نقد فیلم گس, Acrid, هزارتوی خیانت

۶ سال پیش

۲۶ خرداد ۱۳۹۴

روند داستان یکنواخت و کُند است که می تواند در برخی جاها برای مخاطب حوصله سربر باشد به خصوص که ریتم کُند بیشتر ناشی از کمبود محتوای فیلمنامه است تا نمایش سردی روابط. چه زمانی قرار است مشاورین فیلمنامه نقش واقعی در سینمای ما ایفا کنند؟...

فیلم گس (۱۳۹۱)
کارگردان : کیارش اسدزاده
- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

سهیلا و جلال زوج میان سالی هستند که در زندگی شان به دلیل بی بندو باری جلال در آستانه از هم پاشیدن است. آذر هم منشی مطب جلال است که خود نیز به همسرش خسرو شک دارد ...روایتی از زندگی روزمره چند انسان...

سهیلا (رویا جاویدنیا) مدیر یک مرکز نگهداری کودکان معلول در زعفرانیه است و زندگیش با جلال (احسان امانی) متخصص زنان و زایمان که فردی هوس­ باز است و اعتقاد دارد منشی حتما باید مجرد باشد رو به زوال است. آذر (پانته­ آ پناهی­ ها) منشی جلال به حقوق ماهیانه اندکی راضی است تا خورد و خوراک بچه­ هایش تامین شود. شوهرش خسرو (صابر ابر) با سیمین (شبنم مقدمی)، یکی از شاگردهایش در آموزشگاه رانندگی، دوست شده و می­ خواهد با بهانه­ های واهی از آذر طلاق بگیرد تا به عشق غیرسنتی­ اش برسد. سیمین هم که استاد دانشگاه است، از شوهرش جدا شده و به دنبال ساختن یک زندگی جدید با خسرو است. مهسا (مهسا علافر)، دانشجوی سیمین، نیز خود را در برابر خیانت دوست پسرش رضا (محمد رضا غفاری) می­ بیند. دست بر قضا مهسا دختر سهیلا و جلال است و این دایره بیان می­ کند که از هر دستی بدهی از همان دست پس می­ گیری... «گَس» اولین ساخته کیارش اسدزاده یک فیلم جمع و جور با بازی­ های خوب است که کل داستانش را می­ توان در پاراگراف بالا خلاصه کرد. البته قرار نیست همیشه با داستان­ های غیرخطی و پیچیده مواجه باشیم. همین که یک پاراگراف داستان وجود دارد (!) و به خوبی روایت می­ شود جای خوشحالی است. کاراکترهای «گَس» آدم­ هایی کاملا ملموس از جامعه ما هستند که طعم زندگیشان نه فقط گَس که کاملا تلخ است و این تلخی بن­ بستی برای این کاراکترهاست. شاید بهتر بود در میان تمامی این سیاهی­ ها و تلخی­ ها کورسوهای امید نیز باز گذاشته می­ شد. فیلم یک تعریف سطحی از فمینیسم هم می­ دهد: اینکه در جامعه ما همیشه به زن­ ها ظلم می­ شود و مردها معمولا هیولایی هستند که خیانت می­ کنند! البته ارجاعی به یک کتاب مبانی فمینیسم یا دادگاه­ های خانواده کلیت این تعریف را به سادگی زیر سوال می­ برد. شکل روایت فیلم و تاکید آن بر مسیر داستان (و نه ابتدا و انتها)، هم چنین دوربین روی دست و موسیقی اندک تاثیر گرفته از فیلم­ های اصغر فرهادی است. پایان­ های باز و دوربین­ های روی دستی که این روزها بدون در نظر گرفتن دلیل منطقی برای آن، به وفور کپی­ برداری می­ شوند. هر چند در مورد اول، اسدزاده فیلمش را تا حدودی شخصی­ سازی کرده و حرفش را واضح می­ زند و نتیجه­ اش را واضح می­ گیرد اما در مورد دوم بسیار ضعیف عمل کرده است. دوربین روی دست در صحنه­ های آرام و سرد باعث ایجاد تنش­ های بی­ مورد می­ شود، در صورتی که تاکید فیلم بر سردی روابط بین آدم­ هاست نه تنش. بهترین روش برای بیان این سردی استفاده از نماهای دور با دوربین ثابت و نورپردازی و طراحی صحنه­ با استفاده از رنگ­ های مناسب است. هرچند فیلم در مورد طراحی صحنه و نور خوب عمل کرده اما دوربین روی دست وصله­ ای ناجور است. در واقع اگر دوربین در اکثر سکانس­ ها کمی دورتر و البته ثابت می­ بود، حس سردی به شکل بهتری منتقل می­ شد. روند داستان یکنواخت و کُند است که می­ تواند در برخی جاها برای مخاطب حوصله­ سربر باشد به خصوص که ریتم کُند بیشتر ناشی از کمبود محتوای فیلمنامه است -مانند نشان دادن یک دور کامل از بازی مافیای مهسا و دوستانش!- تا نمایش سردی روابط. چه زمانی قرار است مشاورین فیلمنامه نقش واقعی در سینمای ما ایفا کنند؟... «گَس» فیلمی قابل قبول به عنوان اولین ساخته بلند یک فیلمساز است و اسدزاده با شناخت و شخصی­ سازی هرچه بیشتر المان­ های فیلمسازی­ اش می­ تواند کارهای قوی­ تری نیز ارائه دهد.

نقدهای مرتبط با این اثر

پربازدیدترین نقدها

انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
گشت ارشاد 3
بهنام بانی و شادمهر عقیلی هرچند بلحاظ موسیقایی، کاملا متفاوت از یکدیگرند ولی در تجربه بازیگری یک وجه اشتراک دارند که به نوعی خوش‌شانسی آنها محسوب می‌شود.ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
پسر - مادر (son - mother)
«مهناز محمدی» کارگردانی خوش‌سلیقه است که شوق او برای پرداختن به مسائل اجتماعی مرا به یاد «رخشان بنی اعتماد» می‌اندازد. او یک گروه فنی بسیار حرفه‌ای را در کنار خود دارد. یکی از آنها فیلمبردار «پسر-مادر» یعنی «اشکان اشکانی» است که موقعیت‌های ساده را نورپردازی خلاقانه‌ی خود تبدیل به سکانس‌های رویایی می‌کند و اتمسفری خلاقانه را به فضای فیلم می‌بخشد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده