نقد فیلم خانه کاغذی, Money Heist, یک استثناء در تلویزیون

یک سال پیش

۲۰ آبان ۱۳۹۹

اد کامینگ

امتیاز منتقد به این اثر: ۱۰ از ۱۰

این سریال به موضوع سرقت به شیوهای نرم می‌پردازد. این سریال هر چیزی که یک سریال سرقت نیاز دارد را داراست: نبوغ زیاد، آدم زرنگ‌های دوست‌داشتنی و یک جغرافیای فیزیکی مشخص. به جز «پروفسور» سایر افراد این باند توسط پلیس محاصره شده‌اند. داستان این سریال پس از وقوع حادثه روایت می‌شود و دارای زاویه‌ی دید به سبک رابین هود است. از جایی که ما به سراغ ریشه‌ی آنها می‌رویم نه اما شاید آنها آدم‌های خوبی باشند.

- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

تعدادی دزد که در کار خود نابغه هستند، دور هم جمع می‌شوند تا با نقشه‌ای بدون نقص، یکی از بزرگترین سرقت‌های تاریخ کشور اسپانیا را انجام دهند و مقدار خیلی زیادی پول را بدزدند.

ترجمه اختصاصی سلام سینما

«سرقت پول» که عنوان اسپانیایی آن «خانه کاغذی» است، محبوب‌ترین سریال غیرانگلیسی زبان در نتفلیکس است اما به طرز عجیبی در بریتانیا و آمریکا مورد بی‌مهری قرار گرفته است. اولین باری که به تماشای این سریال نوشتم احساس کردم که در حال تماشای یک فیلم مستقل ناشناخته هستم زیرا هیچ اسمی از آن نشنیده بودم اما پس از آن ستاره‌های آن را دیدم و درباره‌اش تحقیق کردم، متوجه شدم که 10 میلیون نفر دنبال‌کننده در اینستاگرام دارد.

دلیل این بی‌توجهی فقط نمی‌تواند غرور انگلیسی زبان بودن باشد. ابتدا روی نتفلیکس این سریال دارای یک دوبله‌ی بسیار نامناسب بود و خبری از زیرنویس نیز نبود. اگر بطور شانسی آن را تماشا می‌کردید به احتمال زیاد به این یقین می‌رسیدید یک آشغال محض است. اما در واقع این سریال یکی از خوش‌ساخت‌ترین و ساختارمندترین محصولات تلویزیونی است. یک مجرم حرفه‌ای به نام «پروفسور»(آلوارو مورته) هشت مجرم حرفه‌ای دیگر را جمع می‌کند و برای سرقت از ضرابخانه‌ی سلطنتی اسپانیا برنامه‌ریزی می‌کند. گروه او لباس قرمز زندانیان و ماسک سالوادور دالی را بر تن می‌کنند. آنها از نام شهرهای بزرگ برای انتخاب اسم جعلی خود استفاده می‌کنند. «ریو»(میگل هران) یک خبره‌ی کامپیوتر،‌ «نایروبی»(البا فلورس) یک جاعل، «مسکو»(پاکو توس) یک معدنکار سابق که تبدیل به یک جنایتکار شده است.

این سریال به موضوع سرقت به شیوهای نرم می‌پردازد. این سریال هر چیزی که یک سریال سرقت نیاز دارد را داراست: نبوغ زیاد، آدم زرنگ‌های دوست‌داشتنی و یک جغرافیای فیزیکی مشخص. به جز «پروفسور» سایر افراد این باند توسط پلیس محاصره شده‌اند. داستان این سریال پس از وقوع حادثه روایت می‌شود و دارای زاویه‌ی دید به سبک رابین هود است. از جایی که ما به سراغ ریشه‌ی آنها می‌رویم نه اما شاید آنها آدم‌های خوبی باشند. فلش‌بک‌ها کمک بزرگی به روایت گذشته‌ی این باند کرده است و موش‌ و گربه بازی آنها با پلیس از طریق این فلش‌بک‌ها به تصویر کشیده می‌شود. هرکدام از کاراکترها به خصوص «برلین»(پدرو آلونسو)‌ که یک جامع‌ستیز است، دارای عمق خاصی هستند. شاید مزخرف بود ولی بسیار لذت‌بخش بود. مانند سایر آدم‌های روی کره‌ی زمین، اشتیاق زیادی برای قسمت‌های جدید «خانه کاغذی» دارم.

تا کنون به فصل چهارم این سریال رسیده‌ایم و «خانه کاغذی» موفق شده است تا خودش را به عنوان یک استثناء به دنیا معرفی کند. باند پروفسور اکنون درون هدف جدیدشان یعنی بانک ملی اسپانیا گیر افتاده‌اند. «نایروبی» و «پالرمو» در خطر هستند. «پالرمو» کاراکتر جدیدی است که در فصل قبلی وارد سریال شد. همینطور نقش‌آفرینی راوی داستان یعنی «توکیو»(اورسولا کوربیرو) سریال را بسیار تماشایی کرده است و باعث شده است تا بار دراماتیک فیلم به شکلی قابل توجهی بر دوش او باشد. فیلمنامه کش می‌آید تا بتواند حضور غیرقطعی او را توجیه کند. 

تصمیم دارم تا بیشتر از این داستان را اسپویل نکنم. تماشای «خانه کاغذی» بدون تماشا کردن آن در ابتدا و لذت بردن از تک تک پیچ‌های داستانی هیچ لطفی ندارد. نمره‌ای که من به این فصل داده‌ام در واقع برای کل سریال است. «خانه کاغذی» قرار بود در ابتدا در دو فصل محدود برای شبکه‌ی اسپانیایی آنتنا3 ساخته شود که نتفلیکس آمد و پخش ان را به عهده گرفت. مشکلاتی که این سریال دارد مانند مشکلات تمام سریال‌هایی است که برای شبکه‌ی خود حکم گاو مقدس را دارند. قسمت‌های اولیه‌ی فصل چهارم پر است از کاراکترپردازی، پیچ‌های داستانی و ایده‌های نو. تمام لذت فیلم‌های با موضوع سرقت این است که دزدها چگونه موفق به فرار می‌شوند. به کمک سازندگان «خانه‌ کاغذی» در حال یادگیری روش‌های جدیدی برای قرنطینه کردن خودم هستم.

منبع: ایندیپندنت

مترجم: وحید فیض خواه


نقدهای مرتبط با این اثر

پربازدیدترین نقدها

انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
گشت ارشاد 3
بهنام بانی و شادمهر عقیلی هرچند بلحاظ موسیقایی، کاملا متفاوت از یکدیگرند ولی در تجربه بازیگری یک وجه اشتراک دارند که به نوعی خوش‌شانسی آنها محسوب می‌شود.ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
پسر - مادر (son - mother)
«مهناز محمدی» کارگردانی خوش‌سلیقه است که شوق او برای پرداختن به مسائل اجتماعی مرا به یاد «رخشان بنی اعتماد» می‌اندازد. او یک گروه فنی بسیار حرفه‌ای را در کنار خود دارد. یکی از آنها فیلمبردار «پسر-مادر» یعنی «اشکان اشکانی» است که موقعیت‌های ساده را نورپردازی خلاقانه‌ی خود تبدیل به سکانس‌های رویایی می‌کند و اتمسفری خلاقانه را به فضای فیلم می‌بخشد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده