ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم جان ویک 3: پارابلوم, John Wick 3: Parabellum, جان ویک قاتلی از جنس کنستانتین!!

سید علیرضا واعظ موسوی
یک ماه پیش - ۶ دقیقه مطالعه
منبعhttp://wimdb.ir/review/details/589
امتیاز منتقد به فیلم :

«کیانو ریوز» در نقش «جان ویک» همان حرکات بدن و نوع بیانی را دارد که در نقش «کنستانتین» داشته است! کاراکتری تکراری!! همان «نیو» قهرمان اسطوره ای «ماتریکس»! چیزی که در ماجرای «ژان‌کلود ون دم» دیده ایم این بار در مورد «کیانو ریوز» می بینیم!! کاراکتری تکرار شونده و تیپیک با این تفاوت که کیانو ریوز هنرمند تر و ژان‌کلود ورزشکار تر است؛ ورزشکاری خشک و بی هنر! در مجموعه فیلم های «جان ویک» سقوط اسطوره و منجی فرازمینی همچون کنستانتین و «نیو» در ماتریکس...


«کیانو ریوز» در نقش «جان ویک» همان حرکات بدن و نوع بیانی را دارد که در نقش «کنستانتین» داشته است! کاراکتری تکراری!! همان «نیو» قهرمان اسطوره ای «ماتریکس»!

چیزی که در ماجرای «ژان‌کلود ون دم» دیده ایم این بار در مورد «کیانو ریوز» می بینیم!! کاراکتری تکرار شونده و تیپیک با این تفاوت که کیانو ریوز هنرمند تر و ژان‌کلود ورزشکار تر است؛ ورزشکاری خشک و بی هنر!

در مجموعه فیلم های «جان ویک» سقوط اسطوره و منجی فرازمینی همچون کنستانتین و «نیو» در ماتریکس را در قالب یک قاتل مزدور اما اخلاق مدار می بینیم؛ یک تنزل در سینمای منجیگرایانه و ضعف برای «کیانو ریوز» است. شاید او به اختیار خود انتخاب کرده است که بجای آنکه یک منجی از نوع «انسان ماورائی» باشد، یک منجی از جنس «آدم زمینی» باشد! اما به هر حال این انتخاب شخصی یا گزینش کنترل شده از بیرون (توسط سازندگان)، تنزل شخصیت هنری را برای کیانو ریوز به همراه دارد. تنزلی فلسفی و به دور از توجیه قانع کننده! اگرچه که زنده ماندن مدام وی پس از زخم ها و جراحت های بی مانند و دردآور، جلوه ای اسطوره‌ای به او می دهد!


۱. مغرور و تک گرا، قاتل اما اصولگرا!!

«کیانو ریوز» در «جان ویک» یک قاتل درونگرا، سرد و دقیق است اما برای خود اصول اخلاقی قائل است! چیزی که ما از کاراکتر های مشابه او در فیلم های سینمایی دیگر شاهد نیستیم!

اصول اخلاقی که در آن «خیانت» به عهد، جزایی جز مرگ ندارد حتی به قیمت لغو امتیاز هتل «کنتیننتال» (Continent Hotel)!! و عهد همچون قلاده ای از جنس خون و آهن به گردنش است و برای ادای عهد و دین، جان خود را به خطر می اندازد و رفاقت یک پیمان معنوی قدرتمند و عشق یک ظرفیت درونی آتشین برای اوست! او قاتلی مصمم اما عاشق خانواده است حتی اگر خانواده برای او جز خاطره ای در چهره ی یک سگ تجلی دیگری نداشته باشد!!


۲. جامعه ی روی زمین و محافل زیر زمینی

در این فیلم ما شاهد گروهی نهان روش که گویا تمامی باندهای مافیایی و افراد جنایتکار و فاسد را در خود جای داده است، هستیم و گاهی در نماهایی می بینم که گویا تمامی ابنا بشر جزو این گروه هستند، چون پیامک جایزه برای قتل جان ویک به عمده افراد حاضر در اجتماع، ارسال می شود و همه طالب خون او می شوند!

گروه های مخفی و نهان روش مثل ایلومیناتی و فراماسونری و اسماعیلیان و... در طول تاریخ وجود داشته اند و در برابر جامعه و اعتقادات عمومی از آیین و رسوم و مرام خود حفاظت می‌کرده اند و در پی افزایش قدرت بیشتر بوده اند.

اما گروه نهان و مخفی که در مجموعه «جان ویک» به نمایش در می آید، گویا گروهی فراگیر از تمامی گروه ها و افراد مخفی جنایتکار در سراسر دنیا و هر قوم و نژادی است!! که تحت مدیریت «مجمع عالی»، منظم و قانون مند می شوند.

وقتی این فیلم را دیدم به یاد مجموعه فیلم پدرخوانده یا فیلم «m» و یا انجمن نجیب زادگان عجیب (به انگلیسی: The League of Extraordinary Gentlemen ) و فیلم های مشابه دیگر افتادم.

اینکه واقعا این نوع تشکیلات در جهان وجود دارد به عقیده من که سال ها است در این زمینه تحقیق می کنم امری محال است! گروه های نهان روش و مافیاها، دارای مرام های خاص خود هستند و هر مجموعه هر چقدر سازمان یافته تر و اعتقادی تر باشد، حفظ چهارچوبه اعتقادی و مرام و آئینش برایش اهمیت بیشتری دارد؛ پس نمی توان انتظار داشت که همه گروه های نهان روش با هم دیگر در سر یک سفره بنشیند و به سوی هم نمکدان پرتاب نکنند!! 

ولی می توان انتظار داشت که تعداد زیادی گروه نهان روش که با هم در برخی مسائل دارای اشتراکات و منافع مشترکی هستند، بر سر منافع و قلمرو حکمرانی، سازش کنند و تفاهم نامه های کتبی و شفاهی منعقد کنند؛ اما اجتماع همه در یک مجمع بعید و عجیب است.

این فیلم سعی دارد فرضیه «توطئه» را هرچه بیشتر برای مخاطب باورمند کند و مخاطب را در بهت و ترسی از وجود یک سازمان عریض و طویل و خوفناک و قانون مند و قدرتمند در همه زمینه ها، نگه دارد؛ چرا این هدف را دارد؟ باید گفت بهترین دلیل، جواب امام علی (ع) است: «النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا» ( حکمت 163 نهج البلاغه= مردم دشمن آنند كه نمى دانند) با ایجاد یک حجم عظیم از نادانسته های مردم که عمده آن دروغ است (همانطور که دلیل آن را گفتم)، مردم را در مقابل این تصویر از یک جامعه مخفی قرار می دهند که به جهت عدم علم مردم به بود و نبود این سیستم، ترس ایشان را در پی دارد و در نتیجه ی این ترس، افسار بندگی بر گردن آنها بیشتر جا می افتد! و مردم دیگر نمی توانند مرجع و پناهگاهی برای فرار از خطرات را برای خود تصور کنند، چون همه چیز را در دست قدرتمند عده ای مخفی که در همه جا حضور دارند، می بینند! با این شیوه لابی های قدرت که آنچنان نفوذ اجتماعی ندارند، از سایه بزرگی که برای خود به وجود آورده اند، بیشتر از اندام سازمان خود مردم را می ترسانند!!


۳. کنترل جهان در دست پادشاه عرب!

نکته ای خاص در این مجموعه فیلم وجود دارد که و آن اینکه «مجمع عالی» که اداره کننده این سیستم مخوف و منظم و جنایتکار است، گویا توسط فردی «عرب» اداره می شود که در بیابان حضور دارد! در دو فیلم اول و دوم «جان ویک» صحبتی از وی نبود اما در فیلم سوم جان ویک برای رهایی از فرمان مرگ به دنبال او می گردد و با راهنمایی یکی از اعضای بلند پایه سیستم، راه بیابان را در پیش می گیرد و در زمان ناتوانی و خستگی و تشنگی از حال می رود و در چادر بادیه ای پادشاه عرب که رئیس مجمع است بیدار می شود و پس از برگشت از نزد پادشاه عرب و دیدن خیانت توسط دوست خود (مدیر هتل کنتیننتال) به دوست دیگر خود که رئیس باند گدایان است پناه می برد.

رئیس باند گدایان همان بازیگر نقش مورفیوس در فیلم ماتریکس است و در اینجا او و جان ویک زخم خورده از سیستم و نگاهشان مملو از میل انتقام است.

این سکانس و این خط داستان و پادشاه سیستم که عرب است مرا به یاد مستند قدیمی پیشگویی نوستراداموس می اندازد که گویا در دهه ۹۰ میلادی ساخته شده بود. در فیلم از پادشاه عربی اسم می برد که قصد داشت جهان را به نابودی بکشاند و حتی به سوی ایالات متحده آمریکا هم موشک اتمی شلیک می‌کرد! این پادشاه عرب اشاره به حضرت مهدی (عج) دارد و در فیلم جان ویک هم همین پادشاه عرب و با احتمال بالا با همان کنایه به منجی بشریت یعنی حضرت مهدی (عج) حضور دارد! و گمان می کنم باید منتظر فیلم چهارم جان ویک با موضوع طغیان علیه پادشاه عرب باشیم!! که اگر چنین باشد باید معنای مجموعه فیلم جان ویک را کنایه ای از قدرت نفوذ تشیع و امام آن در جهان دانست که در زیر پوست جامعه حضور دارند! و حضور پادشاه عرب در بیابان هم کنایه جالبی بر داستان های تشرف یافتگان به محضر امام زمان در بیابان است!!

یا سازنده این مجموعه فیلم واقعا قصد کشاندن لایه ی معنایی داستان به سوی منجی آخر الزمانی و سواستفاده از این ظرفیت به نفع جهان شیطان صفت لیبرال را دارد و یا اینکه در خوش بینانه ترین حالت فقط از ظرفیت های موجود در داستان منجی آخرالزمان قصد دارد سناریو فیلم خود را پر بار تر کند. اگرچه که این مسئله یک خوش بینی افراطی است چرا که می توان به راحتی لایه های معنایی مربوط به آخرالزمان را در این مجموعه فیلم اثبات کرد. استفاده از کیانو ریوز که بازیگر فیلم های آخر الزمانی ماتریکس و کنستانتین است یکی از این دلایل است و البته بکار گیری دیالوگ های تکراری از فیلم های ماتریکس و کنستانتین در مجموعه فیلم جان ویک. و همراهی مورفیوس قدیم با وی نیز یکی دیگر از همان دلایلی است که من اسم آن را در چنین فیلم هایی «تداوم معنا در یک بازیگر» می گذارم! قدرت پشتیبانی مورفیوس (لورنس فیشبرن) برای «نیو» در ماتریکس اینبار باید برای «جان ویک» توسط همان بازیگر (لورنس فیشبرن) و در نقش شاه گدایان ظاهر شود!

۴. خون و درد در غایت معنا

این مجموعه فیلم فقط به درد عاشقان فیلم های «هیتمن» و «بیل را بکش» و امثال آن و یا بازی های «GTA» و شبیه آن می خورد. عملا دیدن آن به نوجوانان و کودکان توصیه نمی شود و البته افراد میان سال که بیشتر به دنبال فیلم های اجتماعی نرم و متمایل به فانتزی هستند!

این مجموعه فیلم، خون ریزی را به اعلا درجه اش بالا می برد که گاه فانتزی و غیر واقعی جلو می کند و بیننده این حجم از خون ریزی و راه انداختن جوی های خون را باور پذیر نمی داند. به هر حال می توان به اکران فیلم شماره یک «جان ویک» سبکی جدید را در فیلم سازی معرفی کرد که در آن خشونت و خون ریزی افراطی وجود دارد و دیگر داستان و پی رنگ، ارزش خود را از دست می دهند و در حاشیه هستند و هدف بیننده این است که قاتل با چه شیوه ای از مهلکه جان سالم به در می برد! اینکه گفتم باید اکران این مجموعه فیلم را شروع یک سبک خاص دانست و اینکه در ابتدای این بخش این فیلم را با بیل را بکش مقایسه کردم، با هم در تناقض نیستند، چرا که بیل را بکش مقدم بر جان ویک است، اما معتقدم سینما و جهان اندیشه ی «تارنتینو» چیزی متفاوت و خارج از این موضوع است و اصلا نمی توان سبکه «تارنتینویی» را با امثال جان ویک مقایسه کرد. اتفاقا بر عکس جان ویک، آثار تارنتینو دارای داستان و سیر فلسفی خوبی است که هم جذابیت های بصری دارد و هم داستان همه فهم و هم متن قوی و هم بازی بجای بازیگران؛ سبک «تارنتینو» سبک خاص اوست که فکر می کنم کسی نمی تواند به مانند اون بسازد و تقلید کند.

در پایان باید گفت که مجموعه فیلم «جان ویک» در عین ضعف داستان (به نحوی که مثلا هنوز شخصیت ها ساخته و به مخاطب معرفی نشده اند یا نابود می شوند و یا با کم رنگ شدن حضورشان، از داستان خارج می شوند و یا اینکه حول محور داستانی ناگفته، فیلم به جلو می رود و خیلی بد تاریخچه شخصیت اصلی را بیان می کند!)، هم تاثیر روانی منفی خود را بر مخاطب می گذارد و بار خشونت را در جامعه افزایش می دهد و هم دارای لایه ی معنایی است که به احتمال قوی به همان سویی می رود که پیش بینی کرده ام. باید منتظر باشیم و ببینیم قسمت دیگری در کار است و وارد بازار می شود یا نه!


سید علیرضا واعظ موسوی

25خرداد 99

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است