0
سامان پارسی
۷ ماه پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه سایه

نقد فیلم غول بزرگ مهربان, BFG, رویاهای دوست داشتنی

امتیاز منتقد به فیلم :

غول بزرگ دوست داشتنی اقتباسی است از داستانی به همین نام از رولد دال نویسنده معروف انگلیسی درباره دختر بچه ایی که در یتیم خانه ایی در لندن غولی بزرگ را می بیند و همراه او به سرزمین غول ها می رود.

  

رویاهای دوست داشتنی

نگاهی به غول بزرگ مهربان، اثر: استیون اسپیلبرگ

سامان پارسی

کارگردان: استیون اسپیلبرگ، فیلمنامه: ملیسا متیسون، مدیر فیلمبرداری: جینس کامینسکی، تدوین: مایکا کان، موسیقی: جان ویلیامز، بازیگران: مارک رایلنس( غول بزرگ مهربان)، روبی بارنهیل(سوفی)، پنه لوپه ویلتون(ملکه الیزابت دوم)، محصول: آمریکا، 117 دقیقه.

غول بزرگ دوست داشتنی اقتباسی است از داستانی به همین نام از رولد دال نویسنده معروف انگلیسی درباره دختر بچه ایی که در یتیم خانه ایی در لندن غولی بزرگ را می بیند و همراه او به سرزمین غول ها می رود. اسپیلبرگ در کارنامه هنری خود e.t را دارد که با گذشت سالها همچنان یکی از بهترین فیلم های تخیلی است که برای کودکان ساخته شده و علاقه او به دنیای کودکان بار دیگر باعث شده یکی از داستان های محبوب آنها را مبنای ساختن فیلم جدیدش قرار دهد. فیلم در ابتدا یادآور e.t است اما پس از دقایقی خیابان های سنگفرش لندن و دختری در یک یتیم خانه مخاطب را یاد داستان های چارلز دیکنز می اندازد. غول بزرگ دوست داشتنی داستانی محبوب میان کودکان است که اتفاقا قابلیت تبدیل شدن به فیلم را ندارد و از همین جا مشکل اصلی روایت شروع می شود. اقتباس از آثار ادبی در بسیاری از موارد مشکل است و در بیشتر موارد با توجه به روایت های فرعی مختلفی که نمی توان در زمان محدود آنها را به تصویر کشید معمولا اقتباس های سینمایی بسیار ضعیف تر از آثار ادبی شان هستند اما داستان غول بزرگ مهربان از رولد دال قابلیت تبدیل به نسخه سینمایی را ندارد و برای همین با اینکه اسپیلبرگ به خوبی می تواند مخاطبش را وارد جهان داستانش کند اما بر خلاف e.t  که رابطه میان موجودی عجیب و کودکان بسیار مخاطب را تحت تاثیر قرار می داد در غول بزرگ ارتباط میان شخصیت های داستان به گونه ایی نیست که بتواند مخاطبش را تحت تاثیر قرار دهد. اسپیلبرگ که آثار بزرگی در سینما دارد و نوآوریهای او در پارک ژوراسیک و استفاده خلاق از جلوه های ویژه نام او را در این عرصه مطرح کرد در غول بزرگ از فیلم قبلی خود یک قدم به عقب بر می دارد و با اینکه صحنه هایی جذاب و زیبا خلق می کند اما در همین نقطه باقی می ماند و نمی تواند مخاطبش را که انتظار زیادی از او دارد راضی کند. اسپیلبرگ که با همکاری ملیسا متیسون فیلمنامه را نوشته است با اینکه جهان داستانش در یک دنیای خیالی در خیابان سنفگرش لندن اتفاق می افتد در انتها شاهد حضور ماشین های مدرن مانند هلیکوپتر هستیم که غول ها را در سرزمینی دور دست رها می کنند. روبی بارنهیل در نقش سوفی بازی بسیار عالی دارد و بی شک یکی از استعداد های آینده سینمای است و بازی زیبای او در نقش دختری خیال پرداز که می خواهد به یک غول بزرگ مهربان کمک کند تا غول های دیگر را که آدمخوار هستند و او را اذیت می کنند با کمک ملکه تنبیه کند قابل تحسین است. مارک رایلنس که پس از پل جاسوسان دومین همکاریش با اسپیلبرگ است در نقش غولی مهربان و تنها با گریم بسیار و جلوه های ویژه به خوبی با حرکات صورت و بیان عالی کلمات چهره ی سرد و تنهای یک موجود خیالی را به نمایش می گذارد. 

غول بزرگ درباره موجودی خیالی است که سعی می کند شب ها در شهر با گرفتن رویاها انسانها را خوشحال کند و برخلاف دیگر موجودات سرزمین غولها او با خوردن گیاهان زندگی می کند. شیوه او که بسیار متفاوت از دیگر همنوعانش است باعث شده در جهان خودش تنها باشد و مواجهه اتفاقی او با دختری خیال پرداز و تنها در یک یتیم خانه مخاطب را یاد الیور تویست چارلز دیکنز می اندازد. داستان درباره دو موجود تنها در دو جهان متفاوت و موازی است که به واسطه یک اتفاق زندگی آنها به یکدیگر پیوند می خورد و با توجه به اینکه هر کدام در جامعه خود دارای جایگاه خاصی نیستند تصمیم می گیرند با یکدیگر زندگی کنند. سوفی دختری تنها است که می خواهد کنار غول مهربان زندگی کند اما خطر بزرگ برای او همنوعانی هستند که انسانها را شکار می کنند. ارتباط آنها در دنیای هیچ کدام قابل قبول منطقی نیست اما هر دو به خاطر تنهایی شان مایلند دوست هم باقی بمانند. 

هر دو در دو جهان موازی زندگی می کنند که حضور هر کدام در جهان دیگر تقریبا غیر ممکن است اما آنها تصمیم می گیرند با کمک یکدیگر به تنهایی شان پایان دهند. غول بزرگ با اینکه شروعی خوب دارد و در میانه به اوج می رساند ام این اوج در همان میانه فرو می ریزد و اسپیلبرگ که با خلق برخی صحنه های کمدی مانند زمانی که غول نوشیدنی معروفش را می خورد یا زمانی که همراه ملکه و ژنرال ها آن را می نوشد هیجان کمی به فیلم می دهد اما به طور کلی ساختار داستانی فیلم نمی تواند ارتباط خوبی با مخاطبش برقرار کند.

فیلم نه قدرت روابط عاطفی میان شخصیت هایش در رابطه دوستانه کودکان و e.t  را دارد نه هیجان و ماجراجویی تن تن و نه نوع آوری پارک ژوراسیک و نمی تواند انتظارات مخاطب از اسپیلبرگ را برآورده کند. با این حال غول بزرگ مهربان با بازی عالی بازیگرانش و خلق صحنه هایی زیبا و موقعیت هایی کمدی فیلمی سرگرم کننده برای مخاطب است و با اینکه اسپیلبرگ به خوبی جهانی تخیلی و پر از شگفتی را مانند زمانی که غول و سوفی در چشمه رویاها می پرند خلق می کند اما در مقایسه با خودش این روش ها ناب نیستند و با توجه به فیلم هایی که با استفاده از تکنولوژی  cgi ساخته شده اند غول بزرگ مهربان یک اثر خلاق در کارنامه اسپیلبرگ نیست. ولی صحنه های زیبای بسیاری دارد که با موسیقی عالی جان ویلیامز فیلم را به اثری خوب تبدیل کرده است که می تواند مخاطبش را تا انتها مشتاق نگه دارد. اسپیلبرگ که فیلم های بزرگی در کارنامه هنری خود دارد به خوبی مانند فهرست شیندلر روابط میان شخصیت هایش را به تصویر کشیده و بر مخاطبش تاثیر گذاشته در غول بزرگ نمی تواند این ارتباط را در درون روایتش باور پذیر کند و همین سبب در مهمترین صحنه فیلم یعنی جدایی غول و سوفی که در e.t بسیار تاثیر گذار بود معمولی جلوه می کند و دوباره هر کدام در جهان خود به زندگی ادامه دهند. روایت های فرعی که نادیده گرفته شده اند و تاکید بیشتر بر استفاده از تاثیر دیالوگ تا تصویر با اینکه فیلم برخی ویژگی های روایت کلاسیک اسپیلبرگ در روایت داستان های کودکانه را دارد اما خلاق نیست و همین غول بزرگ را به اثری سرگرم کننده تبدیل کرده است. 



فیلم داستان دختربچه ای به نام سوفی است که به طور اتفاقی با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود که در شهر به دنبال غذا است. درحالی که بقیه غول ها با پیدا کردن محل زندگی انسان ها ، قصد دارند که به انگلستان حمله کنند و تمامی کودکان آنجا را بخورند. حال سوفی و غول بزرگش سعی می کنند که مانع انجام این عمل شیطانی شوند.