ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

یادداشتی بر فیلم بادیگارد, آقای بادیگارد

حمید پروانه
۴ سال پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعحمید پروانه
امتیاز منتقد به فیلم :

ابراهیم حاتمی کیا فیلمساز صاحب نام سینمای ایران در آخرین فیلمش جهت دراماتیزه کردن فیلمنامه و جذابیت بخشیدن به آن خواسته یا ناخواسته دست به دامن تمهیداتی گردیده است که نخ نما ترین و دستمالی شده ترین الگوهای فیلمفارسی را در ذهن تداعی می کند که البته با روکشی از تکنیک و تصاویر خوش آب و رنگ تزیین گردیده است که به هیچ عنوان نتوانسته کم مایگی و ابتذال فیلمنامه را لا پوشانی کند.

ابراهیم حاتمی کیا فیلمساز صاحب نام سینمای ایران در آخرین فیلمش جهت دراماتیزه

کردن فیلمنامه و جذابیت بخشیدن به آن خواسته یا ناخواسته دست به دامن تمهیداتی

گردیده است که نخ نما ترین و دستمالی شده ترین الگوهای فیلمفارسی را در ذهن

تداعی می کند که البته با روکشی از تکنیک و تصاویر خوش آب و رنگ تزیین گردیده

است که به هیچ عنوان نتوانسته کم مایگی و ابتذال فیلمنامه را لا پوشانی کند.

1 در یکی از فصول اولیه فیلم خانم و آقای بادیگارد با ماشین در حال عبور از خیابان -

هستند که چشم خانم بادیگارد که مدیر مدرسه است به دانش آموزانش می افتد که در

پارک با پسرها گرم گرفته اند و مواد رد و بدل می کنند. خانم بادیگارد ماشین را

متوقف ساخته و برای تذکر دادن به دانش آموزان به داخل پارک می رود که با مقاومت

چند اراذل و اوباش مواجه می گردد. در این لحظه آقای بادیگارد مثل اجل معلق سر می

رسد و آقایان اراذل و اوباش را لت و پار کرده و متواری می سازد. از بی ربط بودن

این صحنه به مضمون اصلی فیلم که بگذریم این نوع قهرمان سازی کاذب دقیقا یادآور

بسیاری از فیلمفارسی های پیش از انقلاب است و شمایل هایی همچون ناصر ملک

مطیعی،بیک ایمانوردی و فردین را تداعی می کند بیخود نیست که خانم بادیگارد اینقدر

قربان صدقه شوهرش می رود ظاهرا او در وهله اول بادیگارد همسرش است و با اتکا

به زور و بازو و تسلط بر فنون رزمی او را از هر گونه تعرضی محافظت می کند

2 آقای بادیگارد وردستی دارد که اتفاقا عاشق دختر آقای بادیگارد است و با هم قرار -

و مدار عروسی هم گذاشته اند اما دختر شرطی دارد که نسبتا معقول است وردست آقای

بادیگارد باید شغلش را عوض کند تا دختر با او ازدواج کند اما آقای بادیگارد با این

شرط مخالف است و به کسی که شغلش را بازیچه همسرش قرار دهد دختر نمی

دهد.کسانی که فیلم های پیش از انقلاب را دیده باشند این نوع روابط را بسیار آشنا

خواهند یافت. قهرمان های فیلمفارسی همیشه نوچه ای داشتند که مرید قهرمان فیلم

بودند و آرزوی بزرگشان وصلت با خانواده قهرمان بوده تا همیشه بتوانند دررکاب او

باشند

3 آقای بادیگارد که از محافطت شخصیت های سیاسی خسته شده درخواست می کند -

که او را محافظ شخصیت های غیر سیاسی قرار دهند. ریاست هم اجابت می کند و او

را محافظ یک دانشمند هسته ای می کند و در واقع او را از چاله به چاه می اندازد

چون دور دور ترور دانشمندان هسته ای است. از این اشتباه فیلمنامه که بگذریم نقش

دانشمند هسته ای را بابک حمیدیان بازی می کند که برای این نقش بسیار جوان است

و معلوم نیست در این سن کم چطور توانسته به مقام یک دانشمند هسته ای ارتقاء یابد

حتما باید نابغه باشد اما این آقای نابغه در فیلم کاری ندارد جز اینکه پس از فراغت از

تدریس با نامزدش که او را هم از سر کلاس ها پیدا کرده به کافی شاپ و رستوران

برودما چیزی از دانشمند بودن او و نابغه بودنش در فیلم نمی بینیم چون آقای

کارگردان گفته دانشمند هسته ای است ما هم باید بپذیریم! واقعا چرا باید سرویس

جاسوسی اسراییل چنین آدم بی خاصیتی را ترور کند. حیف نبود آقای بادیگارد جانش

را فدای کسی کند که در طول فیلم فقط مشغول نامزد بازی است. اصلا حضور نامزد

آقای دانشمند چه نقشی در پیشبرد فیلم دارد آیا چنین شخصی که سرش شلوغ است و

پست مهمی دارد بهتر نبود نامزد نداشته باشد؟ آن هم نامزد گیج و گولی که حتما باید

اسلحه را از داشبورد ماشین در آورد لمسش کند و بعد بپرسد چرا اسلحه داری؟ تا

دریک صحنه کمیک ناخواسته اسلحه شلیک کند و دماغ دانشمند نابغه را خراش دهد.

خوب در آن صورت پازل فیلمفارسی کامل نمی شد طبق الگوهای ازلی و ابدی

فیلمفارسی هر کاراکتری باید نامزدی داشته باشد چه بادیگارد باشد چه وردست چه

دانشمند

4 قسمت اعظم زمان فیلم به موش و گربه بازی دانشمند هسته ای و آقای بادیگارد -

اختصاص یافته است از آقای دانشمند هسته ای انکار که من بادیگارد نمی خواهم و از

آقای بادیگارد اصرار که من می خواهم بادیگارد تو باشم. واقعا در عجبم که آقای

کارگردان متوجه نبوده که چنین مسئله مهم و حساسی که جنبه ملی دارد و سرنوشت

یک کشور را رقم می زند به هیچ عنوان نمی تواند بازیچه تصمیمات شخصی افراد

قرار گیرد و از نظر سیستم پذیرفتنی نیست

5 در میانه فیلم سر وکله مادر آقای دانشمند پیدا می شود و کاشف به عمل می آید که -

آقای بادیگارد وظیفه محافظت از شخصی را پذیرفته که پدر شهیدش روزگاری همرزم

او بوده و به اصطلاع طرف آشنا از آب در می آید. خوب فیلمی که تا اینجای قضیه

فرمول های فیلمفارسی را مو به مو رعایت کرده نمی تواند از فرمول اصلی و

همیشگی فیلمفارسی یعنی عنصر تصادف به راحتی بگذرد و حتما باید آن را در جایی

از فیلم تعبیه می کرد

6 این آقای بادیگاردی که در فیلم حاتمی کیا می بینیم با همه بادیگارد های تاریخ -

سینما یک فرق اساسی دارد. وقتی اسم بادیگارد را می شنویم یاد زور و بازو، تسلط

در حرکات رزمی و مهارت در تیر اندازی می افتیم . بادیگارد این فیلم البته همه این

خصوصیات را دارد مضافا بر اینکه بیشتر از یک بادیگارد می فهمد. متفکر است و

مانیفست دارد ودر مقابل روسایش قد علم می کند با این همه معلوم نیست چرا همچنان

در این پست باقی مانده و به مقام بالاتری ارتقا نیافته است. حداقل می توانست

جایگزین خوبی برای نقشی که امیر آقایی بازی می کند باشد. به نظرم این بادیگارد

خود به یک بادیگارد نیاز دارد!

7 در زمان جشنواره فیلم فجر منتقد مشهوری در تلویزیون گفته بود که به خاطر -

فصل تونل می بایست جایزه بهترین کارگردانی را به حاتمی کیا می دادند.خوب البته

تسلط بر تکنیک و در آوردن فصل های اکشن و چپ کردن ماشین جزیی از کارگردانی

به شمار می رود ولی نه همه آن چون در آنصورت سری فیلم های سریع و خشمگین

هر ساله می بایست جایزه بهترین کارگردانی اسکار را می گرفتند

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است