ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم مرداد, تعلیق بی پایه

یاسمن خلیلی فرد
یک ماه پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند
امتیاز منتقد به فیلم :

«مرداد» می توانست آمیزه ی منسجمی از عشق، تعلیق، توطئه، پنهان کاری و درماندگی در داستانی با روایت مدرن باشد اما عدم انسجام درونی رویدادها و گره های متعددی که در میانه ی راه خود را لو می دهند به متن کار ضربه زده و آن را به الگوی متوسطی در سینمای اجتماعی ایران بدل ساخته است.

  

«مرداد» فیلمی به کارگردانی بهمن کامیار است فیلمسازی که از قضا فیلم دیگرش «در وجه حامل» نیز همزمان به اکران عمومی درآمده است. از بد روزگار، گفته می شود کامیار چندان موافق اکران فیلمهایش در دوره ی بازی های جام جهانی نبوده است و حالا هر دو فیلم او توامان در اوج نمایش بازی های فوتبال در سینماها به اکران درآمده اند.
متأسفانه هنوز موفق به تماشای «در وجه حامل» نشده ام اما تا جایی که می دانم یک فیلم اجتماعی با ساختاری نو و متفاوت است؛ «مرداد» اما نتوانست آنقدر که باید توقعم را برآورده سازد.
«مرداد» یک درام معمولی است با فراز و نشیب های معمولی. اشکال بزرگ کار مقدمه ی کند و ناملموس آن است. به عبارتی فیلم آن قدر دیر آغاز می شود و مسئله ی اصلی اش را بیان می کند که مخاطب در یک سوم آغازین درام کاملاً گیج است و نمی داند فیلم قرار است چه مسئله ای را بیان کند. این که کامیار با این ترفند قصد ایجاد حس تعلیق در کار را داشته یا نه، پرسشی ست که خود کارگردان باید به آن پاسخ دهد، اما آن چه از ظاهر امر برمی آید نوعی ناپختگی و عدم آمادگی فیلمساز برای آغاز روایتش است که هرگز نمی توان آن را با هیچ بهانه ای منطقی و توجیه پذیر تلقی نمود.
«مرداد» می توانست آمیزه ی منسجمی از عشق، تعلیق، توطئه، پنهان کاری و درماندگی در داستانی با روایت مدرن باشد اما عدم انسجام درونی رویدادها و گره های متعددی که در میانه ی راه خود را لو می دهند به متن کار ضربه زده و آن را به الگوی متوسطی در سینمای اجتماعی ایران بدل ساخته است.
از لو رفتن گره های کار گفتم؛ پس از ورود سوگل (مهتاب کرامتی ) به داستان و پرده برداشته شدن از نوع و میزان ارتباط او با امیر (محمدرضا فروتن) و با توجه به داده هایی که پیش تر فیلمنامه در اختیار تماشاگر قرار داده است می توان به آسانی دریافت که داستان از چه قرار بوده و از جایی که مخاطب رازهای روایت را درمی یابد از میزان تعلیق کار کاسته می شود و جذابیت های دراماتیک آن کاهش می یابند.
«مرداد» فیلم متوسطی است که در صورت بهره جویی از ساختاری مرتبط با ژانرش و همچنین تطابق بیشتر رخدادهای درونی اش با همدیگر، می توانست به اثر متفاوتی در سینمای ایران تبدیل شود. فیلم قرار است مایه هایی از ژانر تریلر را به معرض نمایش بگذارد اما بیش از آن که برای تحقق این هدف از پتانسیل درونی فیلمنامه و چیدمان درست منطق روایی بهره گرفته شده باشد، از عناصر جانبی آن هم به شکل پررنگ استفاده شده است که احتمالاً بارزترین نمونه اش موسیقی متن پررنگ و پرحجم اثر است که بافتش با بافت فیلم هماهنگ است اما گاه این موسیقی است که بر کار سوار می شود و بیش از آن چه لازم است خودنمایی می کند؛ شاید این انتخاب به سلیقه ی فیلمساز بازگردد اما نگارنده، در جایگاه یک تماشاگر، ترجیح می دهد فیلمی واقعگرا را با همان عناصر درونی خود و مولفه های سبکی اش تماشا کند و موسیقی عمده توجه مخاطب را به خود اختصاص ندهد. شاید به همین دلیل است که فیلم های بی موسیقیِ متن اصغر فرهادی بعضاً باورپذیرتر از بسیاری دیگر از نمونه های مشابهشان از فیلمسازان دیگر از آب درمی آیند.
«مرداد» با بازی های قالباً قابل قبولی همراه است. این به معنای آن نیست که کامیار در «مرداد» نقش نامتعارفی را به بازیگر نامتعارفی داده باشد! بازی های مرداد اساساً شما را غافلگیر نمی کنند اما در حد و اندازه ی فیلم هستند و هماهنگی بازیگران با یکدیگر شاید از ویژگی های مثبت کار به حساب بیاید؛ با این وجود گمان می کنم محمدرضا فروتن، باید در انتخاب نقش های خود، تغییرات جدی لحاظ کند زیرا شباهت نقش هایش به یکدیگر منجر به بازی هایی تکراری از سوی او می شوند که دست کم برای شخص نگارنده کلیشه ای و تکراری شده اند و دیگر نمی توانم دیگر قابلیت های این بازیگر را در نقش آفرینی مشاهده کنم؛ فروتنِ «مرداد» همچون فروتنِ «عادت نمی کنیم» و فروتنِ بسیاری دیگر از فیلم های اخیرش، مردی آرام، مرموز، بداخلاق و کم حرف است که با آن که بدذات نیست، این سوتفاهم را در شخص مقابلش به وجود می آورد که دارد کار بدی می کند و این کار بد عموماً خیانت در نظر گرفته می شود! حرف نزدن، سکوت های طولانی، بازی های به شدت درونی و واکنش های بسیار کمرنگ از ویژگی هاییست که این سالها در بازی فروتن و البته به تناسب نقش هایی که بعهده می گیرد بارها دیده شده است. همچنین کاراکتر سحر (بهنوش بختیاری) می توانست به راحتی از فیلمنامه کنار گذاشته شود بی آن که کار را دچار نقص کند.

شاید چند بار بازنویسی بیشتر فیلمنامه و تدوین مجدد کار می توانست تا حدودی به بهتر شدن «مرداد» کمک کند اما در شکل فعلی، این فیلم، یک اثر با طرح اولیه ای جذاب و متفاوت است که به جهت نقصان در قصه گویی و عدم انسجام ساختار درونی اش، در اندازه ی ایده ای «خام» باقی مانده است.
نمی دانم چرا، اما قالباً بسیاری از فیلم هایی که با مسئله ی «بارداری»، «زایمان»، «سقط جنین» و ... سر و کار دارند در پرداخت نمی توانند به اندازه ی ایده هایی که آن ها را شکل داده است موفق باشند. شاید بارزترین نمونه چنین فیلم هایی، «دعوت» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا (1386) باشد که به رغم هزینه های گزافی که برای ساخت آن شد و بهره گیری از ویترینی از ستارگان سینمای ایران، نتوانست آن قدر که باید موفق شود و در واقع یکی از ضعیف ترین فیلم های این کارگردان به شمار می رود. احتمالاً محدودیت ها و خط قرمزها که معضل اصلی فیلمنامه نویسی در سنیمای این روزهای ایران هستند، علت اصلی چنین ناکامی هایی می باشد.

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است

تلفن تماس:

۸۸۳۹۴۲۱۹-۰۲۱

استفاده از مطالب سلام سینما با ذکر منبع مجاز است.

کلیه حقوق این سایت برای سلام سینما محفوظ می‌باشد.

راه های ارتباطی با ما در شبکه های اجتماعی:

logo-samandehi