0
مهدی صالح پور
۲ سال پیش - ۲ دقیقه مطالعه

نقد فیلم بوفالو, the buffalo, بعد از داستان!

امتیاز منتقد به فیلم :

بوفالو، آخرین ساخته کاوه سجادی حسینی است که این بار سراغ زوج تازه ی سینمای ایران، یعنی پرویز پرستویی و سهیلا گلستانی رفته است. فیلمی که اشاره دور و ضعیفی نسبت به نامش دارد و وجه تسمیه ای جز انتخاب نام «بهرام بوفالو» برای پرویز پرستویی، ندارد!

کاوه سجادی حسینی در بوفالو می خواهد ساختار شکنی کند. به همین خاطر، اصلِ قصه که دزدی هومن سیدی و سهیلا گلستانی از یک طلافروشی است را رها کرده و با یک گره ضعیف، سراغ طمع انسان ها می رود. ایده ای که اصلاً از آب درنیامده و تاکید روی نام بوفالو، حیوانی که به خودخواهی معروف است هم نتوانسته به آن کمکی بکند.

کارگردان اصرار دارد سرخوشی ابتدایی فیلم برای تاکید روی تضاد قبل و بعد از رسیدن به مرداب است. جایی که مرداب، نقش اول فیلم می شود و همه چیز در مرداب اتفاق میفتد. اما برای رسیدن به این هدف، تلاشی صورت نگرفته است. هومن سیدی در نقش پیمان، خیلی بی هوا تصمیم می گیرد به خاطر بیست هزار تومان مسیر چند ده متری تا ستون های پل روی مرداب را شنا کند. دفعه اول با تمام شوخی های شیرینش موفق می شود اما اصرار برای رفتن به زیر آب با یک شرط بندی کودکانه، کمی غیرمنطقی به نظر می رسد. زیرآب رفتنی که منجر به مرگِ دمِ دستی پیمان می شود. جایی که سهیلا گلستانی هم تلاش ویژه ای برای نجاتش نمی کند و به هر ضرب و زوری که شده، کارگردان را به ایده اصلی فیلم می رساند!

حالا دیگر ریش و قیچی دست کاوه سجادی حسینی است. مرداب فیلم را از تب و تاب می اندازد و رکودی عجیب و غریب بر فیلم حاکم می شود. پرویز پرستویی و سهیلا گلستانی، با همان جنس رفتاریِ فیلمِ امروز که اصلا متناسب با فضای فیلم نیست، تا پایان برای بیرون کشیدن جنازه هومن سیدی با هم تلاش های بی سرانجامی می کنند و در این میان هم کاراکتر اضافه ای با بازی پانته آ پناهی ها می آید و می رود و اتفاقی نمی افتد!

منطقِ داستانیِ ضعیفی که سجادی در این فیلم با آن روبرو می شود، نه به عنوان یک اثر تجربی پذیرفتنی است و نه به عنوان یک اثر پست مدرن؛ از بوفالو، جز یک اثر بسیار ضعیف (در تمامی عرصه ها؛ از بازی ها تا صدا و نور و تصویر) نمی توان یاد کرد. نه بازی پرویز پرستویی در نقش فرشته نجاتی که قهرمان داستان را دور می زند به خوبی از آب درآمده و نه سهیلا گلستانی متناسب با هومن سیدی، دختر پر شر و شوری است که بعد از یک دزدی هیجان انگیز به شمال کشور آمده که به خارج برود.

با توجه به انتظاری که از یک فیلم ۳۵ میلی متری با فیلمبرداری برازنده که در آرایش غلیظ شاهکار خلق کرده بود، رنگ و نور ویژه ای هم در فیلم نمی بینیم و صداگذاری و موسیقی هم اتفاق ویژه ای ندارند. تیتراژ فیلم با توجه به پروپاگاندی که کارگردان داشت، اثری ماندگار و به یادماندنی نشده است. من به بوفالو آخرین ساخته کاوه سجادی حسینی نمره 1 از ۱۰ ، یا نیم ستاره از ۵ ستاره می دهم.

نقطه اوج:  شروع خیره کننده داستان می توانست یک درام جذاب و پرمخاطب بسازد… اما حیف!

نقطه ناامیدکننده: عدم اشاره به پیشینه قهرمان داستان در کنار زنگ های متعدد خانواده ای که نگرانش هستند و اشاره غیرمستقیم به دزدی از پدرِ دختر، تناقضاتی است که فیلمنامه بوفالو برای آن هیچ پاسخی ندارد.

نکته قابل توجه: اینکه کاوه سجادی حسینی دغدغه طمع میان مردم داشته باشد و برایش فیلم می سازد اتفاق خوبی است اما اینکه به این روش بخواهد فرهنگ سازی کند اصلا قابل پذیرش نیست. وقتی مخاطبان خاص سینما تحمل ۱۲۰ دقیقه روایت کند و کسل کننده بوفالو را ندارند، قطعاً مخاطب عادی هم این آهستگی داستانی را تحمل نمی کند و نمی تواند فرهنگ سازی مناسبی را هم با خود به همراه داشته باشد.