1
سامان پارسی
۱۰ روز پیش - ۵ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند

نقد فیلم دیپ‌واتر هوریزن, Deepwater Horizon, سرمایه داری و خشونت موجود در آن

امتیاز منتقد به فیلم :

افق آبهای عمیق با شهادت مایک ویلیامز در دادگاه و ارائه توضیحاتی درباره فاجعه زیست محیطی خلیج مکزیک در 20 آوریل 2010، و تلفیق آن با داستان فیلم سعی در واقعی تر کردن روایت بر اساس شواهد بازماندگان این فاجعه دارد.

سرمایه داری و خشونت موجود در آن

نگاهی به فیلم افق آب های عمیق، اثر: پیتر برگ

Deepwater Horizon

سامان پارسی

کارگردان: پیتر برگ، فیلمنامه: متیو مایکل کارناهان، متیو ساند، مدیر فیلمبرداری: انریکه چدیاک، تدوین: کولبی پارکر جونیور، گابریل فلمینگ، موسیقی: استیو جابلونسکی، بازیگران: مارک والبرگ(مایک ویلیامز)، کورت راسل(جیمی هارل)، جان مالکوویچ(دونالد ویدرین)، جینا رودریگز(آندریا فلیتس)، کیت هادسون(فلیشیا ویلیامز)، محصول: آمریکا، 107 دقیقه.

افق آبهای عمیق با شهادت مایک ویلیامز در دادگاه و ارائه توضیحاتی درباره فاجعه زیست محیطی خلیج مکزیک در 20 آوریل 2010، و تلفیق آن با داستان فیلم سعی در واقعی تر کردن روایت بر اساس شواهد بازماندگان این فاجعه دارد. پس از سالی این دومین فیلمی است که بر اساس حادثه ایی واقعی که تیتر اخبار روز جهان بوده، با استفاده از شواهد موجود ساخته شده و برای اینکه از نظر داستانی برای مخاطب هیجان برانگیز باشد. داستان واقعی با تخیل و تکنیک های داستان نویسی ترکیب شده تا مخاطب بیشتر تحت تاثیر قرار گیرد. پیتر برگ همراه گروه نویسنده با استناد به برخی شواهد واقعی سعی می کنند افق آب های عمیق فیلمی جذاب و هیجان برانگیز با صحنه های انفجار واقعی و بدون کشتار زیاد فیلم فاجعه ها باشد.

فیلم از الگوی رایج فیلم فاجعه ها پیروی می کند و بر اساس یک رخداد حقیقی، فاجعه ایی غیرقابل کنترل را به تصویر می کشد. شاید نکته جالب زمانی است که انفجار بزرگ رخ می دهد و برخی مانند مایک ویلیامز به جای فرار از صحنه سعی می کنند با درنگ و نجات جان همکاران خود تعلیق و هیجان را در فیلم به وجود بیاورند. شروع داستان از خانه مایک ویلیامز در محیطی آرام و صمیمی با گفتگوی دو نفره او و همسرش شروع و تا حرف های دخترش درباره مدرسه و تکالیفش و یک آزمایش روی میز صبحانه و رانندگی در جاده که وزش باد درون ماشین لحظه هایی عاشقانه را به نمایش می گذارد باعث می شود مخاطب بیشتر با شخصیت اصلی همذات پنداری کند و با اینکه در ابتدا مشخص می شود که او زنده مانده ولی استفاده پیتر برک از این روایت فرعی برای ورود به داستان بسیار در پیگیری و هیجان مخاطب نسبت به سرنوشت شخصیت اصلی تاثیر گذار است. 

یکی از مسائلی که می بایست اثر بتواند با خلاقیت از آن استفاده کند تا مخاطب تمایل به دنبال کردن آن را داشته باشد این است که با توجه به اینکه این فاجعه زیست محیطی تا مدت ها در صدر اخبار بوده بی شک اکثر افراد از رخدادهای این فاجعه و انفجار اطلاعات کافی دارند. در واقع پیش از شروع فیلم ذهن با استفاده از اطلاعات ارائه شده فرم های مشخص و الگوی معینی درباره داستان و اتفاقاتش دارد. برای همین پیتر برگ برای اینکه مخاطبش را مجاب به دیدن اثر کند می باید با خلاقیت نگاهی نو به این اتفاق داشته باشد و با هوشمندی بخش کمتر دیده این فاجعه را به تصویر کشیده است.

افق آبهای عمیق درباره جزئیات انفجار و 11 نفری است که جان خود را از دست می دهند و کمتر در هیاهوی آلودگی زیست محیطی به آنها پرداخته شد و داستان که از نیمه با شروع انفجار وارد بحران قابل پیش بینی خود می شود سعی می کند روایت کشته شدن 11 نفری باشد که در این فاجعه جان خود را از دست دادند.

فیلم با صحنه هایی عاشقانه و صمیمی از خانه مایک با حرف های تقریبا کودکانه و طعنه آمیز نوشته دخترش درباره استخراج شروع می شود و نفت را به هیولایی تشبیه می کند که از بدن دایناسورها پس از میلیون ها سال درست شده است. نفت از همان انشای دختر ویلیامز هیولایی است که قصد نابودی آنها را دارد و فوران قوطی نوشابه روی میز نشانه ایی است از این اتفاق غیرقابل پیشگیری. آنچه برای کارشناسان شرکت بریتیش پترلیوم مهم است زمان از دست رفته برای استخراج است، برای همین برای بهره برداری از چاه عجله دارند. آنها نماینده ی شرکتی چندین میلیارد دلاری هستند که بهره برداری و سودآوری اولین نکته مهم در سیاست کاری آنها است. پس هر چه زودتر آماده شدن چاه برای استخراج مهم ترین اولویت کاریشان است. 

پیتر برک با استفاده از صحنه هایی همسان از ابتدای فیلم سعی می کند ذهن مخاطبش را برای انفجار نهایی آماده کند مانند زمانی که قوطی نوشابه روی میز صبحانه فوران می کند و هیچ کس جلودار آن نیست. یا در ادامه با اینکه همه چیز مانند رانندگی مایک با همسرش در جاده زیبا و رویایی است اما وقت پرواز برخورد یک پرنده با هلیکوپتر مانند تلنگری برای نامعلوم بودن و سرانجام بد این سفر است. 

ویدرین که در داستان عامل اصلی عجله برای شروع استخراج است و هر چند در انتهای فیلم مشخص می شود با اینکه در ابتدا او و کلوزا در جریان محاکمه گناهکار شناخته شده اند اما در نهایت تبرئه می شوند. افق آبهای عمیق داستانی بدون شعار زدگی دارد و به خوبی نشان می دهد چگونه تلاش شرکت های سرمایه داری نفتی برای ازدیاد سرمایه با نادیده گرفتن برخی استانداردهای لازم جان بسیاری را می گیرد و محیط زیست منطقه را تا مدت ها به نابودی می کشد. ویدرین با بازی عالی جان مالکوویچ که به خوبی توانسته شخصیتی شیطانی را با حرف ها و لبخندهایش به تصویر بکشد. نماینده شرکت هایی است که برای آنها افزایش سرمایه به هرقیمتی مهم تر از جان انسان ها و محیط زیست است و در این راه با توجه به قدرت شرکت های سرمایه داری و تسلط و ارتباط آنها با برخی نهاد های قدرت با وجود ایجاد بحرانی زیست محیطی توان تبرئه صاحبان خود را دارند. همانگونه ایی که در انتهای فیلم خبر تبرئه این دو نفر را که نقش مهمی در فشار آوردن برای شروع بهره برداری از چاه افق آبهای عمیق را دارند داده می شود. 

دلارهای کشنده که از میان صحبت های مایک با همکارنش بیان می شود و گل هایی که از روی وسایل کار شسته می شوند و صحنه هایی از عمق دریا با خروج حباب هایی از دل زمین شروع یک بحران را خبر می دهند و مخاطب را برای لحظه وقوع انفجار بزرگ آماده می کند.

بخش عمده داستان به چگونگی انفجار در سکوی نفتی اختصاص دارد و پیتر برگ با نمایش جزئیات کامل به خوبی توانسته این بخش نادیده را برای مخاطب به تصویر بکشد. مانند زمانی که لوله ها نشت و فوران می کنند. در فیلم برخی صحنه ها به شکل واقعی بازسازی شده اند مانند صحنه های انفجار و بیشتر صحنه ها تاثیر گذار و قابل باور هستند. مثل زمانی که سکو فوران می کند یا وقتی آتش می گیرد. ترکیب صحنه هایی از درون آب و و لوله های حفاری با اتاق کنترل و نشت در بین نقاط مختلف سکو با نمای کلی سکوی در حال انفجار به خوبی تعلیق و اضطراب را به تصویر می کشد و با توجه به گرفتار ماندن برخی افراد میان شعله های آتش و تلاش چند نفر از جمله مایک ویلیامز برای نجات جان همکاران و کنترل آتش و نجات سکو، فیلم برخی جزئیات این اتفاق از جمله کسانی که جان خود را از دست دادند به روایت می کند. 

افق آب های عمیق هر چقدر در جلوه های ویژه و روایت داستان روی سکو موفق است زمانی که مایک به خانه بر می گرد هیجان لازم را ندارد و ریتم فیلم دچار کندی می شود. یکی از بهترین صحنه های فیلم زمانی است که مایک روی زمین در شوک اتفاقاتی که افتاده سردرگم و ناراحت دراز کشیده  است. 

مارک والبرگ که می توان او را بازیگر ایفای نقش انسان های واقعی در فیلم هایی بر اساس واقعیت به حساب آورد. به خوبی توانسته نقش مایک ویلیامز را هم چون گذشته عالی به تصویر بکشد و در کنار کارگردانی خوب و جلوه های ویژه عالی و صحنه های انفجار واقعی و داستانی ناگفته و نو درباره افق آب های عمیق و فاجعه زیست محیطی آن که تا مدت ها صدر اخبار جهان بود فیلمی خوب و تاثیر گذار را به وجود آورده اند. 



در سال 2001 سکوی نفتی‌ای بنام "دیپ‌واتر هوریزن" (افق آبهای عمیق) در خلیج مکزیک احداث شد، اما این سکوی نفتی که با 98 متر ارتفاق و 42 متر عمق یکی از بزرگترین سکوهای نفتی جهان به حساب می‌آمد، 9 سال بعد در بهار سال 2010 به دلیل مشکلات مهندسی منفجر شد و یکی از بزرگترین فجایع زیست محیطی تاریخ آمریکا را رقم زد. بر اثر این حادثه نزدیک به پنج میلیون بشکه نفت در سطح دریا از بین رفت و باعث بروز مشکلات فراوان برای حیوانات دریایی و سواحل منطقه شد. در این فیلم با Mike Williams (والبرگ) آشنا می‌شویم که همسر و دختر کوچکش را برای کار در سکوی نفتی "دیپ‌واتر هوریزن" ترک می‌کند، مایک کمی بعد از شروع کار در سکوی نفتی متوجه می‌شود که روش کار مهندس اصلی مکان بنام Vidrine (مالکوویچ) بنظر غیر تکنیکی به نظر می‌رسد، همین روش غیر اصولی در ادامه باعث بروز فاجعه‌ای می‌شود که جانِ تمام اعضای حاضر در سکوی نفتی را به خطر می‌اندازد.