ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم کسی از گربه های ایرانی خبر نداره, No One Knows About Persian Cats, فیلمی با رویکرد رئالیسم انتقادی

نیما افراسیابی
۲۵ روز پیش - ۴ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

  "کسی از گربه های ایرانی خبر نداره" (1388) فیلمی اجتماعی به کارگردانی بهمن قبادی است که به پدیده موسیقی زیرزمینی و آسیب های پیرامون آن میپردازد. این فیلم موفق به دریافت جایزه "از زاویه دیگر" شصت و دومین جشنواره بین المللی کن شده است.

  

"کسی از گربه های ایرانی خبر نداره"(1388) فیلمی اجتماعی به کارگردانی بهمن قبادی است که به پدیده موسیقی زیرزمینی و آسیب های پیرامون آن میپردازد. این فیلم موفق به دریافت جایزه "از زاویه دیگر" شصت و دومین جشنواره بین المللی کن شده است. (مطالعه این نقد پیش از تماشای فیلم توصیه نمیشود.)

داستان فیلم در شهر تهران روایت میشود: نگار(نگار شقاقی) و اشکان(اشکان کوشانفر) به موسیقی و اجرای کنسرت علاقه مند هستند اما هنجارهای جامعه این کنش فرهنگی را بر نمی تابد و به اتهام شیطان پرستی به زندان افتاده اند. پس از آزادی این زوج جوان ماندن در کشور را برای دستیابی به آرزوهایشان بی فایده می بینند و میکوشند با تشکیل گروه موسیقی به فستیوالی در لندن بروند تا بدین گونه از ایران مهاجرت کنند. اما گروه موسیقی آنها برای تکمیل شدن نیازمند نوازندگان جدیدی است و از سوی دیگر اشکان به دلیل داشتن مشکل نظام وظیفه نمیتواند بصورت قانونی از کشور خارج شود. در جریان فیلم اشکان میکوشد تا با کمک نادر(حامد بهداد) پاسپورت تقلبی بگیرد و در این رهگذر با دیوید آشنا میشود. دیوید در کار جعل پاسپورت است و شهروندی هر دیار را متناسب با میزان تقاضایش معامله میکند!

در جریان ملاقات نگار و اشکان با دیوید آنها با زوج جوانی آشنا میشوند که برای دریافت ویزا مراجعه کرده اند. این زن و شوهر درحالی رویای رفتن به نقاط دیدنی دنیا را در سر می پرورانند که نابینا هستند و بطور نمادین نشان میدهند رویای خوشبختی آنها در خارج از کشور سرابی بیش نیست!

درحالیکه نگار و اشکان در سطح شهر پرسه میزنند تا افراد جدیدی را برای گروه ایندی راک خود بیابند با گروه های مختلف موسیقی زیرزمینی ملاقات میکنند. در جریان این تلاش ها کارگردان مشکلات و آسیب های اجتماعی شهر را با ریتمی تند به تصویر میکشد که با صدای موسیقی زیر زمینی میکس شده است. از نگاه فیلم اینگونه موسیقی با مضامین اعتراضی در حقیقت بازتابی از واپس زدگی و سرخوردگی نسل جوان است که در چارچوب ارزشهای مرسوم جامعه تعریف نمیشود. در یکی از سکانسهای فیلم گروه موزیکال هوی متال که شکلی ایرانی گرفته است در حال تمرین در گاوداری و میان گاوها بتصویر کشیده میشود که به گونه ای نمادین بد سلیقگی و بی توجهی مخاطب به مقوله هنر را نشان میدهد! به زعم فیلم در نگاه عموم مردم آسیب ها و معضلاتی به موسیقی نسبت داده میشود که اصولا به این مقوله بی ارتباط است. این واقعیت بدینگونه از زبان کارگر گاوداری مطرح میشود که شیر ندادن گاوها را به صدای موسیقی در آن مکان نسبت می‌دهد! 

کاراکتر حامد بهداد در نقش نادر و شیوه بازیگری اش از نکات تأمل برانگیز فیلم است. نادر در گذر زمان و بصورت ناخودآگاه به بزهکاری اجتماعی تبدیل شده است و درحالیکه به محدودیتها خو گرفته راهکارهای قانون گریزی را به خوبی میشناسد. نادر با طنز تلخی ضد ارزشها را به ارزش تبدیل کرده و دور زدن قانون را جزئی لاینفک از زندگی شهروندی در ایران میداند. در یکی از سکانسهای فیلم نادر به جرم همراه داشتن فیلمهای غیر مجاز و مشروبات الکلی دستگیر میشود و در برابر قاضی به عنوان نماد عدالت قرار میگیرد. جلسه دادگاه از خارج اتاق نشان داده میشود و مخاطب از نقطه نظر(pov) اشکان به قضایا مینگرد. نادر در دفاعیاتش با رندی و زرنگی به پرسش های قاضی پاسخ میگوید و معضلات اجتماعی را ریشه کج روی هایش میداند. قاضی دادگاه فردی روحانی است که به دلیل موقعیت دوربین در میزانسن نیست و تنها صدایش شنیده میشود. نادر در دادگاه به انتقاد از نحوه مدیریت جامعه میپردازد و حتی به قاضی توصیه میکند تا از زاویه ای هنرمندانه فیلم های غیر مجازش را ببیند!!

در یکی از سکانسهای جالب فیلم نادر به دیدار خواننده رپ هیچکس(سروش لشکری) میرود تا از او بخواهد با پیوستن به گروه موسیقی اشکان از کشور مهاجرت کند. هیچکس مخالف سرسخت جلای وطن است و معتقد است که از کف همین خیابانها برخاسته و حرفش تنها برای دل همین شهر است. کارگردان با انتخاب پشت بام ساختمانی نیمه کاره برای این ملاقات چشم انداز مناسبی از شهر را در پس زمینه تصاویر به مخاطب می نمایاند. در حالیکه جامپ کاتهای این دیالوگ سماجت و یکدندگی هیچکس را نشان میدهد این لوکیشن نمادی از کارهای نیمه تمامی است که باید به اتمام برسد!

در جریان فیلم موتور نادر به موتیف پرمعنایی تبدیل میشود که به درک بهتر شخصیتش کمک میکند. در آغاز علاقه و دلبستگی نادر به موتورش نشان داده میشود اما زمانیکه میفهمد اشکان به دلیل مشکلات مالی میخواهد سازش را بفروشد تنها دارایی اش را برای کمک به اشکان میفروشد. در حالیکه مخاطب چهره ای سودجو و منفعت طلب از نادر در ذهنش نقش بسته است با این اقدام غافلگیر میشود و به مرام و معرفتش پی میبرد! 

با دستگیری دیوید توسط پلیس امید ها برای به خارج رفتن نیز به یأس مبدل میشود و پایان بندی تلخی را رقم میزند. در پایان داستان اشکان در جستجوی نادر که به پوچی  و نومیدی رسیده است به پارتی شبانه غیرمجازی میرود. در ادامه نیروهای امنیتی به پارتی یورش میبرند و اشکان در جریان تعقیب و گریزها بخاطر واهمه ای که از دستگیری مجدد دارد از ارتفاع به پایین میپرد. به این ترتیب پایان داستان به آغاز فیلم می پیوندد جائیکه کارگردان اشکان را در وضعیتی ناگوار در بیمارستان به تصویر میکشد. نادر نیز که در اثر مصرف مشروب در حال مساعدی نیست با لباس شخصی ها گلاویز میشود تا پایانی تراژیک را رقم بزند. این فرجام شوم شخصیتهای داستان در واقع بازتابی از بدبینی فیلمساز است که با بدگمانی به روند موجود جامعه مینگرد. این رویکرد منفی در جریان فیلم بارها از زبان نگار بیان میشود و چنانکه در آغاز فیلم بابک(بابک میرزاخانی) میگوید قبادی در شرایط کنونی فیلمسازی در چارچوب قانون را میسر نمیداند! 

بهمن قبادی در آغاز فیلم اذعان میکند که داستانش را بر اساس واقعیت میسازد که بیانگر رویکرد رئالیسم انتقادی او به موضوعات اجتماعی است. در این پارادایم بر نارضایتی از وضع موجود و کوشش برای تغییر آن تاکید میشود و شرارت انسانها معلول ساختار ناکارآمد اجتماعی است. قبادی همچنین در ساخت فیلم از بازیگرانی غیر حرفه ای استفاده میکند تا اثرش وجهه ای مستند گونه بیابد. "کسی از گربه های ایرانی خبر نداره" در مجموع ایده ای خلاقانه را در بر میگیرد که در آن قبادی نسبت به آثار پیشینش تا حدی از ناسیونالیسم کردی فاصله میگیرد و به مسائل کلی جامعه ایران مینگرد. 

3

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

رویا بلادی
۲۳ روز پیش
به نظر من جناب افراسیابی نقدکامل ودرستی انجام داده بودند که مورد پسند من هم بود در رابطه بافیلم کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: