0
افشین علیار
۴ ماه پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند

نقد فیلم ماجرای نیمروز, روایت جذابِ تاریخی (به بهانه پخش در سینمای خانگی)

امتیاز منتقد به فیلم :

هوشمندی مهدویان در انتخاب سوژه ستودنی است چرا که فیلمساز ما با دغدغه یی مهم سوژه هایش را انتخاب می کند، اساسا تاریخ معاصر برای مهدویان اولویت دارد و از سوی دیگر مهدویان با پژوهش گسترده توانسته برهه یی از تاریخ معاصر کشورمان را به تصویر بکشد

  

هدف و دغدغه از مهم ترین عناصر برای خلق یک اثرِ هنری به حساب می آید، وقتی هنرمند با یک نگاهِ منسجم راهی را در پیش می گیرد که به مراتب از راه های دیگر دشوارتر است سریع تر به موفقیت می رسد. محمدحسین مهدویان فیلمساز جوان و مستعد سینمای ایران توانسته با همت و تلاش مضاعف به سینمایی برسد که تمامی مختصاتِ ساختاری و اِلمان های درام پردازی را در صحیح ترین شکل استانداردش در بر دارد، با ساخت دو فیلم نمی شود گفت که فیلمساز به سینمای دلخواهش رسیده است اما مهدویان با ساخت مستندهای تلویزیونی اش و فیلم اولش ایستاده درغبار ثابت کرده است که فنون سینمای مستندگونه را به طور واقعی می شناسد، با تحقیق و پژوهش فراوان توانسته فیلم هایی بسازد که در اوج خاص بودن شان به شدت عامیانه اند! بله، فیلم های مهدویان در راستای سینمای مستند گونه اش که با مشقت های فراوان تولید می شوند، یک نوع سینمای تاریخی عامه پسند به حساب می آیند سینمایی که روایت های درستی را از تاریخ معاصر کشور به مخاطب انتقال می دهد، فیلمساز با دغدغۀ فردی قصه اش را تکمیل می کند و فیلمنامه اش را می نویسد اما فیلمساز فیلمنامه اش را یک سویه جلو نمی برد زیرا  مهدویان می داند که قرار است مخاطب عام سینما فیلمش را ببیند پس تصمیم می گیرد قصه اش را طوری روایت کند که تماشاگر عام و خاص از دیدن  فیلم لذت ببرند، از آنجایی که سینمای مستندگونه برای مخاطب عام گاهی کسالت آورمی شود، مهدویان با هوشمندی و پرداخت صحیح درام فیلمش را شکل می دهد  انگار فیلمساز در تک تک نماها حضور دارد و به تماشاگر عام می گوید این فیلم یک اثر خاص نیست چرا که مهدویان با استفادۀ درست و به قاعده از موقعیت های دراماتیک به موقعیت های بغرنج تاریخی می رسد، تاریخی دیده نشده و اتفاقِ مهمی که بیشتر در کتاب های تاریخ معاصر به آن پرداخت شده است، ماجرای نیمروز دومین فیلم محمد حسین مهدویان نشانه یی از موقعیت ها و فضای ملتهب دهۀ شصت کشورمان است که قبل از این چند فیلم در این مورد خاص ساخته شدند اما تاثیرگذاری فیلم ماجرای نیمروز به دلیل پردازش و پژوهش کاملش توانسته برای تماشاگر خاص تر به نظر برسد، مهدویانِ سی و چند ساله که در دهۀ شصت به دنیا آمده و اتفاقات و فضای ملتهب آن زمان را ندیده حالا تصمیم می گیرد فیلم هایی بسازد که به تماشاگرش گوشزد تاریخی کند. با دیدن ماجرای نیمروز به این درک خواهیم رسید که فیلم اول مهدویان یعنی ایستاده درغبار یک اتفاق نبوده چرا که فیلمساز ما با ساخت دومین فیلمش ثابت کرد که پرداخت و پردازش درام سینمایی در بطن سینمای مستندگونه را در بالاترین حد استانداردش می شناسد هوشمندی مهدویان در انتخاب سوژه ستودنی است چرا که فیلمساز ما با دغدغه یی مهم سوژه هایش را انتخاب می کند، اساسا تاریخ معاصر برای مهدویان اولویت دارد و از سوی دیگر مهدویان با پژوهش گسترده توانسته برهه یی از تاریخ معاصر کشورمان را به تصویر بکشد معمولا به سراغ این سوژه ها رفتن جسارت بیش از حدی می خواهد که مهدویان با هوشمندی و جسارت با پرداختِ درست و پژوهشِ منسجم فیلمش را می سازد. مهمترین نکتۀ فیلم های مهدویان تمرکز در نوشتن فیلمنامه و رعایت اصول و قواعد نوشتاری است فیلمساز ما به راحتی می تواند قصه تعریف کند قصه یی که اساسا خیالی نیست حقیقتی گمشده در تاریخ معاصرست، هدف فیلمساز در روایت و اجرا بنا به شرایط سخت و دشوار در بازسازی دهۀ شصت به نتیجه رسیده است در این برهۀ زمانی اگر قرار باشد فیلمی دربارۀ دهۀ هشتاد ساخته شود باید تغییرات ظاهری و خیابانی و آکسسوار را در نظر گرفت حالا ماجرای نیمروز در اواسط دهۀ نود می خواهد حادثه و ناآرامی های خرداد سال شصت را به تصویر بکشد، هدف فیلمساز در بکارگیری موقعیت و فضاسازی های دهۀ شصت به نتیجه رسیده از همین حیث تمامی عناصر ساختاری سینمایی در خدمت قصه اند، به طوری که فیلمنامه پایه و اساس محکمی دارد به هیمن جهت فیلمساز به راحتی می تواند میزانسن بچیند و بازیگرانش را هدایت کند، قصۀ ماجرای نیمروز کششِ لازم را برای تماشاگر عام و خاص را دارد نما به نمای فیلم به دلیل کنش مندی دراماتیک این قابلیت را دارد که تماشاگر را تا دقیقۀ آخر روی صندلی بنشاند، این فیلم نه کمدی ست و نه قصه ی خیانت و سیاهی است، موقعیت و فضای این فیلم به دلیل ساختار پرداخت شده اش با سایر فیلم ها تفاوت مهمی دارد و آن واقعیت گرایی تاریخی ست، اینکه مهدویان خودش را محدود به قصه های ساده و فضاهای محدود نمی کند از مهم ترین خصوصیات این فیلمساز به حساب می آید،  مهدویان بعد از موفقیت در فیلمنامه نویسی، فضاسازی و اجرا به راحتی می تواند از بازیگرانش بازی بگیرد این فیلم دوبازیگر کمدی دارد جواد عزتی و احمد مهران فر که اساسا در این فیلم فرم بازی شان به کلی تغییر کرده است زیرا که عمقِ نقش را پذیرفته اند این هوشمندی مهدویان بوده که توانسته به درستی بازیگرانش را هدایت کند،هادی حجازی فر در شخصیتی کاملا جدی و جنگجو گاهی با لحن دیالوگ گویی اش فضای درام را می شکند و باعثِ خندۀ مخاطب می شود این همان هوشمندی فیلمسازست که در رعایت اصول دراماتیک نمی گذارد فضای قصه سنگین شود.... مهدویان با ساخت این فیلم سینمای ایران را امیدوار می کند چرا که فیلم های سینمای ایران یک شکل شده اند، اساسا فیلم ها یا به خیانت می پردازند یا کمدی های سخیف و بی محتوا اند، سینمای دیگری هم چند سالی ست پدیدآمده که به فیلم های اصغرفرهادی شباهت دارند، وقتی فیلمی مثل ماجرای نیمروز توسط یک جوان خوش ذوق ساخته می شود امید به سینما و نسل جوان افزایش پیدا می کند مثل مهدویان،  شهرام مکری یا هومن سیدی که برای رسیدن به فرم و جایگاه شان به شدت زحمت کشیده اند. ماجرای نیمروز اثری فراموش شدنی نمی باشد، بعد از این همه فیلم بی سروشکل، دیدن ماجرای نیمروز غنیمت به حساب می آید.