ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

یادداشتی بر فیلم احتمال باران اسیدی, Risk of Acid Rain, شکنندگی روابط انسانی

ابراهیم علی پور
۵ سال پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

ابراهیم علی پور: احتمال باران اسیدی ، شکندگی روابط انسانی را به تصویر کشیده است . فیلم دارد به موضوع درستی در جامعه اشاره می کند و می خواهد جزیره تنهایی آدم ها را نمایش دهد . کسانی که از شرایط عادی برخوردار نمی باشند و دیگر زندگی برایشان خیلی مهم نیست . اولین سوالی که باید پرسید، روایت فیلم در مورد چیست ؟ روایت سه غریب تنها از سه نسل است که بطور ضمنی و تصادفی با هم آشنا می شوند و هر سه نفر گمشدگی هایی دارند. شاید افراد زیادی در...

ابراهیم علی پور:

 احتمال باران اسیدی ، شکندگی روابط انسانی را به تصویر کشیده است .

   فیلم دارد به موضوع درستی در جامعه اشاره می کند و می خواهد جزیره تنهایی آدم ها را نمایش دهد . کسانی که از شرایط عادی برخوردار نمی باشند و دیگر زندگی برایشان خیلی مهم نیست .

اولین سوالی که باید پرسید، روایت فیلم در مورد چیست ؟

   روایت سه غریب تنها از سه نسل است که بطور ضمنی و تصادفی با هم آشنا می شوند و هر سه نفر گمشدگی هایی دارند. شاید افراد زیادی در اطراف ما این چنین باشند ولی خلاقیت می خواهد تا این ایده را پرورش دهد و به نمایش در آورد .

   بهتاش صناعی ها در اولین فیلم خود از قصه گویی سر راست فاصله گرفته و خواسته بگوید سینما می تواند کارهای غیر از قصه گویی انجام دهد .

   منوچهر ( قهرمان داستان )  فرهنگ قدیم و جدید را به تصویر می کشد ، گذر از بزرگسالی و طی کردن آخرین چارک زندگی ، روزمرگی در تجربه هر سه نفر دیده می شود . رفتار معمولی هرروز ، فکر نکردن ، به عنوان یک مکانیسم برای فرار از رنجی که نمی خواهی آن را درک کنی .

   فیلم می گوید : خیلی با برنامه ریزی نمی شود زندگی کرد ، دنیا جای کنش های صددرصد عقلانی نیست ، هر سه نفر به دنبال تساوی و هویت طلب هستند . در این میان منوچهر می خواهد بازاندیشی کند ، روتین های همیشگی اش به هم می خورد ، هر سه نفر درک تازه ای از زندگی را تجربه می کنند : زیستن برای دیگری .

   منوچهر تغییر را می پذیرد و برای حل مشکل دیگران ابائی ندارد و حتی حاضر است برای اینکار دروغ بگوید و مواد مخدر مصرف می کند .

   خاطرات نوستالژی و حسرت وجه دیگر فیلم است ، تخیل و واقعیت در هم آمیخته شده . بحث بین نسلی مطرح است ، باید نسل دیگری ساخت ، لذا مهسا راه خودش را می رود و کاوه راه خودش را و منوچهر هم که به گذشته تعلق دارد . از زندگی کردن گریزی نیست و راه بهتر زیستن قناعت است

    زمان شده قهرمان فیلم ، سفر فیلم از آینده به گذشته است .در هر مقطعی اتفاقی روی می دهد که مجموع آن می شود زندگی ، منوچهر خرده روایتی از دوست قدیمی تعریف می کند . خسرو که تنها دوست منوچهر است و احتمالا اقدام منوچهر در جوانی زندگی او را متحول کرده . فیلم سراسر ایهام است و شما می توانی برداشت خودت را داشته باشی .

آیا منوچهر زندگی دوستش را خراب کرده ؟

آیا غریبگی و تنهایی ، زندگی مجردی یک راهکار است ؟

تعلقات جمعی و خانوادگی چقدر اهمیت دارد ؟

حس و درک ها از اخلاقی بودن چیست ؟

   و چندین ایهام دیگر که جواب های متفاوتی می توان به آنها داد ، تخیل رفتن به مریخ یک راهکار است که حتی منوچهر دنیا دیده به آن تمایل پیدا می کند .

   احتمال باران اسیدی ، بازنمایی ، افسردگی ، غمگینی و تنهایی اجتماعی است که ما در آن زندگی می کنیم و در پیرامونمان شاهد آن هستیم .

   فیلم از زندگی مجردی دفاع می کند و سیاست گزاری فرهنگی اجتماعی و ریل گذاری نظام بروکراسی و اداری را مقصر قلمداد می کند .

   فیلم حتی در پایان خود ، اعتماد ، دلسوزی و همدلی ندارد و باز تنهایی و غریبی هر سه نفر ادامه دارد و منوچهر در زیر باران تنها مانده است .

 

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است