نقد فیلم احتمال باران اسیدی, Risk of Acid Rain, نقد در نگاه اول / اگر باران ببارد / نگاهي به فيلم «احتمال باران اسيدي»

۷ سال پیش

۱۳ بهمن ۱۳۹۳

فيلمي ساده و روان

کارگردان : بهتاش صناعی‌ها
- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

منوچهر شصت سال سن دارد، او بازنشسته اداره دخانیات است. ولی از سر بیکاری همچنان هر روز به اداره می‌رود. مادرش تا زنده بود آرزو داشت ازدواجش را ببیند. در حالی که منوچهر حتی دوستی هم در زندگی نداشته.. به جز خسرو...

«احتمال باران اسيدي» فيلمي است ساده و روان كه تنهايي هاي زمان حال يك مرد سالخورده را از وراي آسيب شناسي موجز گذشته او به تصوير مي كشد. نخستين ساخته بهتاش صناعي ها بر اساس فيلمنامه اي از مريم مقدم و صناعي ها شكل گرفته كه قهرمان اصلي و محوري آن مردي ٦٠ ساله است كه پس از فوت مادرش به تنهايي در شمال زندگي مي كند. بخش ابتدايي فيلم به گونه يي طراحي شده كه موقعيت اوليه منوچهر به عنوان مردي تنها و منزوي كه در جريان روزگار به نوعي از سوي همگان ترك شده، تثبيت شود. تصوير يك كارمند دخانيات كه هنوز بازنشستگي خود را نپذيرفته و هر روز در دفتر كارش حاضر مي شود تا روال عادي و ساكن زندگي روزمره و در واقع عادت هاي كهنه را دنبال كند. در اين بخش متناسب با دنياي منوچهر و حال و هوايي كه در آن زندگي مي كند، شاهد نماهاي مختلفي از تنهايي او از زواياي مختلف در خانه، ايوان، كوچه، نانوايي، مسجد و... هستيم كه اين تصاوير بيش از هر چيز كسالت بار شدن اين تنهايي را براي كاراكتر اصلي به ذهن مي آورد. شرايطي كه بدون كلام، نق زدن و آه و افسوس هاي متداول، از حال و هواي منوچهر، رخوت او موقع صبحانه خوردن، آب دادن به گل ها، نان خريدن و... حتي از در و ديوار خانه قابل برداشت است و رسيدن به اين وجه مهم با چنين دستمايه هايي مهم است. چيدمان هوشمندانه اين شرايط است كه به شكل دروني زمينه سازي براي تصميم مهم منوچهر مي كند تا در سكانس مسجد كه او كمتر حرف مي زند و اتفاقا شرايطش را پيرمرد ديگري توصيف مي كند، مطمئن باشيم او در آستانه يك تصميم خطير و انتحاري قرار دارد. تغيير، حركت و سفر را در اشل كاراكتري با پيشينه منوچهر - كه در بخش اوليه فيلم به خوبي معرفي شده- اگر خطير و انتحاري نناميم چه عنوان ديگري مي تواند داشته باشد؟ در واقع طراحي شخصيت منوچهر و موقعيت اوليه او براي حركت به شدت برآمده از الگوهاي كلاسيك درام پردازي است كه زمينه سازي هاي لازم انجام مي شود تا قهرمان وادار به حركت و تغيير شرايط خود شود. اما حركت منوچهر تنها محدود به تغيير جغرافيا و رفتن از شمال به تهران نيست بلكه تغيير مهم تر اتفاقي است كه در طول سفر در درونش مي افتد و او را وادار به كالبدشكافي گذشته اي مي كند كه گره ذهني او در طول همه سال هاي زندگي اش بوده و به همين دليل هم به جست وجوي دوست دوران جواني اش، خسرو برمي آيد. پرداخت شخصيت خسرو به عنوان كاراكتري كه هيچ وقت او را نمي بينيم بلكه بهانه يي براي حركت و جست وجوي منوچهر است تا گذشته و خودش را مرور كند، بيش از هر چيز برآمده از پرداخت غيركلاسيك و مدرن چنين قصه اي است كه با وجود برخورداري از مايه هاي مستعد براي تبديل شدن به يك درام كلاسيك متعارف، بر معدود خرده روايت هاي فرعي متمركز مي شود كه در جغرافياي جديد منوچهر را درگير مي كند تا از خلال آنها اين شخصيت بازشناسايي شود. در اين مسير حضور كاراكترهاي فرعي و نوع ارتباط منوچهر با آنها نيز علاوه بر پردازش اين شخصيت، به نمود روند تغيير تدريجي او و انعطاف پذيري اش در برقراري ارتباط با اطرافيان كمك مي كند. اين ارتباط به ويژه از وجه تضاد و تقابل و نهايتا به تعامل رسيدن دو نسل نيز حايز اهميت است و مي تواند همجواري و همراهي منوچهر و دو جوان را واجد زيرلايه هايي كند كه به فراخور ذهنيت و دغدغه مندي هر مخاطب متفاوت است. ويژگي مهم اين بخش يا به شكل نمادين ارتباط بين نسل ها، سويه هاي بكر و جديدي است كه نويسنده و فيلمساز از دل اين همراهي بيرون كشيده اند و بدون آنكه مانور زيادي روي اين وجوه بدهند، فضا را براي بسط يافتن ذهن مخاطب و پر كردن جاهاي خالي بنا به ذهنيت خاص او باز مي گذارند. در واقع جنس تازه اين روابط و به نوعي بي واسطگي جذابي كه بين منوچهر و دو جوان با وجود همه تضادها برقرار مي شود اين همراهي را ملموس و جذاب مي كند. مثل داستان هاي متعددي كه دختر درباره خودش مي بافد اما در نهايت قصه واقعي اش را مي گويد كه تازه و غيركليشه يي است و منوچهر هم به كمكش مي رود يا همين اسم نويسي براي سفر به كره مريخ. در نهايت پس از تجربه هاي از سر گذشته، ديگر به نظر نمي آيد ديدن يا نديدن خسرو همان اهميت اوليه را براي منوچهر داشته باشد و لزوما بخواهد اين اعتراف تاريخ گذشته را براي دوستش تعريف كند چراكه او جنس ديگري از رابطه و همراهي را تجربه كرده كه در اشل كاراكتري همچون منوچهر يك آزمون خطير است. كارگرداني اين درام شخصيت پردازانه نيز متناسب با قصه اي كه كلاسيك آغاز مي شود اما در ادامه مسيري متفاوت و مدرن را طي مي كند، بيش از آنكه بهانه يي براي به رخ كشيدن توانايي هاي يك فيلمساز اول باشد برآمده از درك نياز فيلمنامه و رسيدن به بهترين، ساده ترين و گوياترين اجرا از متني است كه در مرحله نگارش هم كارگرداني شده است. نقش آفريني شمس لنگرودي نه به عنوان شاعري برجسته بلكه به عنوان كاراكتر نمايشي منوچهر كه در فيلم «احتمال باران اسيدي» به زواياي پنهان زندگي او سرك كشيده مي شود، از ويژگي هاي منحصر به فرد فيلم است كه در ملموس شدن اين شخصيت نقش بسيار مهمي داشته است.

نقدهای مرتبط با این اثر

ابد و یک روز (Life and a Day)
ابد و يك روز" نخستين فيلم سينمايي كارگردان سعيد روستايي است كه بر اساس فيلمنامه اي به قلم خودش به تصوير درآمده است. فيلمساز جواني كه فيلم هاي كوتاه خوش ساختي همچون "از طرف آنها" را در كارنامه دارد كه در نخستين گروه فيلم هاي كوتاه سال 93 در گروه هنر و تجربه به اكران عمومي درآمد. "ابد و يك روز" داستان تلخ خانواده اي از طبقه فرودست است كه از مشكلات عديده رنج مي برند اما هنوز اميد خود را از دست نداده اند، به همين دليل هنوز به اتفاق هاي كوچكي...ادامه مطلب
سحر عصر آزاد
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
از رئیس جمهور پاداش نگیرید! (Do Not Get a Reward from the President)
«از رئیس‌جمهور پاداش نگیرید» قصه آشنای قرارگرفتن یک آدم در موقعیت اشتباهی برای رسیدن به یک تحول است اما با نمونه‌های خوب این الگوی آشنا در کارنامه کارگردانش، فاصله دارد.ادامه مطلب
سحر عصر آزاد
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
اشیاء از آنچه در آیینه می بینید به شما نزدیکترند
«اشياء از آنچه در آينه می‌بينيد به شما نزديكترند» فيلمی است درباره روزمرگی‌های يک زن باردار كه نمی‌تواند مسأله درونی خود را برای مخاطب، با اهميت جلوه دهد.ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
عرشیا برجعلی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پرندگان (The birds)
پس از شصت سال، هنوز مبهوت کننده و نفس گیر. کمتر فیلمی را مخصوصا در ژانر ترسناک میتوان پیدا کرد که حتی برای بار دوم، با وجود اطلاع تام بیننده از وقایع پیش رو، هنوز بتواند او را میخکوب کند. فیلم «پرندگان» هیچکاک شاهکاری است که با جلوه های ویژه اگزجره و به ظاهر پرطمطراق یا افکت های صوتی و موجودات خیالی مخاطب را به هراس نمی کشد، بلکه با چیزی این کار را می کند که شاید کسی فکر ترسیدن از آن را هم نکند!ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
امیررضا صفائی تبار
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پوست (skin)
اگر فیلم کوتاه حیوان را دیده باشید فیلم از همان مولفه ها و همان نمادها را دارد. نماد های بومی گرایی فیلم مانند شیر در فیلم می بینیم. بیان تعلیق و کشمکش های عمیق از خصوصیات خوب این فیلم است.ادامه مطلب
پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده