نمایید.

شما می‌بایست یک متن وارد نمایید.

خطر لو رفتن داستان
شینا بر وزن سینا
03 خرداد 96 | 17:13
شینا بر وزن سینا

اولاش برام جالب اومد تا اینکه یواش یواش فیلمنامه دزدی از آب در اومد.
میگید کدوم فیلم؟

یه بار با دقت سه گانه پدرخوانده رو ببینید، حتی ترور همزمان چهار مخالف بزرگ آقا، عین سناریوی قتل همزمان 5 سرکرده مافیا توسط طراحی آل پاچینو بود

یا عشق به دخترش که حاضر شد، اندی گارسیا رو جانشین خودش کنه، اما کاری با دخترش نداشته باشه!

کاری به هیچیش ندارم، سریال رو جنرالی دوست داشتم، اما هیچ وقت دزد فیلمنامه رو نمی بخشم، چون تمام قوت یک فیلم، به داستانش و وای از اون روزی که خلاقیت رو بدزدی، مثل ماجرای سلحشور و سریال حضرت یوسف

با محدودیت های ایران، البته خیلی هنر میخواد که آدم جرات فیلمسازی پیدا کنه، اما قبول کنیم، حتی شخصیتی مثل مخملباف، الان که کسی مزاحمش نیست، آشغال میسازه و چیزی برای عرضه نداره.

یه مثال ساده فقط میزنم برید خودتون ببینید

فریاد مورچه ها رو بذارید در کنار PK

واقعا کارگردان ها، چی میخوان از جون ملت؟

گیشه میخوان یا اندیشه؟

در هر صورت، تو سینمای ایران هیچ کدومش یافت می نشود
و از فیلم خوب تو ایران خبری نیست، بسی جسته ام من
و

هر آنچ یافت می نشود، آنم آرزوست!!!

پاسخ
نوا
17 دی 95 | 19:36
نوا

نمیدونم چرا پیامهای جدید من ارور میده

پاسخ
زهرا
03 دی 95 | 19:51
زهرا

الان قانع شدم:)

پاسخ
مریم
01 دی 95 | 03:20
مریم

نه زهرا خانم معذرت برای چی ؟شما نظرتونو گفتین من هم نظرمو این که گفتیم فیلم هایی که دوس نداری نگاه نکن درست ولی من قبلا هم گفتم که من واقعا از تمام بازیگرها ی این مجموعه خوشم میاد و همه آن ها واقعا بازیگر های عالی هستن . نقد هم فکر میکنم فقط توجه کردن به نکات مثبت نیست بلکه هرکس میتونه آزادانه نظرش رو بگه چه بد باشه چه خوب . فکر نمیکنم اگر کسی واقعا این فیلم رو دوست داشته باشه با خوندن چند خط بخواد سریع نظرشو عوض کنه . مگر این که به نتیجه ای رسیده باشه .من هم از بازی بازیگر ها لذت بردم ولی از شخصیت ها و فیلمنامه نه خوب. من یکی از تفریحاتی که بسیار دوسش دارم دیدن فیلم بازیگر های مورد علاقمه و بعدش حتما نقد هر فیلمی که دیدم رو بدون در نظر گرفتن فیلمنامه یا کار گردانی و... میخونم که ببینم فیلمی که وقت گذاشتم و دیدمش از نظر بقیه منتقدها خوب بوده یا بد . آخرش هم نظرم رو میگم . که از نظرم بازیگرها عالی ولی فیلم نامه خیلی اشکال داشت

پاسخ
زهرا
28 آذر 95 | 17:57
زهرا

کلیپ خداحافظی تلخ، واقعا تلخ بود:(
من خودم براش کلی گریه کردم:(

پاسخ
زهرا
28 آذر 95 | 17:47
زهرا

خیلی معذرت میخوام ولی
قابل توجه مریم خانم گل:
شما اگه خوشت نمیاد نگا نکن. کی مجبورت کرده؟؟؟؟؟؟ شما الکی برا خودتون حرف میزنین. اگه خوشت نمیاد پس چرا تو اینترنت سرچ میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟ سرچ کردی که برات همچین صفحه ای اومده اصلا شما جای اون بدبخت بودی چیکار میکردی؟؟؟؟؟؟ اگه با فرهاد ازدواج میکرد بعد از یه مدت بزرگ آقا فرهادو (کسی که عاشقش بود) میکشت. لابد بعدشم به زور مجبورش میکرد با قباد ازدواج کنه. در هر حال باید با قباد ازدواج میکرد. حالا چون دوست نداشت با قباد ازدواج کنه باید فرهاد بدبختو میکشت؟؟؟؟؟؟؟ تازه، اون دوتا که باهم فرارم کردن، نشد دیگه! من که تو این فیلم هیچ عیبی نمیبینم. اصلا خیلیا نمیبینن. شما هم اگه میبینی الکی دید مردمو نسبت به این فیلم خراب نکن.

پاسخ
زهرا
28 آذر 95 | 17:21
زهرا

بهترین سریال ممکن
با بازی عالی خانم علیدوستی و آقای حسینی

پاسخ
مریم
23 آذر 95 | 23:26
مریم

حالم از این فیلم بهم میخوره میدونم الان همه بامن مخالفت میکنید ولی برام مهم نیس شهرزاد فیلم پوچی بود با کلی بازیگر قوی . فیلمی که همه شخصیت ها زیگزاگی عاشق هم بودند شخصیت های اصلی تکلیفشون با خودشون مشخص نبود بزرگ آقا مثلا دخترشو دوست داش ولی وارث میخواست قبول ولی در قسمت آخر که میگه من میدونستم تو از خون من نیستی حال ادمو بهم میزد بیشتر با دخترش انگار دشمنی داشت شهرزاد اصلا نماد زن قوی نبود بیشتر زنی بود که خودش رو به باد حوادث سپرد گفتند ازدواج کن گفتند طلاق بگیر و... همه همون کاری رو میکردند که شهرزاد کرد هیچ چیز خاصی از خودش نشون نداد قباد اول یه ادم هوس باز بود با یه نگاه شهرزاد عوض شد عاشق پیشه شد فرهاد خودشو عاشق اذر نشون داد در قسمت های اخر گفت بهانه ای بود برای پر کردن جای خالی شهرزاد بابا طرف از عشق تو خودکشی کرد!شهرزاد شب میره گوله رو از بدن دختره درمیاره بعد میگه اگر کسی جز تو نبود نمی آمدم یعنی چی؟کنار تمام این مسخره بازیا یه کپی برداری خیلی بد از فیلم پدرخوانده بود که حال ادمو بهم میزد . صرفا یه داستان عاشقانه تکراری با پایانی مشخص که به گرد پای در چشم باد یا کیف انگلیسی نمی رسه عالی بود کیف انگلیسی چیزی برای گفتن داشت بعد هم در چشم باد . قسمت آخر شهرزاد که فاجعه بود بزرگ آقا میگه شهرزاد میتونه ایم دستگاه رو جمع کنه آخه تو از شهرزاد چی دیدی .دخترشو بدبخت کرده برای باقی ماندن نسلش بعد میگه من میدونستم تو از خون من نبودی . یه داستان مسخره عاشقانه با کلی بازیگر شایسته که هدر شدن .کجا اون زمان کافه ها و تئاتر ها اون قدر تمیز بود که این خانم شایسته داستان مدام کافه نادری بود نگاه می کنی محیط کافه نادری اون زمان از کافی شاپ های امروز تمیز تر باکلاس تره . تنها چیزی که جذب کرد مردمو زرق و برق داستان بود واقعا پوچ وتوخالی بود ترکیبی از پس از باران و پدر خوانده .گرچه پس از باران در زمان خود عالی بود

پاسخ
مهتاب
07 آذر 95 | 15:19
مهتاب

سریال درچشم باد در زمره هزاردستان قرارگرفت نه سریال شهرزاد

پاسخ
میترا
22 شهریور 95 | 10:07
میترا

به نظر من قباد و شهر زاد داشتن باهم انس میگرفتن وصمیمی میشدن بعد بزرگ اقتا اومد جداشون کرد یعنی تقصیر هیچ کدومشون نبود چون شهرزاد فکر میکرد دیگه فرهادو نمیبینه برای همین داشت خودشو باشرایط وقف میداد

پاسخ
...شهرزاد film..
08 شهریور 95 | 15:14
...شهرزاد film..

به نظر ما آقایان محمود پاک نیت بازی زیبا یی را اراعه دادند

پاسخ
علی
06 شهریور 95 | 12:34
علی

این سریال با اینکه نتوانسته در حد و اندازه سریال هایی مثل مدار صفر درجه یا در چشم باد برسه ولی در حال حاضر بهترین سریال امسال است.

پاسخ
زهرا
21 تیر 95 | 20:23
زهرا

واقعا برام جای سواله که چرا میگین شهرزاد از بچه اش گذشت؟ کجای این فیلم اینو نشون داد؟ شهرزاد میدونست مگه بزرگ اقا میمیره؟اصلا مگه بچه رو میدادن به شهرزاد اگه با فرهاد ازدواج نمیکرد؟ چه تضمینی بود در وجود بزرگ اقا شهرزاد میتونست دوباره با قباد ازدواج کنه؟
این نظرها واقعا جالبه
خانم ها شما برین ازدواج کنین با مردی که نمیخواینش ،بعد سایه ی هوو هم بالا سرتون که راه به را بهتون توهین کنه ،بعد طلاقتون بدن ،بچه اتون رو هم بگیرن ،پدرتون هم دچتر سکته بشه ،ابروتون هم بره ،بعد عشقه گذشتتون بیاد سراغتون پس بزنیدش به امید اینکه شاید یک روزی دوباره با مردی که جلو ظلمی که بهتون شد واینستاد برسین اونوقت قضاوت کنین

شما که خانمی بعیده دیگه این قضاوت ،که این همه بلا سرت بیارن بازم بشینی منتظر که شاید یک لطفی بهت بکنن دوباره بیان خوایتگاری

پاسخ
الینا
16 تیر 95 | 12:31
الینا

متاسفانه بدلیل اینکه نام سریال به نام شهرزاد است، هرانچه از رفتار و کردار از شهرزاد دیده میشود، همه جلوه زیبا و خوب و منطقی از او به مخاطب داده است.
حب الشی یعمی و یصم

چون بازیگر زن، ترانه علیدوستیه ما از گل بالاتر نمیتونیم بگیم.
اینو از استدلال بعضیها یاد گرفتم.

پاسخ
نگین
14 تیر 95 | 20:46
نگین

شهرزاد کار بدی نکرده که کسی دنبال تبریه کردنش باشه. از بچگی عاشق یکنفر بوده که عشقشان هم دو طرفه و عمیق بوده و هیچ دلیلی هم برای فراموش کردنش وجود نداشته. بلکه با ظلم و زور از هم جدایشان کردند. از کی تا حالا مادر شدن و احساس مادری قرار است جایگزینی برای عشق بین زن و مرد باشد؟ شهرزاد هیچ چیز مشترکی از هیچ نظر با قباد نداردکه بتواند عاشقش باشد. من نمی دانم چرا همه کسانی که از قباد خوششان می اید می خواهند همه از جمله شهرزاد هم مثل انها فکر کنند. فرهاد و شهرزاد عشقشان دو طرفه و اساس درستی دارد و با عشق کوچه بازاری و یکطرفه قباد فرق می کند. حالا کسانی که این مدل عشقهای احساساتی به هیجان می اردشان همین جوری انتخاب کنند. ولی بر اساس عقل و واقعیت و اصول اخلاقی شهرزاد و فرهاد صحیح است.

پاسخ
الینا
14 تیر 95 | 16:44
الینا

نگویید شهرزاد
بگویید شهرزاد علیهاالسلام

اصلا دهه سی لیاقت همچین زنی رو نداشته!
خخخخخ

پاسخ
نوا بانو
14 تیر 95 | 15:56
نوا بانو

منم جای شهرزاد بودم بخاطر هیچی که نه بخاطر سکته و مرگ والدینم( پدر یا مادر فرقی نداره) از دیوانسالارها(بزرگ آقا شیرین و قباد) متنفر میشدم اما قبلا گفتم باید اول مودبانه از قباد میخواست که دیگه مزاحمش نشه اگه دفعه بعد قباد گوش نمیکرد سرش داد میزد بگذریم.... اما تو فصل2 باید بده دادگاه حق حضانت بچش بگیره من قبلا فکر میکردم اون زمانا حضانت بچه بعدطلاق مال مادر اما الان یه چیزایی شنیدم شک کردم

پاسخ
شیرین
14 تیر 95 | 15:03
شیرین

در سریالی که بزرگ اقا خودش قانون وضع می کند خودش ان را ملغی می کند و همه کاره است، شهرزاد تحت این قانون هزارتا کار می تونست بکنه اما غرورش این اجازه را بهش نداد.

قباد هیچی نیست و هیشکی هم به قباد حق مسلم نمیده، پس برای تبرئه شهرزاد از حربه بی عرضگی قباد استفاده نکنید و دلایل موجه تری بیاورید.

پاسخ
سارا
13 تیر 95 | 17:14
سارا

خیمه بزنه که چی بشه معلومه بچه رو بهش نمی دادن. کل ازدواج شهرزاد برای اون بچه بود. انسان با هوش متوسط هم درک می کنه که اینکار یعنی دوباره ضعف نشون دادن جلوی بزرگ اقا...به خدا شما طرفداری قباد بیاید بگید چون ما از قباد خوشمون می یاد پس شهرزاد هم باید به میل ما رفتار می کرد خیلی موجه تر از اینه که بچه و عاطفه مادری رو بهانه قرار می دید

پاسخ
نگین
13 تیر 95 | 09:13
نگین

خانم شیرین چرا اینقدر نسبت به شهرزاد غیر منصفانه قضاوت می کنید. چرا قباد نباید پدر و انسان خوبی باشد و اجازه بدهد که شهرزاد فرزندش را ببیند و بین انها جدایی نیندازد؟؟؟؟ چرا تمام کارهای قباد مورد تایید است ولی از شهرزاد توقع اینهمه از خود گذشتگی دارید؟ پدر نباید پدری کند؟ این حق شهرزاد است که با کسی که دوست دارد و با او احساس ارامش می کند زندگی کند. چرا اعتراضی به قباد ندارید؟به نظر شما قباد حق دارد شهرزاد را از دیدن فرزندش محروم کند. یک کمی واقع بینانه تر و منصفانه تر قضاوت کنید.

پاسخ
شیرین
11 تیر 95 | 15:41
شیرین

داستان اون دوتا بچه در ماه عسل و‌رفتارشون با پدر و مادر اصلیشون منو یا شهرزاد انداخت. چند وقت بعد که شهرزاد از هانی مون برگرده و تازه قباد هم نذاره کبیر رو ببینه، فاصله مادر وفرزند زیاد میشه تا جایی که بتول خانوم جایگاه مادری برای کبیر پیدا میکنه و‌اون لحظاتی هم که شهرزاد بخواد بچشو ببینه و‌بغل بگیره،بچش بغلش بیقراری می کنه.

هیشکی به این حرف من نمیتونه اعتراض کنه چون در برنامه ماه عسل رفتارهای اون دوتا بچه ها گویای همه چیز بود.


شهرزاد نهایتا می تونست نامزد کنه با فرهاد ولی برای بدست اوردن بچش به در و‌دیوار بزنه.
پایین اوردن جایگاه مادری و‌بی اهمیت جلوه دادن آینده فرزند از ویژگی های بارز سریال شهرزاد بود.

یعنی هروقت من یک فیلم و‌سریالی که توش بحث بچه هم هست می بینم واقعا در مادرانگی و‌حس و عاطفه نداشته اش دچار شگفتی می شوم.

بعدها کبیر در کتاب خاطرات مادرش خواهد خواند:

من بجای سبز شدن و خیمه زدن جلوی عمارت بزرگ آقا، مدام در کافه نادری دیده میشدم..

پاسخ
محمد
11 تیر 95 | 14:41
محمد

کاش تو فیلم شهرزادمصطفی زمانی نبود یکی دیگه بازی میکرد این نقشو.زدن فیلما خراب کردن

پاسخ
مهری
05 تیر 95 | 21:11
مهری

من اوایل اصلا نمیتونستم شهرزاد را ددک کنم دایمباخودم کلنجار میرفتم ازشهرزاد بدم اومده بود و دلم ولسه قبادوبچه میسوخت اما هرچی که گذشت شوروالتهابات خوابید تونستم بهترفکر کنم تونستم توخلوت خودم فکر کنم الان به این نتیجه رسیدم شهرزاد چاره ای نداشت و بهترین کار راکرد

پاسخ
الهام
28 خرداد 95 | 14:09
الهام

زهرا خانم می شود بگید چطور می گویید که فرهاد بعد از سه سال عاشق آذر شده است در حالی که ازدواج شهرزاد و قباد به دو سال هم نکشید تازه اگر سریال را دقیق نگاه کرده باشید حداکثر سه ماه تازه با ارفاق فرهاد رسماً عاشق آذر شده بود.

پاسخ
زهرا
28 خرداد 95 | 13:42
زهرا

سلام ،دوستان چرا چشمتون رو حقیقت بستینو به یک دیالوگه شهاب حسینی اکتفا میکنین که به شهرزاد گفت تو از بچه ات گذشتی ؟



مگه بچه رو میخواستن بدن شهرزاد که بگذره !!!! شهرزاد بدبخت هفته ای دوبار بچه اش چند ساعت میدید که اونم روز اخر قباد با شیرین رفته بودن لاله زار ندید ،بعد به چه امیدی شهرزاد باید پای قباد وامیستاد ؟ با وجود بزرگ آقا که شهرزاد قباد بهم نمیرسیدن ،شما خودتو یک بار بزارین جای شهرزاد اول اینکه عشقتون رو ازتون بگیرن بزور عقد کسی بشین که نمیخواینش بعد ،شوهرتون ۶ روز هفته نیاد ببینتتون ،بعد هووی شما هر دفعه تو هر مراسم بهتون توهین کنه ،بعد طلاقتون بدن ابروتون تو در و همسایه بره ،بعدش پدرش به خاطره این ننگ فوت کنه ،اونوقت شهرزاد بازم باید برمیگشت پیش قباد ؟ واقعا عجیبه ،قباد اگه عاشقه واقعی بود باید تا مرگ میرفت اما اون دفتره طلاقو امضا نمیکرد ،والا منم جای شهرزاد بودم متنفر میشدم از اون مرد
تازه یک سوال شما اگه از بچگیتون تا دمه ازدواجتون عاشق یک نفر باشین بعد با کسی دیگه ازدواج کنین میتونین دیگه حتی رهگذر به عشق قبلیتون فکر نکنین ؟ عجیبه اگه انقدر قدرت دارین اما خب حداقل قباد وقتی از شهرزاد پرسید به فرهاد فکر میکنه یا نه جواب داد خاطره ها که از بین نمیرن ولی مهم اینه چیو نگه داری ،حالا خیانت شهرزاد چی بوده اینجا نمیدونم

پاسخ
الهام
28 خرداد 95 | 01:04
الهام

زهرا خانم مگه عروسی شهرزاد و قباد بیشتر از دو سال طول کشید که شما می گویید فرهاد بعد از سه سال عاشق آذر شده است اگر سریال را دیده باشید رابطه فرهاد وآذر فوقش دو ماه البته با ارفاق بعد از جدایی فرهاد و شهرزاد بود.

پاسخ
شهرزاد طفلک من
28 خرداد 95 | 00:38
شهرزاد طفلک من

شهرزاد چشمش دنبال کسی‌ نبود،چیزی رو هم تأیید نکرد، چه بسا برای اینکه قباد رو از خودش برونه سکوت کرد وقتی‌ قباد اون جمله رو گفت واگر نه قبل از طلاق سرشو انداخته بود زندگیشو میکرد، از قباد خواست شیرین رو طلاق بده یعنی‌ اصلا به اینکه ممکنه یه روزی برگرده با فرهاد فکر هم نمیکرد،روز عقدش به فرهاد گفت هنوز باورم نمی‌شه...،نگاه داشتن یادگاری از کسی‌ که باهاش بزرگ شده و بیشتر از یک نامزد معمولی‌ براش ارزش داشته عجیب نیست چون داریم درباره یک انسان صحبت می‌کنیم نه فرشته یا امام و پیغمبر. چه یادگاری ای‌ از امید مثلا نگاه می‌داشت وقتی‌ هر هفته دو بار میدیدش؟؟؟مگه قرار بود دیگه پسرش رو نبینه. اصلا نگاه داشتن یادگاری از امید به نظرتون بیشتر یادآور بدبختیش و دوًری از فرزندش نبود؟خودآزاری داره؟

اما اصلا ازدواجی که از پای و اساس غلطه با شرایط معمولی‌ فرق می‌کنه، شهرزاد از روز اول به کسی‌ تضمین نداده بود که فراموش کنه همه چیز رو،گفت فراموشی زمان میبره، اصلا مگه آدم ماشین که یه دگمه بزنه همه چی‌ یادش بره، مگه قسم خورده بود عاشق قباد بشه، اونم با شرایط تنهایی همیشگی‌ و هووی بد جنس و ...کسی‌ هم از قباد انتظار شهادت در راه شهرزاد نداشت، کمترین کاری که میتونست بکنه مشورت با شهرزاد بود. تا با همفکری راهی‌ جز قبول بی‌ چون و چرا پیدا میکردن. ولی‌ چون جرأت نداشت حتا به راهی‌ جز این فکر کنه حتا به شهرزاد هم چیزی نگفت، حالا اینو بذارید کنار همهٔ تقلا‌ها یی که فرهاد برای شهرزاد کرد ...فقط جایی دست برداشت که خود شهرزاد ازش خواست. و به خواسته شهرزاد احترام گذشت یعنی‌ درست کاری که قباد نکرد.

پاسخ
الهام
24 خرداد 95 | 21:23
الهام

درست هست که شهرزاد هم سختی کشید ولی من مخالف این موضوع هستم که اون هیچ ایرادی نداشت و انسان کاملی بود چون همه ما دیدیم که با وجود شوهر و بچه هنوز هم چشمش دنبال فرهاد بود و حتی خود او این موضوع را در قسمت27 تأیید کرد که در فرهنگ ما خیانت محسوب می شود .تازه وقتی که از یک مرد نامحرم دو یادگاری نگه می دارد پس انتظار مخاطب این است که از فرزندش نیز یادگاری نگه دارد که نداشت پس فرهاد از فرزند برایش مهم تر بود.بعد هم شما یکم خودتان را جای قباد هم بگذارید میدانید چقدر سخت است که قربان صدقه زنی بروید در حالی که تمام فکر و ذکر او مرد دیگری باشد و حتی آن را با افتخار داد بزند جلوی فرهاد و شخصیتت را خورد کند. همه ما می دانیم که دلیل طلاق قباد از شهرزاد جانش بود که با توجه به دیالوگ شهرزاد واضح بود که این مسئله را قباد به شهرزاد نگفته بود. کدامیک از شما حاضر هستید جانتان را برای هیچ چیز از دست بدهید چون در هر صورت شهرزاد را از دست می داد و شهرزاد هم بچش را. فقط اینجوری حداقل قباد پیش بچش می ماند. البته قباد فکرش را هم نمی کرد که اینقدر زود شهرزاد به فکر ازدواج بیفتد.

پاسخ
سحر
24 خرداد 95 | 11:36
سحر

قباد طلفک من روحالا خوبه شهرزاد به قباد گفت

پاسخ
سحر
24 خرداد 95 | 11:33
سحر

شهرزاد دوچار دوگانگی شده بود ازیه طرف نمیتونست عشق قدیمیش رو به سرعت فراموش کنه ازطرف دیگه داشت کم کمک به قباد علاقه مند میشد ولی بزر گ اقا نذاشت زندگی کنند انقدر وجودش از دیوان سالارا پر از نفرت شده بود که نمیتونست بچه ش پس بگیره

پاسخ
دانشگاه شریف
23 خرداد 95 | 14:49
دانشگاه شریف

شهرزاد طفلک من
تمام مدت فرهادو‌دوست داشته.....
انسان شریفی بوده است شهرزاد جان

پاسخ
ندا
23 خرداد 95 | 09:17
ندا

بابابی خیال اون خانم توماه عسل وقتی دید بچه ش بهش نمیدن وگفتن مرده نا امید شد دیگه نه توانی داشت ازشدت غصه که بره دنبال بچش نه میزاشتن رفت شوهرکرد شهرزادم همین دیگه عین زندگی واقعی شهرزادی که هیچ کس ادم حساب نمیکرد ازقباد مست وپاتیل یه مردمهربون وشیرین زبون ساخت بهش روحیه وجرات داد شهرزادنبود تاصدسال دیگه قباد با بزرگ اقا مخالفت نمیکرد همش به خاطر حرفای شهرزاد وزندگی باشهرزاد بود که یه شخصیت دوست داشتنی پیداکرد سریال قهرمان محورنبود وهمه به نوعی حق داشتن

پاسخ
شهرزادِ طفلک من
22 خرداد 95 | 11:58
شهرزادِ طفلک من

نه شهرزاد نگفت زن شریفی نیستم، شما چون همهٔ داستان رو از نگاه قباد می‌بینید فکر می‌کنید برداشتهای اون درسته، وقتی‌ میگه تو لیاقت مادر بودن رو نداری پس یعنی‌ شهرزاد مادر خوبی‌ نیست، وقتی‌ میگه اونوقتی که با من بودی تو فکر این بودی پس یعنی‌ تو فکر فرهاد بوده. چنان رفتید در قالب قباد که نمی‌تونید بیطرفانه نسبت به همهٔ شخصیتها قضاوت کنید. البته تقصیری ندارید...امثال قباد با اون همه ضعف شخصیتی شبیه همهٔ ماست و مثل آینه وجود خود ما رو بازتاب میده، ولی‌ شهرزاد و فرهاد از ما دور هستن و درکشون سختره.

پاسخ
النا
22 خرداد 95 | 00:13
النا

دوستان ‌نگران نباشید اگر فصل سوم شهرزاد در دهه ۹۰ اتفاق بیفتد امید می رود که در برنامه ماه عسل، بالاخره یجوری شهرزاد و‌کبیر را بهم برسانند.
یعنی زیاد لازم نیست نویسندگان شهرزاد، نگران حال این بچه باشند!!!!

پاسخ
زهرا
21 خرداد 95 | 22:53
زهرا

سلام من احساس میکنم دوستان بیشتر از واقعیت فیلم غرق بازیه زیبای اقای شهاب حسینی شدن ،حقم دارن ولی جدای هنرمندی فوق العاده ایشون کافی هست خودتون رچ واقعا جای نقش شهرزاد بزارین کاملا حس کنین این همه بلا سرتون بیاد بازم میتونین دوباره با قباد ازدواج کنین هر چند بی گناه باشه؟ اصلا جایی برا امید داشتین برای زندگی خوب با قباد
از نقش فرهاد خیلی نقد میشه که چرا عاشق رویا شد واقعا انتظار داشتین بعد سه سال تا اخر عمر پای شهرزاد بشینه وقتی شهرزاد شوهر داشت؟ در ضمن فرهاد نه از بزرگ اقا ترسید نه از قباد هر دو بار پای همه ی مشکلاتی که ممکن بود براش پیش بیارن وایستاد و نترسید ، اما خب انقدر بازی اقای شهاب حسینی زیبا و احساسی اجرا شده که همه دوست داشتن شهرزاد و قباد باهم دوباره ازدواج کنن اما به نظر من هیچ زنی پذیرای دوباره این اشتباه نیست

پاسخ
قباد طفلک من
21 خرداد 95 | 21:55
قباد طفلک من

شهرزاد در قسمت ۲۷ خودش شخصیتشو اورد پایین...
حالا شما همش بیایید توجیه کنید.
شهرزاد شما حتی این شعور رانداشت که حداقل خودش از حربه بچه استفاده کنه و‌جلوی بزرگ اقا وایسه.
شهرزادشما خودش در قسمت ۲۷ اعتراف کرد که من زن چندان شریفی نبودم....
حالا کاسه داغتر از اش بشوید....
افکار فمینیستی ظاهرا در دوران دهه ۳۰ هم وجود داشته و شهرزاد شما هم پیشرو.....


اونقدر از شهرزاد متنفر شدم که حد نداره....

پاسخ
فاطمه
21 خرداد 95 | 12:34
فاطمه

دوستان عزیز اگه شما به حس مادرانهٔ زنی‌ شک دارید که به همه محبت داره حتا نسبت به کسی‌ که با زندگیش بازی کرده(بزرگ آقا)، به شوهر اجباریش، و از همه مهمتر زنی‌ که نسبت به جامعه ش احساس مسئولیت می‌کنه خوب من کاری نمیتونم بکنم. چطور ممکن چنین زنی‌ بچهٔ خودش رو فراموش کنه. به نظرم شما شهرزاد رو فقط مقابل قباد می‌بینید، ولی‌ در واقع بعد از طلاق بزرگ آقا منفورِ شهرزاد شد و با اون ابراز علاقه به شهرزاد همهٔ پل‌های ممکن برای اینکه یه روز شهرزاد بتونه از طریق مذاکره با بزرگ آقا به بچه‌ ش برگرده خراب شد، این موضوعِ اول. بعدش اون روز که برای دیدن بچّش رفت و دید نیست فکر کرد داره با حربهٔ بچه باهاش بازی می‌شه. یعنی‌ قباد به خاطر این که بهش روی خوش نشون نداده بچه‌ رو میندازه وسط. روز درگیری توی حیاط هم تا قبل اون حرف‌ها اصلا نمی‌دونست قباد به خاطره بچه اومده، و اگر نه اصلا این دعوا پاا نمیگرفت، خودتون رو بذارید جای شهرزاد، مزاحمتِ قباد و به هم زدن قراره ملاقات با بچه باعث شد دیگه بخواد برای همیشه پای قباد رو از اون خونه قطع کنه،بعد از دعوا هم معلوم بود دیگه قباد نمیذاره بچّه رو ببینه. کلا شهرزاد می‌خواست هیچ ضعفی جلوی بزرگ آقا و قباد نشون نده، به خصوص به خاطر بچه، چون اگه این کار رو میکرد ممکن بود از حس مادرانش سؤ استفاده بشه، این خیلی‌ واضحه.

پاسخ
مهدی محمدی
21 خرداد 95 | 01:11
مهدی محمدی

بررسی سریال «شهرزاد» از منظر جامعه‌شناختی



برای مشاهده مطلب به آدرس زیر مراجعه کنید.

http://www.anthropology.ir/article/31591

پاسخ
شهرزاد طفلک من
20 خرداد 95 | 13:01
شهرزاد طفلک من

قباد طفلک من، شهرزاد نماد آدم هایی ‌ست که دقیقا شما قادر به درکش نیستید، شما اولویت زندگی‌ رو تامینِ مالی‌ میدونید و همین که شوهر طرف کتکش نمیزنه به نظرتون کافیه، احتمالا هم مثل حمیرا فکر می‌کنید شهرزاد تازه باید خوشحال هم باشه که زن از ما بهترون شده. خوب افکار حمیرا یی هم قادر به درک شهرزاد نیستن، به نظرشون شوهر یعنی‌ پول و راحتی، مهم نیست اون آدم سواد نداره، حرف مشترک باهات نداره، هدف مشترکی با هم ندارید، مثل بچه کوچیکی میمونه که تازه باید تربیت بشه، هم باید مادرش باشه هم همسر، باید حرف بزنه و اون شنوا باشه، نه مثل وقتی‌ که با فرهاد بود و همیشه اون حرف میزد و شهرزاد سر تا پا گوش بود. بگذریم از سایه همیشگی هوو و شوهر هفته یک روز که با هر تحلیلی در شان زنی‌ مثل شهرزاد نیست، نمیدونم دیدید شهرزاد بعد از ازدواج تو خودش بود بیشتر و دیگه اون شهرزاد شاداب نبود؟ به پدرش گفت من تو گورم فقط آتیشی آزم بلند نمی‌شه، شهرزاد خودش گفت نمی‌خوام به بدبختی خو کنم و در همین جهت هم این زندگی رو قبول کرده بود و سعی داشت وضع رو بهتر کنه اما این دلیل نمی‌شه فکر کنیم این زندگی‌ براش سخت نبود. و ورای اینها جدا افتادن از کسی‌ که دوسش داری، شکنجه‌ای سختتر از این توی دنیا هست؟

پاسخ
الهام
20 خرداد 95 | 03:44
الهام

آفرین به مهری خانم و قباد طفلک من منم حرفاتون را قبول دارم. راستشمن تا قبل از قسمت۲۷شخصیت شهرزاد را دوست داشتم ولی از قسمت ۲۷ نسبت به ای شخصیت تنفر پیدا کردم چون هیچ چیزی در دنیا مقدس تر از احساس مادری نمی تواند باشد که اینقدر راحت شهرزاد از آن گذشت.تازه خانم می گوید بیا فرهاد دوباره از صفر شروع کنیم کهاین هم دلیل واضحی بر بی ارزش بودن فرزند از نظر شهرزاد بود.

پاسخ
الهام
18 خرداد 95 | 20:09
الهام

فاطمه خانم کی گفتم شهرزاد باید تارک دنیا بشه. من فقط گفتم در قسمت 27 وقتی شهرزاد به جای دیدن بچش بلافاصله میرود گردنبند را به فرهاد میدهد تنها برداشتی که مخاطب از این صحنه دارد این است که او فرهاد را به بچش ترجیح داده است وگرنه می توانست اول دنبال بچش می رفت بعد می آمد گردنبند را می داد به فرهاد .فرهاد که فرار نمی کرد.بعد باید قبول کرد که سریال هایی که با نام یک کاراکتر هستند خواه ناخواه به مخاطب خط می دهند که باید به طرف آن بروند و این حق را از مخاطب می گیرند که خودش انتخاب کند.

پاسخ
قباد طفلک من
18 خرداد 95 | 16:05
قباد طفلک من

واقعا دل ادم برای شهرزاد خانوم ریش میشه!!!
بیچاره تو فقر و بدبختی زندگی می کرد، باباش هم برای امرار معاش این دختره بی سر زبونو و بیسواد را داد به یک خانواده فقیرتر از خودشون، شوهرشم که خیلی بددهن و بداخلاق بود و بویی از عشق نبرده بود و مدام کتکش می زد و حتی اجازه نمیداد زنش بدون اون غذا بخوره و از خونه هم نمیتونست بیرون بره، یه کلفتم داشت که باید به اونم خدمت می کرد، بچه کلفتشونم شهرزاد طفلک بینوا باید بزرگ می کرد.

بیچاره شهرزاد یه دوره بارداری رنج اوری هم داشت که حاصلش شد کابوس.

شهرزاد خیلی زجر کشید خیلی...
فکر می کنید ۲۰ سال نه طفلک شهرزاد جان با ارفاق ۲ سال زجر کشید.
آخرشم با یه طفلک بینوای دیگه به پای هم پیر شدند.

شهرزاد؛ واقعا نماد چه زنی است؟!

پاسخ
مهری
18 خرداد 95 | 08:52
مهری

بعدم مادری که بخواد غرورش را نگه داره اما به خاطر بچه حتی یک بار حاضر نشه بزرگ اقا را ببینه چی میشه اسمش را گذاشت به قول بچه ها به خاطر سعیده رفتی صحبت کردی به خاطر بچه ات نه؟ غیر ازاینکه با اینکارش پیام داد که از خودتو برادرزاده تو بچه اش متنفرم؟ بعدم مادر بودن را میشه از همسر بودن جدا کرد قرار نبود بره بگه چرا من را طلاق دادید چرا من داشتم زندگی میکردم من روز اول گفتم نمیخوام حالا چرا اینطور شد با این حرف زدن تحقیر میشد اما میرفت پیش بزرگ اقا عین یه شیر زن اصلا از قباد و جدائی و اینا حرف نمیزد فقط درمورد بچه صحبت میکرد و میومد بیرون بزرگ اقا ترتیب اثر میداد میداد نمیداد خوب نمیداد.من از عوامل فیلم متشکرم چون به من ثابت کردن هیچ فیلمی ارزش اینجور تعقیب کردن و دل بستن و باهاش زندگی کردن را نداره و من درس گرفتم که تا اخر عمرم دیگه اینطوری هیچ فیلمی را تعقیب نکنم ووقت واحساسم را نزارم.

پاسخ
مهری
18 خرداد 95 | 08:43
مهری

ببینید درسته که رفت زیر بار زور بعدم با خودش گفت چرا رفتم تا الان به این روز بیوفتم یه لحظه خودتون را بزارین جاش تمام این حرفهای درونی تمام ابراز پشیمونی ها طبیعیه منو شما را هم بزور شوهر بدن و بعدم بزور طلاق بدن همینیم اما این وسط یه اما وجود داره هیچ مادری نمیتونه نسبت به بچه اش اینقدررر خونسرد و راحت برخورد کنه شما یه بچه را اوردی شیر دادی هروز بغلت بوده نیم ساعت رفتی بیرون به شوق بچه برگشتی اونوقت اینقدررر ریلکس برخورد میکنی انگار نهانگار بچه ای بوده آغوشی بوده صدای بچه ای بوده انگار طرف یه زن بدون بچه هست یا انگار اصلا دختره دقیقا همچین چیزی تو ادم تداعی میشد قسمت 27 همه ما را تکان داد وحشت کردیم از این مادری که دیدیم من نمیگم چرا نرفت دنبال بچه کنار ماشین چون اگه میرفت قباد مطمئنا تاقچه بالا میذاشت ولی تا دم در باید میرفت باید اشکی میریخت باید بی تابی میکرد هیچیییییییی مطلقا هیچییییییییی ؟؟واقعا آدم شگفتزده میشه جای تفکرداره این فیلم با این پایان بندی
این تقصیر شهرزاد نیست تقصیر عوامل فیلم نویسنده و کارگردان هست که با این شتابی که توی فیلم نشون دادن فیلم بیچاره را به این روز دراوردن

پاسخ
فاطمه
17 خرداد 95 | 20:41
فاطمه

الهام خانوم می شه بپرسم از نظر شما شهرزاد باید چیکار می کرد که مادر نمونه می شد. اگه تارک دنیا می شد و تا آخر عمر یه گوشه می شست آبغوره می گرفت مادر فداکار بود؟ بله اسم سریال قطعا فقط می تونست شهرزاد باشه چون در هر مرحله شجاعانه ترین تصمیم رو گرفت و کارایی رو کرد که آدم معمولی شاید درک اش نکنه. زجر زندگی با قباد کم نبود اما تصمیم گرفت از همون شرایط نامناسب زندگی خوبی بسازه و اونجایی که فهمید سر خم کردن دیگه فایده ای نداره و هرچقدر سر خم کنه زورگو جلوتر می یاد به اشتباهش پی برد و اون رو تکرار نکرد. این یعنی انسان باهوش و پیش رو

پاسخ
فاطمه
17 خرداد 95 | 13:06
فاطمه

مشخصه...اولا بزرگ آقا با زندگی اش بازی کرده بود. دلیل اش هم فقط برای این بود که خودش به شهرزاد علاقه داشت..بعد هم قصد داشت به زورگویی ادامه بده. شهرزاد رو مثل شی می بینه و اونو جزو اموال دیوانسالارها حساب می کنه. زورگویی بزرگ آقا باید یک جا تموم می شد و یک نفر باید جلوش وایمیستاد. شهرزاد درست ترین کار و عاقلانه ترین کار رو کرد. در هر صورت بزرگ آقا نمی ذاشت به بچه اش برسه رفت به جای گریه و ناله و بدبخت تر نشون دادن خودش دقیقا کاری رو کرد که بزرگ آقا گفته بود حق نداری...شهرزاد قصه یه بار خفیف شد زیر بار حرف زور اما مشخصا بعد از طلاق ابراز پشیمونی کرد از این تصمیم و از راه کج رفته رو برگشت

پاسخ
الهام
17 خرداد 95 | 03:17
الهام

فاطمه خانم بی عاطفی شهرزاد نسبت به بچه اش در قسمت ۲۷که فرهاد را به بچه اش ترجیح داد به طور کامل مشخص بود و نمی شود آن را نادیده گرفت .من مشکل این سریال را در نامش می بینم چون متأسفانه خیلی ها فکر می کنند چون نامش شهرزاد است پس تمام کارهایش درست است و باید توجیه شود.

پاسخ
مهری
17 خرداد 95 | 00:08
مهری

خوب یعنی شما میگی چرا به حاطر بچه اش حاضرنشد بابزرگ اقا روبرو بشه؟میشه اینو بازکنین واسه من یکی حداقل

پاسخ
فاطمه
14 خرداد 95 | 16:47
فاطمه

نه بابا!! یعنی مشکل اینایی که انتقاد می کنن با شش ماه یکسال حله؟؟ نه مهری خانوم درد عمیق تر از این حرفاست. وقتی هم جنس های شهرزاد نمی تونن درکش کنن و بهش انگ بی عاطفه بودن و بی وفایی می زنن. می گن به پای مردی بشین که اولا از اول زوری و تحمیلی بوده که این خودش خیلی تحقیرآمیزه و بعد هم اساسا درصدی از نظر فکر و شخصیت شبیه بهت نیست. بعد همه اینا به کنار دوباره سر طلاق که بازهم تحقیرت کردن دم نزن بشین منتظر تا همون آقایی که مقابل این حقارت نایستاد که هیچ خودش هرشب هرشب با جملات دلنشینی مانند زن مطلقه رو چه به این هارت و پورتا و تو حق نداری به من نه بگی و ...مزاحمت می شه. شهرزاد چرا عجله داشت؟ جوابش واضحه...به اون سکانسی دقت کنید که به خاطر بچه اش هم حاضر نشد با بزرگ آقا روبرو بشه. بزرگ آقایی که بهش ابراز علاقه کرده بود. بله شهرزاد باید هرچه سریعتر یک تکیه گاه پیدا می کرد در مقابل زورگویی بزرگ آقا و حرفهای غیر منطقی قباد. منظورتون چیه که تموم شد ...اثر هنری مگه تموم میشه. تا وقتی که بشه دیدش تا همون وقت هم می شه راجع بهش حرف زد.

پاسخ
مهری
10 خرداد 95 | 23:37
مهری

فاطمه خانوم رسیدن بخیر.تموم شد رفت همه چی.هنوز دنبال روشنایی هستی بعدم ابجی
کسی حرفی نداره زن فرهاده بشه گوارای وجودش صبر کنه یه ششماه یه سال بگذره بعدش نگران چی بود فرهاد که فرار نمیکرد فرارمیکرد؟
ولش کنین تموم شده رفته یه صلواتی بفرستین ختم بشه

پاسخ