ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
0
یاسمن خلیلی فرد
یک ماه پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعماهنامه "فیلم"

نقدی دیگر بر فیلم «نبات» » آمدی جانم به قربانت ولی ...

«نبات» نخستین فیلم بلند پگاه ارضی از آن جهت اثر قابل­تأملی­ست که چه در اجرا کاملاً شسته­رفته است و چه در قصه­گویی، انتخاب جنس روایت­پردازی و تبدیل موقعیت­هایش به داستان عملکرد درستی دارد؛ این چند...

  

نگاهی به فیلم «نبات» ساخته پگاه ارضی:

 «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟»
«نبات» نخستین فیلم بلند پگاه ارضی از آن جهت اثر قابل­تأملی­ست که چه در اجرا کاملاً شسته­رفته است و چه در قصه­گویی، انتخاب جنس روایت­پردازی و تبدیل موقعیت­هایش به داستان عملکرد درستی دارد؛ این چند ویژگی، عناصر گم­شده­ی بسیاری از فیلم­های امروز سینمای ایران­اند که فیلمساز جوان با درایت از عهده­شان برآمده است و همین امر در نگاه اول چند برگ برنده در اختیار فیلم قرار می­دهد.
«نبات» حول ایده­­ای ناب از موقعیتی که تاکنون بارها به انحای مختلف به آن پرداخته شده شکل گرفته است؛ مادر گم­شده­ای که به ناگاه سرو کله­اش پیدا می­شود و زندگی همسر و فرزندش را دستخوش تغییر می­کند.
فیلم درعین کم­ادعا بودنش خردمندانه ساخته شده است. درام نقطه­ی آغاز درستی دارد؛ فیلمساز از مقدمه­چینی­های بی­مورد پرهیز کرده و عناصر درام را در جای درست خود می­چیند. به همین سبب ضرباهنگ کار در سراسر فیلم حفظ می­شود و تعلیق به تدریج به آستانه­ی اوج می­رسد. سکانس­های آغازین فیلم گرمای قابل توجهی دارد؛ جنس رابطه­ی پدر و دختر و ترسیم زندگی آرام و شیرین آن­ها دوست­داشتنی از آب درآمده و درعین حال نویدبخش آن است که با فیلمی قصه­گو سرو کار داریم. فیلم با ریتم خوبش مسیر خود را به درستی طی می­کند و از نقطه­ای به نقطه­ی دیگر می­رسد. این مسیر اما با ورود رویا (نازنین فراهانی) به داستان و آشکار شدن تدریجی هویت­اش تغییر می­کند و ثبات و سرخوشی­های سکانس­های آغازین آن به مرور به التهاب و نابسامانی تغییرجهت می­دهد. تغییر لحن فیلم در کنار تغییراتِ درونی شخصیت­هایش فرآیندی­ست که مخاطب را از لایه­ی سطحی درام عبور داده و او را به لایه­های زیرین متن می­کشاند. این­جاست که کار نویسنده سخت می­شود. او در عین در اختیار داشتن مصالح داستانی باید بر شخصیت­هایش متمرکز شود و همسو با روند پیش­روی روایت، تغییرات و دگردیسی­های کاراکترهایش را نیز ترسیم کند. درواقع روایت­پردازی و تغییرات خلق و خویی شخصیت­ها بی­آن­که از نفس بیفتند به موازات هم درام را به تکامل می­رسانند. طرح پیرنگ اصلی کار آن­قدر دقیق است که علاوه بر شکل­گیری پیکره­ی درام شخصیت­ها نیز جایگاه خود را به­درستی می­یابند و تأثیر متقابل رویدادها و شخصیت­­ها بر یکدیگر فیلم را پیش می­برد اما از طرفی برخی از خرده پیرنگ­های فرعی در قصه نادیده گرفته شده­اند و عدم توجه به این جزییات مخاطب را با سوالاتی مواجه می­کند؛ مثلاً این­که چه­طور نبات هرگز نسبت به دیدن عکس یا تصویری از مادرش کنجکاو نشده است؟ مگر می­شود او در طول آن دوازده سال دست­کم یک بار از پدرش نخواسته باشد عکسی را از مادرش به او نشان دهد؟ هم­چنین پس از مواجه شدن سایه و سعید انتظار می­رود که فیلم به چرایی ترک خانه از سوی سایه اشارات پررنگی داشته باشد اما درنهایت پاسخ دقیقی برای این پرسش نمی­یابیم و دلایل ذکر شده از سوی سایه نیز آن­قدر منطقی نیستند که شخص به خاطرشان قید فرزندش را بزند و آن همه سال او را نبیند. ساده­انگاری در پرداختن به جزئیاتی این­چنین به بنای کلی فیلم آسیب­هایی را وارد کرده است.
کانون بحران در «نبات» بحران رابطه­ی انسانی­ست؛ رابطه­ای که براساس تصمیمات گذشته­ی آدم­ها خدشه­دار شده­ است و تبعات این اتفاق به وقوع بحران در زمان حال منجر می­شود و آسیب مستقیمش به نبات- فرزند زوج متارکه­کرده- می­رسد. یکی از مهم­ترین تصمیمات فیلمساز حفظ اعتدال در ارائه­ی داده­ها درباره­ی هر سه شخصیت اصلی فیلم است. برخلاف بسیاری از فیلم­های این­چنینی که فیلمنامه از بیان انگیزه­ها و تصمیمات برخی از کاراکترهایش بازمی­ماند و برعکس کاراکتری دیگر را برجسته می­کند در «نبات» فیلمساز می­کوشد تا در طرح و ارائه­ی عادلانه­ی این اطلاعات و انگیزه­ها به مخاطب خساست به خرج ندهد و به همین سبب است که میزان همذات­پنداری­مان با آدم­های قصه کاملاً برابر است و آن­ها را در ذهن خود به قطب­های مثبت و منفی تقسیم­بندی نمی­کنیم. مجموعه­ی شخصیت­های فیلم مملو از خصوصیات مثبت و منفی اخلاقی­اند، مجموعه­ای از تضادها، رازها، یواشکی­ها، دروغ­ها و تناقض­هایی که ملموس و قابل درک­اند و اغراقی در طرح آن­ها به چشم نمی­خورد. هر سه شخصیت «نبات» واجد ابعاد دراماتیک­اند و تضادهای درونی و برونی کاراکترها و سیر تحولی که در جهت رشدیافتگی طی می­کنند به لحظه­لحظه­ی فیلم جذابیت نمایشی می­بخشد. حاصل فرآیند تحول شخصیت­ها آن است که در پایان فیلم آدم­های ابتدای داستان به آدم­های جدیدی تبدیل می­شوند؛ درواقع ثبات و ایستایی آغازین کار در سکانس نهایی باز هم به آن برمی­گردد اما به شکلی دیگر، نمویافته و به تکامل­رسیده.
علاوه بر کارگردانی ارضی، بازی­های هر سه بازیگر اصلی از امتیازهای مهم فیلم است. بازی ستایش محمودی -دختر نوجوان فیلم- نشان از قابلیت­هایش برای تبدیل شدن به یک بازیگر بسیار خوب را در آینده­ی بسیار نزدیک دارد. او تحولات شخصیتی نبات را به زیبایی به نمایش می­گذارد و از لحاظ حسی موفق می­شود دغدغه­های درونی شخصیت را به مخاطب منتقل کند. بازی او در سراسر فیلم یکدست است و شامل اکت­های مختلفی می­شود. ستایش محمودی شاید مهم­ترین سهم را در شکل­گیری درام داشته باشد؛ بازیگری که با نقش­اش عجین شده و آن را "ساخته است." نازنین فراهانی حضور غافلگیرکننده­ای دارد. حضور او در طول داستان رنگ تهدید به خود می­گیرد. او می­تواند با گفتن حقیقت به نبات، سرنوشت او را برای همیشه تغییر دهد. نازنین فراهانی با بازی به­جا و حساب­شده­ی خود در القای این احساس به مخاطب کاملاً موفق می­شود. حضور عالی شهاب حسینی با بازی جاندار و پویایش از دیگر برگ­های برنده­ی اولین ساخته­ی پگاه ارضی­ست. پس از تماشای «نبات» می­توان به این نتیجه دست یافت که امکان ندارد یک فیلم خوب بازی­های خوبی نداشته باشد.
در انتها باید عنوان کرد «نبات» فیلم قابل­احترامی است که در عین تلخی­ موضوعش خود را قربانی تلخی­هایش نمی­کند و حتا همان شیوه­ی پایان­بندی نشان می­دهد فیلمساز در پی یافتن معانی شیرین و عمیقی از دل همین تلخی­ها بوده است.