ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم مری ملکه اسکاتلند, Mary Queen of Scots, نقد فیلم mary queen of scots

علیرضا مظاهری
۱۶ روز پیش - ۲ دقیقه مطالعه
منبعسینما پرداز
امتیاز منتقد به فیلم :

چند نکته مثبت در فیلم به چشم میخوره که باید به اون ها اشاره کرد : اول از همه داستان بکر و تازه ایه که مخاطب رو بعد از سپری شدن مدت زمان کوتاهی و مطلع شدن از روند قصه مجذوب خودش میکنه ، دوم و البته مهم ترین جنبه ای که میشه روش مانور داد حضور بازیگران قدری چون سیرشا و مارگوت رابیه که به خوبی از پس کاراکتر های تعریف شده براشون بر اومدن .

  

Mary Queen Of Scots

مری ملکه اسکاتلند 

اول از همه چیزی که توجهمو به خودش جلب کرد پوستر پر زرق برقی بود که ترکیبی از رنگ های زرد و نارنجیش منو به این واداشت تا یکبار دیگه اونو با دقت نگاه کنم. اما یک چیز دیگه هم بود که در کنار این زیبایی بلکه بسیار ارزشمند تر چشمان هر مخاطب فیلمی رو به خودش خیره میکرد ! تصویری از دو ملکه ی اسکاتلندی که شاید بهتر باشه اسمشون رو آینده ی هالیوود خطاب کنم . 

چند نکته مثبت در فیلم به چشم میخوره که باید به اون ها اشاره کرد : اول از همه داستان بکر و تازه ایه که مخاطب رو بعد از سپری شدن مدت زمان کوتاهی و مطلع شدن از روند قصه مجذوب خودش میکنه ، دوم و البته مهم ترین جنبه ای که میشه روش مانور داد حضور بازیگران قدری چون سیرشا و مارگوت رابیه که به خوبی از پس کاراکتر های تعریف شده براشون بر اومدن . 

بزارید راحت بگم . روند فیلم بسیار عادی سپری میشه و به جز اینکه شاهد یک سکانس جنگی بین ارتش ماری و برادر ناتنیش هستیم هیچ جنبه خاص دیگری در فیلم دیده نمیشه . فیلمنامه در اینجا اصلا خوب عمل نکرده و وقتی دست به دامان کارگردان میشیم تا نقاط ضعف نویسنده رو جبران کنه با مشکلت جدید تری مثل سرعت عمل در به تصویر کشیدن برداشت ها مواجه میشیم . اصلا انگار کارگردان عجله ی خاصی داره تا فیلم به اتمام برسونه . شاید علت این مقدار عجله فشار روانی کارگردان باشه که ناشی از طولانی بودن قصه فیلمه . کارگردان در این موقع دو حق انتخاب داره که هر کدوم سرنوشت فیلم رو به نحوی تغییر میده : یکی اینکه از تمام آیتم هاش استفاده کنه تا بریدگی ای در اثنای فیلمش دیده نشه و مورد دیگه اینکه با ظرافت خاصی از برخی آیتم ها فاکتور بگیره تا به بقیه پلان ها ضربه ای وارد نشه و این ظرافت که گفته شد باید به قدری باشه که وقتی مخاطب پای فیلم میشینه هیچ وقت احساس کمبود نکنه لذا بیشتر از هر زمان دیگه ای میطلبه که کارگردان زمان بیشتری برای خرج کردن سکانس ها بزاره . من خودم در این باره مورد دوم رو انتخاب میکنم چون فیلم دیدم و همه مشکلاتی که بهش اشاره شد رو هم در لابلای سکانس های فیلم مشاهده کردم اما هنر خاصی نیست که بعد از مراحل ساخت فقط ببینی و نظر بدی طبیعتا سختی کار زمانیه که هنوز هیچ چیز ساخته نشده و تو هیچ الگویی نداری که از اون تبعیت کنی پس در این مورد این انتخاب نادرست رو به گردن کارگردان نمیندازم . 

از نقاط تیره و تاریک فیلم که بگذریم و به نیمه پر لیوان نگاه کنیم به بازی فوق العاده بازیگران میرسیم . مطمئنا اگر دست توانای این دو بانوی باتجربه و پخته در میان نبود فیلم به یک فیلم معمولی تبدیل میشد و هیچ وقت نامزد دریافت سه جایزه اسکار نمیشد . 

سیرشا همچنان آن جسارت را زیر چهره معصومانه ش پنهان کرده . جسارتی که کفشدوزکمون رو از زندگی ناامید کننده ش به بورسیه دانشگاه مورد علاقه ش تبدیل میکند و اون جذابیتی که در برخورد های متناقض داره همه رو عاشق خودش کرده تا حدی که آدم با خودش میگه : اش کاش لیدی برد تمامی نداشت! 

از آن طرف چهره ضد قهرمان مان ستاره "آی تانیا" ست . راستی واقعا شگرف زده میشم و موجی از شور و هیجان در رگ هام جریان پیدا میکنه وقتی تصور میکنم این دو قهرمان من در یک فیلم حاضر شدند . دو دختر عموی اسکاتلندی که سیاست های روزگار بینشان فاصله انداخته . یکی از دیگری زرنگ تر و با توانایی های بیشتر و اون یکی با به دست داشتن قدرت فرمانروایی سعی بر حفظ حکومتش داره . 

خلاصه اگر بنا باشه فیلم رو در یکی دو جمله خلاصه کنم باید بگم : فیلمی به تمامه بازیگر محور که کارگردانی ضعیف و فیلمنامه پر ایرادش توسط ستاره های پرتجربه اش جبران میشه و اون رو تبدیل به یک فیلم خوب میکنه . 

علیرضا مظاهری

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است