ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم پناهگاه, Shelter, قانع کننده نیست

فرانک شک
۳ ماه پیش - ۲ دقیقه مطالعه

"پناهگاه" از اران ریکلیس تلاش می کند که هم یک فیلم مهیج جاسوسی و هم یک درام روانشناختی درباره پیچیدگی رابطه بین دو زن از دو دنیای متفاوت باشد، اما در هیچ یک از این دو نتوانسته است مخاطب را قانع کند. عدم تعلیق و حماقت ناخواسته ی آن در شخصیت پردازی ها، ناکامی را پدید آورده است که از کارگردان فیلم های "عروس سوریه ای" و "درخت لیمو" بسیار ناامید کننده است. اگر کارگردان- نویسنده می توانست برخی از نقاط آهسته فیلم را با تعلیق پرکند، موقعیت...

اختصاصی سلام سینما-  در درام مهیج و روانشناختی اران ریکلیس یک زن مامور موساد به یک خبرنگار لبنانی نزدیک می شود.

"پناهگاه" از اران ریکلیس تلاش می کند که هم یک فیلم مهیج جاسوسی و هم یک درام روانشناختی درباره پیچیدگی رابطه بین دو زن از دو دنیای متفاوت باشد، اما در هیچ یک از این دو نتوانسته است مخاطب را قانع کند. عدم تعلیق و حماقت ناخواسته ی آن در شخصیت پردازی ها، ناکامی را پدید آورده است که از کارگردان فیلم های "عروس سوریه ای" و "درخت لیمو" بسیار ناامید کننده است. 

بخش های زیادی از داستان محدود به آپارتمان بزرگی در هامبورگ آلمان است. یک خانه امن اسرائیلی که در آن موساد از مونا( بازیگر ایرانی گلشیفته فراهانی) محافظت می کند، یک خبرچین لبنانی که به دلایل شخصی به حزب الله خیانت کرده است. عشق قبلی او( دورید ریداوی )، یکی از عوامل ارشد حزب الله، او را ترک کرده و پسر هشت ساله شان را با خودش برده است. مونا که پس از عمل سخت جراحی پلاستیک در حال بهبودی است، قبل از اینکه به کانادا منتقل شود باید دو هفته در این آپارتمان بماند. 

دستیار و بادیگارد او نائومی( نتا ریسکین )، یکی از مامورین سابق موساد است که توسط مافوقش( بازیگر اسرائیلی لیور اشکنازی ، که اخیرا در فیلم "فاکس ترات" بازی کرده است) به عملیات بازگشته است. نائومی پس از کشته شدن شوهرش، که مامور سابق موساد بود همچنان با زخم های روحی روانی در حال دست و پنجه نرم کردن است و تمایلی به انجام ماموریت ندارد. اما او فردی مسئولیت پذیر است و با اینکه می داند این ماموریت بسیار خطرناک تر از چیزی است که به وی گفته شده است اما آن را انجام می دهد. 

بیشتر فیلم حول ارتباط تصنعی بین دو زنی می چرخد- سورپرایزی ندارد، انگار به مونا دیکته شده است تا هیچ وقت به یک یهودی اعتماد نکند. اما در نهایت با رویارویی به مسائلی مانند تمایل مونا به پیوستن به پسرکوچکش و تلاش نائومی برای بارداری( وی برای بارداری مرتب به خودش دارو تزریق می کند ) به یکدیگر نزدیک می شوند. 

اما همچنان که شخصیت های مشکوکی در اطراف محل پرسه می زنند و شرایط پر از کشمش و جنجال می شود، آن دو شروع به استفاده از کلاه گیس های بلوند و آرایش می کنند، انگار که می خواهند به شهر بروند. هیچ یک از جنب و جوش های احساسی درست نیست، این شامل اشاره های مختصری است که به جاذبه های جنسی می شود، برخلاف اینکه شخصیت ها سخت تلاش می کنند تا اینطور به نظر برسند. گاهی اوقات فیلم تغییر جهت می دهد. می توان تصور کرد که جوان کراوفورد و بت دیویس به جای شخصیت های اصلی بازی کرده اند. 

اگر کارگردان- نویسنده می توانست برخی از نقاط آهسته فیلم را با تعلیق پرکند، موقعیت کلاستروفوبیایی را در نظر می گرفت، در این صورت احساس تماشایی تری ایجاد می شد و دیگر هیچ یک از ایراداتی که گفته شد چندان اهمیتی پیدا نمی کرد. متاسفانه اندک تلاشی که دراین راستا انجام شد موفق نبوده است، این عدم موفقیت شامل پایان شوکه کننده ای است که فیلم می توانست داشته باشد و نشانه ای از تدبیر و ابتکار کارگردان باشد. 

منبع: هالیوود ریپورتر

مترجم:مهتاب عیوضی

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است

تلفن تماس:

۸۸۳۹۴۲۱۹-۰۲۱

استفاده از مطالب سلام سینما با ذکر منبع مجاز است.

کلیه حقوق این سایت برای سلام سینما محفوظ می‌باشد.

راه های ارتباطی با ما در شبکه های اجتماعی و پاسخ به سوالات شما:

logo-samandehi