ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم ساعت 5 عصر, مهربان نباشیم!

فرزان امیری
۳ سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

ساعت پنج عصر در مقایسه با کمدی های پرفروش امسال یک سر و گردن بالاتر است چون صاحب اندیشه و صاحب پیام است و به مرز ابتذال کشیده نشده است.


نوشتن در مورد مهران‌مدیری و ساخته هایش از سخت ترین کار های ممکن هست.علت آن هم زیرکی و تدبیر خاص مهران مدیری در نوشتن داستان و آیتم های مجموعه هایش و در اجرای آنها.در طول این بیست سال هم که نویسندگان دیگر با او همکاری کردند بازهم آن زیرکی در متن ها وجود دارد.از اولین‌مجموعه ساخته شده توسط مهران‌مدیری تا آخرین کار او در تلویزیون یعنی 《دورهمی》 و اولین ساخته او یعنی 《ساعت پنج عصر》نکته ای که بسیار بارز و مشهود است این است که مهران‌مدیری به معنای واقعی برای مردم جامعه خودش اثر هنری خلق میکند ،تمام پرسوناژهای ساخته شده نمونه ای از آدم های این جامعه و شهرمان هستند که هرروز میبینیمشان و در ارتباط هستیم.قبل از شروع کردن نوشتن در مورد فیلم گفتن این نکته ضروری است که به هیچ عنوان با نگاه یک فیلم کاملا کمدی و مشابه ساخته های قبلی مدیری به این فیلم نگاه نکنید!

قبل از شروع فیلم باید به تیتراژ فیلم اشاره کنم که به نحوی سیر حرکتی فیلم را نشان‌میدهد و بسیار هنرمندانه ساخته شده.ساعت پنج عصر با آرامش شروع میشود که آرامش قبل از طوفان است و با آرامش تمام که میتواند هم آرامش قبل از طوفان و هم آرامش بعد از طوفان باشد.تلفن از بانک به شخصیت مهرداد حادثه کلیدی فیلمنامه است که مخاطب را آماده میکند برای تماشای ادامه این حادثه.قطع آب ،دعواهای متعدد،اسپری فلفل ،شلوغی مترو،بهشت زهرا و...... این همه اتفاق بزرگ و عجیب حدفاصل یک تلفن ساده و رسیدن به بانکی که مسافت زیادی ندارد(از اقدسیه که خانه مهرداد است تا ولنجک که بانک هست)،به خودی خود به تک تک سکانسها و اتفاقاتی که برای مهرداد می افتد میخندیم چون داریم به خودمان میخندیم که بعضی روزها ماهم مثل مهرداد فیلم 《ساعت پنج عصر》میشویم و میدویم و میدویم تا به گرفتاریهایمان برسیم.خط داستان همان طور که جلو‌میرود مانند حرکت گلوله برف هست که در حین حرکت بزرگ و بزرگتر میشود و میتوان داستان را با فیلمنامه فیلم در فیلم آقای بیضایی مقایسه کرد . فضای فانتزی فیلم هم در سکانس آشنا شدن با راننده پیکان گوجه ای که امیر جعفری به بهترین شکل ممکن آنرا بازی کرد به بیشترین حد خود میرسد .سکانس اعتراض کارگران بیمه هم واقعا با مسماست با روزگار ما و اعتراض های مردم از موسسات بانکی و اتفاقات سیاسی که این چند سال در جامعه خود دیده ایم و نشان از این هست که مهران‌مدیری به اتفاقاتی که در جامعه در حال رخ دادن است،آگاه است ‌.

آنچه که خیلی مهم است و باید گفت این است که مهران مدیری قصدش تلنگر به ما بود که مراقب زندگیمان باشیم و از زندگی لذت ببریم و اینقدر زندگی را سخت و پیچیده نکنیم و اینکه زیادی مهربان نباشیم در این‌جامعه عصبانی و نسبتا خشن مثل مهرداد این فیلم(در ضمن مهرداد پرهام به هیچ عنوان شخصیت ساده لوح نبود بلکه بسیار مهربان بود)شاید به نظر ما میشد که اینترنتی قسط را پرداخت کند و به این همه مشکل برنخورد اما واقعیت این است که موضوع  قسط و وام و به این در و آن در زدن برای پرداخت آن مشکل بسیاری از ماها است و مهران مدیری آن را به عنوان اتفاقی ساده و کوچک که باعث دردسر ما آدما میشود، بیان می کند.  این رئال بودن قصه و پرسوناژ ها در دل فضاها و لوکیشن های فانتزی تبحر خاصی میخواهد که مهران مدیری و خشایار الوند این توانایی و تبحر را دارند.ساعت پنج عصر فیلمی کمدی است اما خنده ها برای شخصیت مهرداد نیست بلکه خندیدن به دردها و مشکلات خودمان است و این‌همان معنی کمدی سیاه است که رضا عطاران هم با ساخت 《خوابم میاد》 و 《ردکارپت》 نشان دادند که بچه های قدیم تلویزیون با ورود به سینما قصد تغییر ذائقه کمدی مخاطب دارند و تفاوتی که مدیری با عطاران دارد این است که مدیری در《ساعت پنج عصر》با کنایه،رمز،اشاره و بصورت مستقیم طعنه های خاص خودش را به جامعه و مسئولین میزند.

درمورد بازی ها هم باید بگویم که سیامک انصاری بی نقص و تمیز بازی در این نقش را انجام داد و جای هیچگونه نقد منفی را برای مخاطب نگذاشت.بازی های کوتاه مهران مدیری و امیر جعفری نمره قبولی می گیرد و بهتر است بگویم نقش کوتاه مامور را هیچکس نمیتوانست به این خوبی که مهران مدیری بازی کرد،انجام دهد .به نظر من مهران مدیری نمره قبولی در کارگردانی  و تا حدودی نویسندگی در این فیلم را گرفت و میتوانست برای پرورش داستان از خشایار الوند نیز کمک بگیرد.وجود سکانس های ترسناک و شلوغ مترو،بیمارستان و بهشت زهرا نشان داد که مدیری مدیریت این نوع لوکیشن ها با حضور چند صد هنرور را دارد و برای ما مخاطبان ایرانی خصوصا برای من بسیار جذاب و جدید بود چون توی دهه ۹۰ ما در کمتر فیلمی اینقدر شلوغی و ازدحام را دیده بودیم.دو نکته خاص که شاید دیده نشد تصحیح رنگ فیلم و صدابرداری و صداگذاری فیلم که واقعا خوب بود وکم و زیاد شدن صداها در زمان گفتگوهای فیلم که نشان از هوش مدیری و توانایی بالای آقای خرسند میدهد.در پایان باید بگویم که 《ساعت پنج عصر》 در مقایسه با کمدی های پرفروش امسال یک سر و گردن بالاتر است چون صاحب اندیشه و صاحب پیام است و به مرز ابتذال کشیده نشده است.

3

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است