ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم یک مرد خوشبخت, A Fortunate Man, انتهای یک تغییر پذیری

علی قربانی گرمکی
۱۹ روز پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

یک مرد خوشبخت  شاید در ابتدای فیلم اسم آن با شخصیت اصلی آن یعنی per مطابقت نداشته باشد زیرا جوانی ساده و فقیر از یک خانواده کشیش روستایی را تماشا میکنیم که آرزوهایی به مراتب بلند از آنچه که افرادی مشابه زندگی او را دارند داشته و در لحظات اولیه فیلم با سبک زندگی و عقاید خرافی پدر per که یک کشیش بوده روبه‌رو میشویم.  پدری که سعی دارد اصول زندگی خود و خانواده اش را بر مبنای زاهدانه و تقوای ضعف قرار دهد و همین تفکر آغاز اختلافات بین per و پدرش...




یک مرد خوشبخت

 شاید در ابتدای فیلم اسم آن با شخصیت اصلی آن یعنی per مطابقت نداشته باشد زیرا جوانی ساده و فقیر از یک خانواده کشیش روستایی را تماشا میکنیم که آرزوهایی به مراتب بلند از آنچه که افرادی مشابه زندگی او را دارند داشته و در لحظات اولیه فیلم با سبک زندگی و عقاید خرافی پدر per که یک کشیش بوده روبه‌رو میشویم.

 پدری که سعی دارد اصول زندگی خود و خانواده اش را بر مبنای زاهدانه و تقوای ضعف قرار دهد و همین تفکر آغاز اختلافات بین per و پدرش میشود.

 مبنای تقوای ضعف پدر per که در میان اکثر کشیش ها وجود دارد از انتقاداتی هست که بیل آگوست به آن اشاره دارد.

 تقوایی که به جای رویکرد و حضور زاهد در میان اجتماع ، گوشه گیری را پسندیده و ارتباط با جامعه را مستلزم گمراهی شخص دانسته ، گمراهی که که تفکر غلط پدر per بود ولی به قیمت وجود عقده هایی خطرناک در شخصیت per شد.

 آنچه ضعف فیلم را دوچندان می‌کند عدم پرداختن و تبیین دقیق اختلافات و تفکرات پدر per بود به گونه ای که ما تنها شاهد چند دیالوگ سطحی از آن دو بودیم و مسائلی که سبب شد تا per به این حد از تنفر نسبت به خانواده و خانه خود برسد که همه آن ها را فراموش کند مثل عقده هایی که در کودکی او اتفاق افتاده، عقدهایی که اگر بیل آگوست کارگردان فیلم که در سکانس های مختلف بدان اشاره میکرد برای مخاطب مشکلات و سختی های per قابل درک تر بود.

 در کنار تمام سکانس ها و پلان هایی ک شاهد آن بودیم غرور و نبوغ و جرئت per بود که او  را تبدیل به مردی کرد که از ابتدای ورود به شهر سعی داشت تا به اهداف و عقده هایی که او نتوانست به آن ها دست بیایبد برسد و در راه اهدافش ما بارها شاهد تنگدستی ، تحقیر اطرافیان و شکست او بودیم و همین پستی ها و بلندی ها سبب اوج گیری این درام می‌شود.

 بیل آگوست بدنبال نشان دادن این بود که اگر شخصی  همراه با غرور و نبوغ فراوان باشد ولی هنوز خودش را درنیافته باشد و به خودشناسی نرسد ، همان غرور و نبوغش میتواند به عنوان تله سقوطی برای تمام آمال و اهداف فرد باشد ، همانطور که ما در سکانس های مختلف این نمود شخصیتی را کاملا در per یافتیم و او را همیشه سر در گم در بین انتخاباتی تاثیر گذار  در زندگی اش میافتیم. انتخاباتی که بر مبنای عقدهایی از دوران گذشته اش بوده و سبب می‌شود تا نسبت به مسیر خود مطمئن قدم بر ندارد و هر لحظه ای که از زندگی او می‌گذرد بحرانی تر می‌شود و همین بحران ها و مشکلات  هست او را نسبت به نفس خود آگاه تر میکند تا اینکه  او  را در آخر فیلم بواسطه شناخت از خود مردی خوشبخت میابیم که دیگر لبخند تصنعی به خاطر عقده و جاه طلبیهایش ندارد چون به خودشناسی رسیده است.


 فیلم در بحث نشان دادن کیفیت خودشناسی per دچار ناپختگی شدیدی شده بود و ما را در مرحله ای که او به خانه خود برگشته و سعی در شناخت و بخشش خود و پدرش دارد  رها می‌کند و ما فقط شاهد سکانس هایی هستیم که به سرعت میگذرد و گاها با دیالوگ های سطحی که نشان بر عجله کارگردان در نتیجه گیری نهایی و تمام کردن فیلم بوده.

 در واقع این ناپختگی در ابتدای فیلم هم مشاهده می‌شود همانند همان ناپختگی که ما از عدم نشان دادن و فلش بک هایی که گاها لازم بود تا  واقعا حس کنیم مشکلات per در آن زندگی تماما سنتی که با خانواده خود داشته چه بوده است؟!

 

 به هر حال با وجود ضعف هایی که در فیلم شاهد آن هستیم ولی روایت موفقیت ها و شکست ها و فراز و نشیب قصه رمانتیک درون آن می‌تواند این فیلم درام را که زمان هرچند طولانی آن سبب برهم خوردن حوصله نخواهد شد و شما را همراه تک تک سکانس ها با خود همراه میکند.

 

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است