ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
0
محمد سلگی
۶ ماه پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعهفته نامه همدان نامه

از جهان پهلوان تا غلامرضا تختی / بررسی دو فیلم "تختی" ساخته ی بهروز افخمی و بهرام توکلی

سينماي ايران به فاصله ي بيست سال ، دو فيلم با محوريت تختي ساخته كه هر دو ، در سياهه ي آثار خوب و ارزشمند قرار مي گيرند ؛ يكي «جهان پهلوان تختي» (1376) نوشته و ساخته ي بهروز افخمي و يكي هم «غلامرضا...

   نوشتن يا تصوير كردن زندگي شخصيت هاي تاريخي سختي هاي بسيار دارد. اگر زمان زيادي از مرگ اين شخصيت نگذشته باشد و محبوبيت فراوان او را در دل ها و بر لب ها بتوان ديد ، اين سختي دوچندان     مي شود. « غلامرضا تختي » همين گونه است. كسي كه حدود 52 سال از مرگ او مي گذرد و همچنان درباره ي نحوه و عوامل مرگ او گمانه زني هاي متعدد وجود دارد ؛ مثل ديگر احتمالات و تحليل هايي كه غباري از ابهام را پيرامون مرگ هاي پيش و پس از انقلاب به وجود آورده است ؛ از دكتر علي شريعتي تا آيت الله سيد محمود طالقاني. 

   تختي محبوبيتي شگرف و بي سابقه در تاريخ ورزش ايران دارد. كشتيگير است. طلاها و نقره هاي المپيك ، مسابقات كشوري ،‌آسيايي و جهاني را به گردن آويخته. همواره در كنار مردم بوده و دست تهيدستان را گرفته. به آيين جوانمردي معتقد بوده و در مبارزه با حريف مصدوم ، مدارا مي كرده. طبيعتاً چنين ورزشكاري فاتح دل هاي مردمي مي شود كه پورياي ولي را خوانده اند و تجلي اش را در چهره ي كسي همچون تختي مي ديده اند. 

   سينماي ايران به فاصله ي بيست سال ، دو فيلم با محوريت تختي ساخته كه هر دو ، در سياهه ي آثار خوب و ارزشمند قرار مي گيرند ؛ يكي «جهان پهلوان تختي» (1376) نوشته و ساخته ي بهروز افخمي و يكي هم «غلامرضا تختي» (1397) نوشته ي بهرام توكلي و سعيد ملكان و ساخته ي بهرام توكلي. 

   داستان تختي افخمي را به ياد داريم. زنده ياد علي حاتمي در پايان عمر پربار خويش ، ساخت فيلم تختي را شروع كرد ؛ اما در حين فيلمبرداري ، اسير پيك اجل شد و واپسين اثرش ناتمام ماند. افخمي ، خود قلم در دست گرفت و فيلمنامه اي از نو نوشت و فيلمي ديگر ساخت كه در آن از راش هاي مرحوم حاتمي هم استفاده كرد و نمايششان داد. 

   فيلم افخمي انگار ميخواهد اتفاقاتي را كه براي خودش افتاده ، روايت كند. به كارگرداني (فريبرز عرب نيا) پيشنهاد مي شود كه ادامه ي فيلم تختي علي حاتمي را بسازد. او در ابتدا مردد است كه قبول كند يا نه. اما به تدريج و پس از كسب اطلاعات گوناگون از منابع مختلف ، به همراه همسر (نيكي كريمي) و همكارش (محمدرضا شريفي نيا) مشتاقانه پيگير ساخت فيلم مي گردد تا بتواند گرهي از معماي مرگ ابهام آلود تختي بگشايد. 

   افخمي با فيلم در فيلمي كه پيش روي ما مي گذارد ، تريلري معمايي و رازآلود خلق مي كند كه استاندارد است و نفسگير. مخاطب را به خوبي با خود همراه مي كند و با موسيقي خوش نشسته و رعب انگيز مرحوم بابك بيات ، ابهامي به ابهامات بي شمار ذهن ما مي افزايد. گويي مي خواهد سرآغازي باشد بر جستجوهاي دقيق تر و تحليل هاي عميق تر. افخمي به خوبي توانسته سينماي نوآر را الگو قرار دهد و با پايبندي به قواعد آن ، يكي از بهترين هاي سينماي ايران را در اين گونه ي خاص بيافريند. 

   اما فيلم توكلي از گونه ي زندگي نامه اي به حساب مي آيد و هدفش بيان زندگي و رادمردي هاي تختي است. به همين خاطر از كودكي و نوجواني جهان پهلوان شروع مي كند ؛ از فقري كه با آن دست و پنجه نرم كرده و همواره گوشه اي از ذهنش را در بر گرفته است. به مسابقات المپيك مي رسد و قهرماني اش را نشان مي دهد. از زندگي شخصي و تلاطم هايش روايت مي كند و دست آخر مرگ تختي را به تصوير در مي آورد و جانب احتمال خودكشي را مي گيرد.

   براي آشنايي با خلقيات جهان پهلوان و پاسخ به اين پرسش كه « اصلاً چه شد تختي ، تختي شد و نامش بر زبانها ماندگار شد ؟! » فيلم توكلي بهترين گزينه است و به خوبي نكات شاخص زندگي اين بزرگمرد را بيان مي كند ؛ خصوصاً اينكه از دلبستگي و پيوستگي تختي با جبهه ملي و شخصيت هايي شخيص همچون آيت الله طالقاني و دكتر مصدق هم سخن مي گويد. صحنه اي را به ياد آوريد كه تختي در خيل هواداران و دوستداران خود بر قاب عكس دكتر مصدق بوسه مي زند و آن را در آغوش مي كشد. 

   در فيلم توكلي ، طراحي صحنه و جلوه هاي بصري و ميداني ، اهميتي ويژه دارد. او قصد دارد بيننده را به هفتاد تا هشتاد سال پيش ببرد و فضاي المپيك و سالن كشتي را مجسم كند كه در اين امر ، موفق بوده. سكانس مسابقه ي تختي با كشتي گير امريكايي واقعاً خوب كارگرداني شده و از سكانس هاي ماندگار فيلم است.

   به عقيده ي نگارنده با تماشاي اين دو فيلم در كنار هم مي توان به شناختي قابل قبول از زندگي و مرگ غلامرضا تختي رسيد. فيلم سياه و سپيد بهرام توكلي بستري است مستندگونه براي آشنايي با زندگي تختي و فيلم بهروز افخمي روايتي است از احتمالات چگونگي مرگ جهان پهلوان با رنگ و لعابي كاملاً سينمايي كه از نظر هنري در مرتبه اي بالاتر قرار مي گيرد.