ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

یادداشتی بر فیلم سایه روشن, توهم کوچک

امیر یغمایی
۴ سال پیش - ۸ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

سایه‌روشن اثری است ضعیف در متن که علت اصلی آن خواسته‌های زیاد فیلم‌نامه‌نویس و عدم توانایی ارائه آن است، در وهله دوم اثری قوی در کارگردانی بوده که به علت عدم انطباق میان قدرت متن و فرم این شاخصه تبدیل به ضعف کار شده و شدیداً دسترنج مؤتمن به عنوان کارگردان به کلیت فیلم غالب گشته است.

فیلم سایه‌روشن به راستی چیست؟ یک ملودرام روان‌شناختی، درامی جنایی، هیچ و یا اندکی از هرکدام؟ حقیقت این است که سایه‌روشن در هیچ‌کدام از این ژانرها نمی‌گنجد اما بخشی از هریک را در خود دارد و می‌توان آن را فیلمی التقاطی دانست.

فیلم شروع خوبی دارد و به راحتی مخاطب را بدون مقدمه‌چینی اضافه وارد ماجرا می‌کند، اتفاقات اساسی و نکات کلیدی که عامل ایجاد گره‌ها می‌شود و در طول فیلم می‌بایست گشوده شوند تقریباً تا پیش از 3/1 ابتدایی ایجاد شده و پس از آن سیر گره‌گشایی شروع می‌شود. این شیوه از پرداخت طرح و توطئه هرچند در آغاز سبب جذابیت بالا در اثر گشته اما ادامه راه به دلیل آنکه دیگر معمایی برای طرح کردن یا بهتر بگوییم غافل‌گیری حساب شده‌ای ندارد سبب افول فیلم می‌گردد. فیلم سایه‌روشن روندی شبه اشری را تجربه می‌کند و به‌این‌ترتیب سعی دارد پیچیدگی ذهنی شخصیت اصلی را به نمایش بگذارد اما به دلیل یک دست نبودن متن نه فضای موردنظر به‌دست‌آمده و نه روند منطقی آن شکل گرفته است.

فیلم‌نامه سایه‌روشن همان‌گونه که در جایی از فیلم اشاره‌ای غیرمستقیم می‌شود،چینشی پازلی دارد اما این چینش نیز از میانه منطق خود را گم می‌کند و همین مسئله سبب دوپاره شدن اثر می‌شود که بخشی مربوط به فضاهای ذهنی و بخش دیگر قسمت عینی کار بوده که شدیداً کیفیت فیلم را تنزل داده است. در نیمه ابتدایی هنگام یادآوری خاطرات مرد با روندی نزدیک به سورئال مواجه می‌شویم که شبیه دالانی هزارتو بوده و نمی‌توان پیش‌بینی نمود هر فصل از چه محل و زمانی آغاز می‌شود و برای تاکید بیشتر نشانه‌گذاری تصویری آن از عنصر درها استفاده شده که یکی از تمهیدات بسیار جالب توجه فیلم می‌باشد. این دالان هزارتو اما ناگهان بی‌هیچ دلیل قانع کننده‌ای پایان می‌گیرد و انحطاط فیلم نیز از همین جا آغاز می‌گردد، اگر تمام طول فیلم با همین روند ادامه پیدا می‌کرد بی‌شک سایه‌روشن اثری حداقل در بخش فیلم‌نامه منحصربه‌فرد بود اما متأسفانه نه تنها این اتفاق نمی‌افتد بلکه نیمه پایانی کار تبدیل به یک ملودرام درجه 2 و آزاردهنده می‌شود.

ضعف اصلی فیلم‌نامه سایه‌روشن ناشی از فقدان منطق روایی می‌باشد، واضح است که فضای کار تا حدودی خود را به سورئالیسم نزدیک می‌بیند اما این مسئله توجیه درستی برای عدم وجود منطق در اثر نمی‌گردد بلکه فیلم‌نامه‌نویس می‌بایست با توجه به هدف خود منطق موردنیاز داستانش را خلق می‌کرد که این اتفاق رخ نداده و همین مسئله باعث ایجاد سردرگمی متقلبانه در فیلم می‌گردد.

سایه‌روشن مانند سایر آثار فرزاد مؤتمن نمایانگر تسلط بی‌حدوحصر وی به روی ابزار کارگردانی بوده به گونه‌ای که سخت می‌توان از اختیارات کارگردانی سایه‌روشن ایراد گرفت اما این فیلم نیز مانند فیلم های قبلی مؤتمن اصلی‌ترین ضربه خود را از عدم برابری قدرت فرم و متن کار می‌خورد، از سوی دیگر این قدرت کارگردانی و تسلط بالا در اثر کنار یک متن ضعیف سبب می‌گردد تا شدیداً کارگردانی به رخ کشیده شود و زمانی که چنین اتفاقی می‌افتد نه تنها نمی‌توان آن را یک مزیت به شمار آورد بلکه تبدیل به ضعف اثر می‌گردد، چرا که فیلم تبدیل به اثری فرمالیست می‌شود. برای درک بهتر این نکته شاید بد نباشید نگاهی انداخت به بهترین فیلم مؤتمن تا امروز یعنی شب های روشن که به دلیل وجود متنی بی‌نقص در کنار کارگردانی قوی اثری چشمگیر به‌دست‌آمده است.

یکی از تمهیدات جالب توجه سایه‌روشن استفاده از عناصر نمادین در فیلم است که درباره درها به آن اشاره شد، عناصری مانند صورتک‌ها، راه‌پله، زن‌ها با پوشش خاص، تابلوهای عکس و ..... که بالقوه توان تأثیر کمک به درک فضای فیلم را دارد اما این توان بالفعل درنیامده یا با اندکی تساهل می‌توان گفت ناقص است. وجود عناصر نمادین در یک فیلم به صرف وجود داشتن قابل‌قبول نیست بلکه این عناصر می‌بایست درون فضا شکل گیرد و تأثیر خود را آشکار گرداند، به‌عنوان‌مثال وجود پرندگان خشک شده در فیلم روانی قائل به وجود تأثیری در کار ندارد اما کنار سایر اجزا در روند فیلم سبب خلق شخصیت و منطقی شدن بخش پایانی یعنی استحاله فرزند در جسد مادر می‌گردد.سایه‌روشن باوجودآنکه پر است از این نشانه و اشارات اما باید گفت هیچ‌کدام به جز عنصر درها تأثیر درست را به روی اثر باقی نگذاشته که همین اتفاق سبب سطحی شدن برداشت مخاطب یا عدم درک ارتباط با فضا می‌گردد.

از همین عناصر حضور دختربچه در روال فیلم بوده که احتمالاً یا برای توجیه ورود سایه به خانه رخ داده یا برای شکل‌گیری عنصر سه زن در روان مرد بااین‌حال هرکدام از این دلایل که بوده وجود دختر بچه به معنای واقعی در فیلم اضافه است به خصوص که هیچ تفاهمی میان شخصیت در ظاهر خاص کودک با ایفای نقش ضعیف آن وجود ندارد، در حقیقت دختربچه فیلم بیش از آنکه خاص باشد مضحک است.

دیگر عناصر نمادین مانند جنبه‌های اروتیک زنان نیز در سایه‌روشن به دلیل آنکه تنها در حد اشاره‌ای باقی مانده و هیچ‌گاه کارکرد آنها مشخص نمی‌شود نیز مبهم باقی می‌ماند، این شیوه از وجود نمادین که به شاخصه‌های فتیشیستی پهلو می زند نه کارکرد صحیح خود را می‌یابند و نه به درستی در خدمت هدف ظاهری یعنی زیر سلطه کشیدن مرد و انتقام‌گیری از او به دلیل گذشته‌اش قرار می‌گیرد بلکه تنها اشاره‌ای گذرا و الکن می‌ماند. همین مسائل باعث می‌گردد تا اگر تمام این نشانگان به ظاهر هدفمند اما در واقع بی تأثیر را از فیلم حذف کنیم هیچ تغییری در روند شخصیت‌پردازی یا داستان رخ ندهد.

از دیگر نقاط آزاردهنده فیلم بازی محمدرضا فروتن است که به عنوان شخصیت اول بار اصلی پیشبرد داستان را بر دوش دارد و فضاسازی نیز بر اساس ذهنیت او شکل می‌گیرد اما به دلیل آنکه ضعیف‌ترین بازی دوران کاری خود را ارائه داده شدیداً به فیلم ضربه زده است. سایر بازیگران نیز چندان درخشش چشمگیری ندارند بااین‌حال می‌توان ایفای نقش‌هایشان را شاید به خاطر ماهیت شخصیت‌ها قابل قبول تر دانست.

استفاده از موسیقی با آنکه ظاهراً بیش‌ازاندازه است اما خوشبختانه شدیداً با فضای کار منطبق بوده و با حفظ تم اصلی در تمام طول اثر یکی از اصلی‌ترین نقاط قوت سایه‌روشن به حساب می‌آید.

سایه‌روشن اثری است ضعیف در متن که علت اصلی آن خواسته‌های زیاد فیلم‌نامه‌نویس و عدم توانایی ارائه آن است، در وهله دوم اثری قوی در کارگردانی بوده که به علت عدم انطباق میان قدرت متن و فرم این شاخصه تبدیل به ضعف کار شده و شدیداً دسترنج مؤتمن به عنوان کارگردان به کلیت فیلم غالب گشته و همین مسئله درحالی‌که می‌توانست اثر را تا حد یک فیلم شاخص پیش ببرد باعث نزول آن شده است.

 

فیلم سایه‌روشن به راستی چیست؟ یک ملودرام روان‌شناختی، درامی جنایی، هیچ و یا اندکی از هرکدام؟ حقیقت این است که سایه‌روشن در هیچ‌کدام از این ژانرها نمی‌گنجد اما بخشی از هریک را در خود دارد و می‌توان آن را فیلمی التقاطی دانست.

فیلم شروع خوبی دارد و به راحتی مخاطب را بدون مقدمه‌چینی اضافه وارد ماجرا می‌کند، اتفاقات اساسی و نکات کلیدی که عامل ایجاد گره‌ها می‌شود و در طول فیلم می‌بایست گشوده شوند تقریباً تا پیش از 3/1 ابتدایی ایجاد شده و پس از آن سیر گره‌گشایی شروع می‌شود. این شیوه از پرداخت طرح و توطئه هرچند در آغاز سبب جذابیت بالا در اثر گشته اما ادامه راه به دلیل آنکه دیگر معمایی برای طرح کردن یا بهتر بگوییم غافل‌گیری حساب شده‌ای ندارد سبب افول فیلم می‌گردد. فیلم سایه‌روشن روندی شبه اشری را تجربه می‌کند و به‌این‌ترتیب سعی دارد پیچیدگی ذهنی شخصیت اصلی را به نمایش بگذارد اما به دلیل یک دست نبودن متن نه فضای موردنظر به‌دست‌آمده و نه روند منطقی آن شکل گرفته است.

فیلم‌نامه سایه‌روشن همان‌گونه که در جایی از فیلم اشاره‌ای غیرمستقیم می‌شود،چینشی پازلی دارد اما این چینش نیز از میانه منطق خود را گم می‌کند و همین مسئله سبب دوپاره شدن اثر می‌شود که بخشی مربوط به فضاهای ذهنی و بخش دیگر قسمت عینی کار بوده که شدیداً کیفیت فیلم را تنزل داده است. در نیمه ابتدایی هنگام یادآوری خاطرات مرد با روندی نزدیک به سورئال مواجه می‌شویم که شبیه دالانی هزارتو بوده و نمی‌توان پیش‌بینی نمود هر فصل از چه محل و زمانی آغاز می‌شود و برای تاکید بیشتر نشانه‌گذاری تصویری آن از عنصر درها استفاده شده که یکی از تمهیدات بسیار جالب توجه فیلم می‌باشد. این دالان هزارتو اما ناگهان بی‌هیچ دلیل قانع کننده‌ای پایان می‌گیرد و انحطاط فیلم نیز از همین جا آغاز می‌گردد، اگر تمام طول فیلم با همین روند ادامه پیدا می‌کرد بی‌شک سایه‌روشن اثری حداقل در بخش فیلم‌نامه منحصربه‌فرد بود اما متأسفانه نه تنها این اتفاق نمی‌افتد بلکه نیمه پایانی کار تبدیل به یک ملودرام درجه 2 و آزاردهنده می‌شود.

ضعف اصلی فیلم‌نامه سایه‌روشن ناشی از فقدان منطق روایی می‌باشد، واضح است که فضای کار تا حدودی خود را به سورئالیسم نزدیک می‌بیند اما این مسئله توجیه درستی برای عدم وجود منطق در اثر نمی‌گردد بلکه فیلم‌نامه‌نویس می‌بایست با توجه به هدف خود منطق موردنیاز داستانش را خلق می‌کرد که این اتفاق رخ نداده و همین مسئله باعث ایجاد سردرگمی متقلبانه در فیلم می‌گردد.

سایه‌روشن مانند سایر آثار فرزاد مؤتمن نمایانگر تسلط بی‌حدوحصر وی به روی ابزار کارگردانی بوده به گونه‌ای که سخت می‌توان از اختیارات کارگردانی سایه‌روشن ایراد گرفت اما این فیلم نیز مانند فیلم های قبلی مؤتمن اصلی‌ترین ضربه خود را از عدم برابری قدرت فرم و متن کار می‌خورد، از سوی دیگر این قدرت کارگردانی و تسلط بالا در اثر کنار یک متن ضعیف سبب می‌گردد تا شدیداً کارگردانی به رخ کشیده شود و زمانی که چنین اتفاقی می‌افتد نه تنها نمی‌توان آن را یک مزیت به شمار آورد بلکه تبدیل به ضعف اثر می‌گردد، چرا که فیلم تبدیل به اثری فرمالیست می‌شود. برای درک بهتر این نکته شاید بد نباشید نگاهی انداخت به بهترین فیلم مؤتمن تا امروز یعنی شب های روشن که به دلیل وجود متنی بی‌نقص در کنار کارگردانی قوی اثری چشمگیر به‌دست‌آمده است.

یکی از تمهیدات جالب توجه سایه‌روشن استفاده از عناصر نمادین در فیلم است که درباره درها به آن اشاره شد، عناصری مانند صورتک‌ها، راه‌پله، زن‌ها با پوشش خاص، تابلوهای عکس و ..... که بالقوه توان تأثیر کمک به درک فضای فیلم را دارد اما این توان بالفعل درنیامده یا با اندکی تساهل می‌توان گفت ناقص است. وجود عناصر نمادین در یک فیلم به صرف وجود داشتن قابل‌قبول نیست بلکه این عناصر می‌بایست درون فضا شکل گیرد و تأثیر خود را آشکار گرداند، به‌عنوان‌مثال وجود پرندگان خشک شده در فیلم روانی قائل به وجود تأثیری در کار ندارد اما کنار سایر اجزا در روند فیلم سبب خلق شخصیت و منطقی شدن بخش پایانی یعنی استحاله فرزند در جسد مادر می‌گردد.سایه‌روشن باوجودآنکه پر است از این نشانه و اشارات اما باید گفت هیچ‌کدام به جز عنصر درها تأثیر درست را به روی اثر باقی نگذاشته که همین اتفاق سبب سطحی شدن برداشت مخاطب یا عدم درک ارتباط با فضا می‌گردد.

از همین عناصر حضور دختربچه در روال فیلم بوده که احتمالاً یا برای توجیه ورود سایه به خانه رخ داده یا برای شکل‌گیری عنصر سه زن در روان مرد بااین‌حال هرکدام از این دلایل که بوده وجود دختر بچه به معنای واقعی در فیلم اضافه است به خصوص که هیچ تفاهمی میان شخصیت در ظاهر خاص کودک با ایفای نقش ضعیف آن وجود ندارد، در حقیقت دختربچه فیلم بیش از آنکه خاص باشد مضحک است.

دیگر عناصر نمادین مانند جنبه‌های اروتیک زنان نیز در سایه‌روشن به دلیل آنکه تنها در حد اشاره‌ای باقی مانده و هیچ‌گاه کارکرد آنها مشخص نمی‌شود نیز مبهم باقی می‌ماند، این شیوه از وجود نمادین که به شاخصه‌های فتیشیستی پهلو می زند نه کارکرد صحیح خود را می‌یابند و نه به درستی در خدمت هدف ظاهری یعنی زیر سلطه کشیدن مرد و انتقام‌گیری از او به دلیل گذشته‌اش قرار می‌گیرد بلکه تنها اشاره‌ای گذرا و الکن می‌ماند. همین مسائل باعث می‌گردد تا اگر تمام این نشانگان به ظاهر هدفمند اما در واقع بی تأثیر را از فیلم حذف کنیم هیچ تغییری در روند شخصیت‌پردازی یا داستان رخ ندهد.

از دیگر نقاط آزاردهنده فیلم بازی محمدرضا فروتن است که به عنوان شخصیت اول بار اصلی پیشبرد داستان را بر دوش دارد و فضاسازی نیز بر اساس ذهنیت او شکل می‌گیرد اما به دلیل آنکه ضعیف‌ترین بازی دوران کاری خود را ارائه داده شدیداً به فیلم ضربه زده است. سایر بازیگران نیز چندان درخشش چشمگیری ندارند بااین‌حال می‌توان ایفای نقش‌هایشان را شاید به خاطر ماهیت شخصیت‌ها قابل قبول تر دانست.

استفاده از موسیقی با آنکه ظاهراً بیش‌ازاندازه است اما خوشبختانه شدیداً با فضای کار منطبق بوده و با حفظ تم اصلی در تمام طول اثر یکی از اصلی‌ترین نقاط قوت سایه‌روشن به حساب می‌آید.

سایه‌روشن اثری است ضعیف در متن که علت اصلی آن خواسته‌های زیاد فیلم‌نامه‌نویس و عدم توانایی ارائه آن است، در وهله دوم اثری قوی در کارگردانی بوده که به علت عدم انطباق میان قدرت متن و فرم این شاخصه تبدیل به ضعف کار شده و شدیداً دسترنج مؤتمن به عنوان کارگردان به کلیت فیلم غالب گشته و همین مسئله درحالی‌که می‌توانست اثر را تا حد یک فیلم شاخص پیش ببرد باعث نزول آن شده است.

 

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است