نقد فیلم امروز, today, سکوت قهرمانانه رضا میرکریمی / نقدی بر فیلم «امروز» ساخته رضا میرکریمی

۸ سال پیش

۷ اسفند ۱۳۹۲

میرکریمى فیلمساز جسورى است، این جسارت را در فیلم‌هاى قبلى‌اش هم مى‌توان دید، اما در «امروز» به قله آن پاى مى‌نهد.

کارگردان : رضا میرکریمی
- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

یونس راننده تاکسی کهنه‌کار در پایان یک روزِ کاری به زن جوانی کمک می‌کند تا به بیمارستان برسد. غافل از اینکه در بیمارستان اتفاقات زیادی در انتظارِ اوست.

قراردادهاى رایج شخصیت‌پردازى را مى‌شکند و بدون دادن بک گراند -جدا از چند نشانه آن هم بدون تاکید- به شخصیت اصلى فیلم‌اش، او را در معرض قضاوت مى‌گذارد. راننده تاکسى در سکوت با چشمانى که سفیدى‌اش به سرخى مى‌زند و پاى بى‌حسى که دیگر به درد نمى‌آید و فقط گاهى مى‌خارد و حکایت از آسیب‌هاى دوران جنگ دارد، خود را بى‌نیاز از قضاوت دیگران مى‌ببیند. او به یک نوع شناخت و آگاهى رسیده است که نیازى نمى‌بیند، در مقابل قضاوت‌هاى دیگران عکس‌العمل از خود نشان دهد. گویى شورش بدون سرو صداى فرد علیه اجتماع است. اجتماعى که بدون آگاهى از حقیقت خود را محق هر نوع قضاوت و عکس‌العمل مى‌بیند. اگر قهرمان «خیلی دور، خیلی نزدیک» شهر را ترک مى‌کند و در تنهایی به شناخت مى‌رسد، قهرمان «امروز»‌اش در دل جامعه با آگاهى و شناخت خود را در معرض اتهام قرا مى‌دهد تا نظاره‌گر قضاوت‌هاى سطحى آنها باشد. اما این شناخت از کجا آمده، جسارت میرکریمى دقیقا در همین جاست که به مخاطبان فیلم‌اش هم نمى‌گوید تا آنها هم براساس شناخت و آگاهى خود تخیل کنند، قصه بسازند و قضاوت کنند. دادن بک‌گراند به این شخصیت و ملموس کردن آن، راحت‌ترین کارى بود که مسلما میرکریمى و شادمهر راستین به آسانى از پس آن بر مى‌آمدند. اما آنها با آگاهى از آن پرهیز کردند، چرا که هر نوع بک گراند اضافه تناقض آشکار در فرم و محتوا بود، وقتى آدم‌هاى فیلم آگاه بر بک‌گراند راننده نیستند و بر آن اساس قضاوت مى‌کنند، بگذارید مخاطب هم با همان اطلاعات اندک قضاوت نماید. نویسنده و کارگردان با آگاهى از دادن اطلاعات اضافى پرهیز مى‌کنند تا حکایت امروز ایران را بسازند، ایرانى که نمادش بیمارستان است، بیمارستانى که درخت‌هاى تنومند آن حکایت از قدمت‌اش دارد و هنوز ناتوان از بازسازى دوران جنگ است، بیمارستانى که بیمارانش از صداهاى مزاحم آرامش ندارند. صداهایى که ظاهرا در اثر بازسازى ایجاد مى‌شود، ولى سرو صدا براى هیچ است و بیشتر اداى بازسازى است، با این وجود همه گردانندگان‌اش از مسئولان و مدیران گرفته تا نگهبان دم درش، بیشتر از آنکه به فکر درمان باشند به فکر پرونده و پرونده‌سازى براى بیمارانند و خود را محق مى‌دانند هر قضاوت کورکورانه‌اى که مى‌خواهند بکنند و این قضاوت‌شان را حتى با خشونت نشان دهند. شخصیت اصلى اما، حتى در مقابل خشونتى که از آن در امان نیست سکوت مى‌کند، حاضر به عکس‌العمل و هم‌کلام شدن با آن‌ها نیست. اوبا معدود افرادی با میل و رغبت هم‌کلام مى‌شود. یکى از آنها دختر بچه‌اى است علاقه‌مند به نقاشى که على‌رغم میل‌اش مجبور است شب سخت بیمارستان را تحمل کند؛ چرا که مادرش دکتر کشیک است و دوست ندارد بچه در خانه تنها بماند. دختر بچه را در بیمارستان حبس کرده و حتى اجازه نقاشى به او نمى‌دهد. راننده تاکسى در غیاب زن وسائل نقاشى را به دختر مى‌دهد و از او می‌خواهد نقاشى کند. دختر تنها کسى است که گویى راننده را درک مى‌کند و نیز تنها کسى است که متوجه معلولیت پاى راننده مى‌شود. نفر دیگر که راننده در بیمارستان به دلخواه خود با او سخن مى‌گوید، نوزاد نامشروعى است که چند ساعت بیشتر از تولدش نگذشته. او نوزاد را که خود باعث زنده ماندنش است، درون ساک مخفیانه از بیمارستان خارج مى‌کند، وقتى در ساک را داخل ماشین باز مى‌کند چهره نوزاد دیده مى‌شود. همین چهره پلان آخر فیلم است. صداى راننده بر روى این پلان شنیده مى‌شود که گویى خطابش ابتدا نوزاد است و کم‌کم مى‌فهمیم از طریق موبایل با خانواده‌اش صحبت مى‌کند و می‌گوید در حال بازگشت به خانه است، اما نمى‌گوید چه به همراه دارد. چون مطمئن است آنها قضاوت کورکورانه نخواهند کرد. پس او حتما باید نوزاد را از بیمارستان بیرون مى‌برد، تا امید در ما، به نسل آینده باقى مى‌ماند. امیدوارم میرکریمى در برابر سر و صداها و قضاوت‌هاى سطحى که از فیلم‌اش خواهد شد، همچون قهرمان «امروز» سکوت کند و بگذارد هر کس قضاوت خود را بکند. این نیاز جامعه «امروز» است.

نقدهای مرتبط با این اثر

پربازدیدترین نقدها

انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
عرشیا برجعلی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پرندگان (The birds)
پس از شصت سال، هنوز مبهوت کننده و نفس گیر. کمتر فیلمی را مخصوصا در ژانر ترسناک میتوان پیدا کرد که حتی برای بار دوم، با وجود اطلاع تام بیننده از وقایع پیش رو، هنوز بتواند او را میخکوب کند. فیلم «پرندگان» هیچکاک شاهکاری است که با جلوه های ویژه اگزجره و به ظاهر پرطمطراق یا افکت های صوتی و موجودات خیالی مخاطب را به هراس نمی کشد، بلکه با چیزی این کار را می کند که شاید کسی فکر ترسیدن از آن را هم نکند!ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده