نقد فیلم جن گیر, The Exorcist, فیلمی واجد ارزش تاریخی

یک سال پیش

۱۷ آذر ۱۳۹۹

رابرت کوهلر

امتیاز منتقد به این اثر: ۸ از ۱۰

مهم‌ترین پیشرفتی که در نسخه‌ی بازسازی‌شده نسبت به نسخه‌ی اریجینال وجود دارد، کار صدابرداران اسکار گرفته به سرپرستی «استیو بودکر» و همکاری «مایکل مینکلر» و «گری ریزو» است که بطور دیجیتال بازسازی شده است و حالا ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد. لطف تماشای این شاهکار سینما دهه‌ی 70 میلادی در سینماهای دیجیتال باعث می‌شود تا نسل جدیدی که به سینمای جدید و سرعت روایت بالا عادت کرده است با ارزش‌های واقعی سینما آشنا شود.

ماجرا در جرج تاون در حومهٔ واشینگتن دی سی می‌گذرد. کریس مک‌نیل، بازیگر زن تلویزیون، نگران سلامت دخترش، رِیگِن، است که دچار تشنج شدید شده و در رختخواب به خود می‌پیچد. پزشکان از درمان دخترک ناتوان‌اند، تا آنجا که به کریس پیشنهاد می‌کنند از یک جن‌گیر کمک بگیرد.

ترجمه اختصاصی سلام سینما

مهم‌ترین پیشرفتی که در نسخه‌ی بازسازی‌شده نسبت به نسخه‌ی اریجینال وجود دارد، کار صدابرداران اسکار گرفته به سرپرستی «استیو بودکر» و همکاری «مایکل مینکلر» و «گری ریزو» است که بطور دیجیتال بازسازی شده است و حالا ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد. کار تدوین صدا نیز که برعهده‌ی «کریس نیومن» بوده است، اکنون بیش از پیش تحسین مخاطب را برمی‌انگیزاند. صدایی که مخاطب دهه‌ی 70 را به شدت تحت تأثیر قرار داده بود، مخاطب امروزی را با ترکیب و تدوین صدای کم‌نظیری از محیط اطراف و صداهای کوچک که تداعی‌کننده‌ی صدای شیطان است، روبرو می‌کند. ارزشمندترین قسمت این کار وقتی است که صدای شیطان را از دهان دختر کوچک داستان «ریگان مک‌نیل»(لیندا بلیر) با ترکیبی از صدای خودش و «مرسدس مک‌کمبریج» می‌شنویم.

تنها قسمت‌هایی که توی ذوق می‌زند، لحظه‌ی قطع شدن صدای قطعه‌ی موسیقی متن قدیمی فیلم و صدای پس‌زمینه بازسازی شده است. صدای پس‌زمینه در استودیو به خوبی بازسازی شده است و از صدای باد در عراق تا صدای قدم زدن مردم در پیاده‌روهای جورجیاتاون به وضوح قابل لمس است و تجربه‌ی تازه‌ای برای مخاطب خود رقم می‌زند. این یک دستاورد فنی ارزشمند است.

یکی از مهم‌ترین صحنه‌هایی که به نسخه‌ی بازسازی شده اضافه شده است، آن 4 و نیم دقیقه‌ای است که «ریگان» به تازگی مادرش «کریس»(الن برستین) را با دوست نامرئی‌اش «کاپیتان هاودی» آشنا کرده است و اکنون به دلیل بی‌خوابی‌هایش که ناشی از لرزیدن تخت خواب اوست، در مطب «دکتر کلاین»(بارتون هیمن) مشغول پاسخ دادن به سوالات پزشک است. همینجاست که «دکتر کلاین» رفتارهای نامناسبی از او می‌بیند.  دکتر نیز برای او ریتالین تجویز می‌کند غافل از اینکه این کودک بیچاره قربانی «پازوزو»(پادشاه اهریمنان) شده است.

این سکانس فقط به این دلیل از فیلم نسخه‌ی اصلی پاک شده بود که مدت زمان کل فیلم از 2 ساعت بیشتر نشود. کارگردان فیلم «ویلیام فردکین» نیز سکانس صحبت خصوصی «کریس» و «ریگان» را که در آن «کریس» به دخترش یادآوری می‌کند که قرص‌هایش را بخورد، برای انتقال اطلاعات این سکانس حذف‌شده، کافی می‌دانست. اما این سکانس حذف‌‌شده باعث می‌شود تا صحنه‌ی شوکه‌کننده‌ای که در آن دکتر کلاین به کریس می‌گوید دخترش هنگام معاینات به دکتر گفته است تا انگشتانش را از اندام جنسی او دور کند، اثرگذاری بیشتری داشته باشد.

پس از گذشت یک ساعت از فیلم در سکانسی که کریس به خانه بازمی‌گردد و با خاموشی خانه‌اش روبرو می‌شود، پشت سر او تصویری کوتاه از یک شیطان را می‌بینیم که به وسیله‌ی جلوه‌های ویژه‌ی دیجیتالی تصور «جنیفر لاو-استمپ» طراحی شده است. پس از این سکانس با تصاویر شیطانی دیگری روبرو می‌شویم که در اتاق خواب «ریگان» وجود دارد. مهم‌ترین آنها تصویر آن مجسمه‌ی شیطانی در عراق است که اولین بار از نگاه «جن‌گیر» یعنی «پدر مرین»(مکس وم سیدو) آن را می‌بینیم. یک سکانس سه دقیقه‌ای نیز در نسخه‌ی بازسازی شده وجود دارد که با نسخه‌ی دی‌وی‌دی نیز متفاوت است. ریگان مانند یک عنکبوت از راه‌پله پایین می‌آید و به جای حمله کردن به مادرش، جلوی راه پله خون بالا می‌آورد.

در یکی از تکان‌دهنده‌ترین سکانس‌های فیلم که «فردکین» در مورد حذف کردن آن از نسخه‌ی اصلی هیچ توضیحی نداده است، «پدر کاراس»(جیسون میلر) تلاش می‌کند تا صدای شیطان درون ریگان را ضبط کند. او برای این کار مجبور است تا صدای ریگان را قبل از اینکه قربانی «پازوزو» شود، بشوند. برای این کار او به نوار صدایی که ریگان برای پدر اروپاییش ضبط کرده گوش می‌دهد. در این سکانس تغییرات چهره‌ی «پدر کاراس» در داخل اتاقک بسیار تأثیرگذار است. 

در مستندی که بی‌بی‌سی درباره‌ی روند ساخت «جن‌گیر» تولید کرده است، «فردکین» از مکالمه‌ای که «ویلیام پیتر بلاتی» در رمان «جن‌گیر» بین «پدر مرین» و «پدر کاراس» که روی پله‌ها در حال آماده شدن برای شروع مراسم جن‌گیری هستند، بسیار تمجید می‌کند. اما او در نسخه‌ی اصلی این دیالوگ را حفظ کرد و به جای آن یک سکوت چند ثانیه‌ای را در فیلم گذاشت. در نسخه‌ی بازسازی‌شده این دیالوگ وجود دارد که در آن پدر کاراس خطاب به پدر مرین می‌گوید:«چرا این دختر؟». به نظر من آن سکوت بین این دو کاراکتر تأثیرگذاری بیشتری داشت. 

لطف تماشای این شاهکار سینما دهه‌ی 70 میلادی در سینماهای دیجیتال باعث می‌شود تا نسل جدیدی که به سینمای جدید و سرعت روایت بالا عادت کرده است با ارزش‌های واقعی سینما آشنا شود. اما در عین حال این 11 دقیقه‌ی اضافه شده نیز باعث گشته تا مخاطبی که نسخه‌ی اصلی را تماشا کرده است، کمی دچار سردرگمی شود. اضافه شدن برخی از سکانس‌های حذف شده در بعضی سکانس‌ها منجر به یافتن عمق بیشتر فیلم شده است و از طرفی دیگر نیز فیلم را به رمان «ویلیام پیتر بلاتی» وفادارتر کرده است. 

منبع: ورایتی

مترجم: وحید فیض خواه


نقدهای مرتبط با این اثر

پربازدیدترین نقدها

انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب
آرشیا صحافی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
شکار (The Hunt)
کار اما به اینجا ها ختم نمیشود و فشار روانی و اندوه آنقدر بر لوکاس چیره میشود که شریک زندگی اش و همخانه اش را هم بیرون میاندازد;زیرا وی سوال کرده بود: "آیا تو واقعا با آن دختر کاری کرده ای ؟" اینبار اما این واکنش لوکاس به گنجایش شخصیت او بر میگردد و این قابلیت را دارد که اینگونه واکنش نشان دهد و اینگونه آن دختر را از خانه اش بیرون سازد.به اعتقادم این واکنش از یک منطق پذیری دراماتیک بهره میبرد که به درستی از آن استفاده شده است. همینجا بهتر است...ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده