1
افشین علیار
۲ ماه پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند

نقد فیلم آباجان, ملودرامی خانوادگی

امتیاز منتقد به فیلم :

علیمردانی با ساخت فیلم در محیط خانوادگی می خواهد به مخاطب نزدیک شود اما مخاطب می تواند تشخیص بدهد که فیلمساز با ساختارِ تکراری می خواهد فیلم مخاطب پسند بسازد. آباجان شاید یک ملودرام خانوادگی باشد که توانسته تا حدودی قصه تعریف کند اما وقتی جزئیات نتواند فیلم را جلو ببرد کلیت فیلم هم نمی تواند راضی کننده باشد...

  

اکران فیلم هایی مثل آباجان یا یک روزبخصوص که در عید نوروز به نمایش درآمده اند اساسا وقتِ مناسبی برای دیده شدن شان نیست چرا که در میان دو فیلم کمدی دیگر، این دو فیلم اجتماعی و جدی نتوانسته اند مخاطبان خود را پیدا کنند، در جشنواره فیلم فجر سال گذشته چند فیلم وجود داشت که چارچوب آنان برای اکران نوروزی مناسب بود اما نادیده گرفته شدند و اکران شان به زمانِ دیگری موکول شد، سال گذشته اکران ابدویک روز به لحاظ درخشش در جشنواره فجر با موضوع اجتماعی اش توانست در اکران نوروزی موفق باشد ابدویک روز با این که فیلم تلخی به نظر می رسید اما موقعیت و لحظاتی در فیلم وجود داشت که باعث می شد تماشاگر این فیلم را بپذیرد اما آباجان و یک روز بخصوص به عنوان یک درام اجتماعی  می توانستند در فصل دیگری اکران شوند تا بتوانند مخاطب خودشان را بدست بیاورند. 

آباجان هفتمین فیلم هاتف علیمردانی می توانست یک تله فیلم مناسبتی باشد یا یک سریال چند قسمتی، زیرا که این فیلم چه در فیلمنامه و چه در پرداخت سینمایی نمی تواند به هدف نهایی اش برسد، به دلیل محدود بودن زمان در سینما آباجان این قابلیت را دارد که یک سریال دنبال دار باشد، اما فیلمساز آنقدر به خرده اتفاقات بی ثمر بسنده کرده که نتوانسته به آن نتیجه ی مطلوب در ساخت یک فیلم سینمایی برسد.در کارنامه ی کارگردانی علیمردانی فیلمی به نام به خاطر پونه وجود دارد که مهم ترین فیلم علیمردانی محسوب می شود بعد از آن علیمردانی دیگر نتوانست اثری مثلِ به خاطر پونه خلق کند که هم فرم قابلِ توجه داشته باشد و هم محتوای درگیرکننده، آباجان در روایت دچار لکنت است چرا که تا دقیقه ی بیست و پنج فضای فیلم آنقدر شلوغ وپر رفت و آمد است که شخصیت ها با سختی معرفی می شوند محیط فیلم و دیالوگ های بین افراد خانواده برای تماشاگر نامفهوم است، فیلمساز به صورت قطره چکانی به مخاطب اطلاعات می دهد اما این اطلاعات خیلی دیر به مخاطب انتقال پیدا می کند، تماشاگر تا نیمه های فیلم درگیر دلیل ارتباطات آدم های فیلم است و نمی تواند تشخیص بدهد چرا بعضی از آدم های فیلم ترکی حرف می زنند و بعضی ها فارسی، فیلم که از نیمه می گذرد با یک سری دیالوگ های بی اساس و سطحی تازه تماشاگر کلیت قصه را متوجه می شود، پرداخت ضعیف علیمردانی در فیلمنامه و موقعیت جغرافیایی به فیلم آسیب رسانده است، حالا شما فکر کنید این فیلم در زنجان ساخته نمی شد چه اتفاقی می افتاد؟ هیچی. اساسا فیلمساز از فضای شهری بهره گیری مناسبی نمی کند جز دیالوگ گفتن های ترکی، انگار فیلمساز می خواسته به زادگاهش ادای دین کند اما این عرض ارادت چه ربطی به تماشاگر دارد اساسا فیلم آباجان خواسته به جنگ و اسارت بپردازد اما در فیلم بی شرمی بیش حدی هم دیده می شود، در خانه یی که یکی از آدم های آن برای دفاع از مملکت در جبهه است، یکی از داماد ها تریاکی است و دیگری پرنده خرید و فروش می کند و آن یکی هم اعلامیه پخش می کند مگر بعد از انقلاب در زمان جنگ تحمیلی کسی اعلامیه ی ضد انقلاب پخش می کرد؟ فیلم آباجان شباهت بیش حدی به فیلم قبلی علیمردانی یعنی کوچه بی نام دارد دختر و پسری در خانواده عاشق هم هستند اما با مخالفت های خانواده روبرو می شوند به همین دلیل فرار می کنند، در فیلم آباجان همه چیز در سطح باقی می ماند خرده روایت های اضافی باعث شده که خط روایی فیلم آسیب ببیند این فیلم می خواهد به جنگ و اسارت و انتظار یک مادر بپردازد یا دعواهای خانوادگی یا عشق دو جوان؟ خط موضوعی فیلم مجهول می ماند زبان قصه الکن است به طوری که فیلمساز در پردازش شخصیت ها و ایجاد موقعیت ملودرامیک ضعف داشته است،  در فیلم موقعیتی وجود دارد که آباجان وقتی خبر پسررزمنده اش را از تلویزیون می بیند (که چقدر هم خوب دوربین این پسر رزمنده را میان هزاران رزمنده دیگر به مادرش نشان می دهد) با خوشحالی به حیاط می رود و در نهایت اغراق خوشحالی می کند در موازات با این موقعیت، موقعیت قبلی یعنی فریادهای هاشم بر سر شمسی بی سرانجام می ماند و اساسا داستان محسن و فرزانه به یک موضوع سطحی تبدیل می شود، فیلم آباجان ضعف های اساسی در محتوا و فرم دارد فیلمساز کوشیده است که درامی سوزناک خلق کند اما بستر سازی های دراماتیک علیمردانی در فیلم هایش همه به یک نوع اند، تعلیق و غافلگیری در اوایل فیلم و غافلگیری در گره گشایی از المان های ساختاری فیلم های علیمردانی است که اگر در فیلم بعدی اش هم از این معادله ی فیلمسازی استفاده کند به ورطه ی تکرار پرتاب می شود ، بازی ها در فیلم آباجان انتظارات تماشاگر را برآورده نمی کند، فاطمه معتمد آریا در دیالوگ گفتن اغراق به خرج می دهد سعیدآقاخانی یا حمید رضا آذرنگ یا شبنم مقدمی از پس نقش برنمی آیند البته که این ضعف به فیلمساز مربوط می شود . دوربین روی دست باعث عدم تمرکز تماشاگر می شود بعضی از قاب ها مدیوم سینمایی ندارند، این فیلم شاید از سه فیلم قبلی علیمردانی قابل قبول تر باشد اما هنوز به خاطر پونه با اختلاف زیادی، بهترین فیلم این فیلمساز محسوب می شود. یکی از نکات تعجب برانگیز فیلم آباجان همان سکانس های اول است که پدر خانواده رو به مرگ است و با خوردن یک چایی تریاک حالش خوب می شود و از مرگ نجات پیدا می کند در چند نمای قبلش همه ی خانواده برای سلامتی پدر دعا می کنند اما این چایی و تریاک است که پیرمرد را از مرگ نجات می دهد، این سکانس نشانه ی چیست؟ وجود این سکانس و نقش پدری که از اول تا آخر فیلم یک جا نشسته یا خوابیده چه نکته ی مثبتی برای فیلم دارد؟ آیا ارجاعات دیالوگی سایر شخصیت ها برای شناخت و کارکرد پدر در فیلم کافی نبود؟

علیمردانی با ساخت فیلم در محیط خانوادگی  می خواهد به مخاطب نزدیک شود اما مخاطب می تواند تشخیص بدهد که فیلمساز با ساختارِ تکراری می خواهد فیلم مخاطب پسند بسازد. آباجان شاید یک ملودرام خانوادگی باشد که توانسته تا حدودی قصه تعریف کند اما وقتی جزئیات نتواند فیلم را جلو ببرد کلیت فیلم هم نمی تواند راضی کننده باشد و اگر کلیت آن جذابیت لازم را نداشته باشد مخاطب هیچ اشتیاقی برای دیدن فیلم بعدی فیلمساز ندارد. 



یاسمن خلیلی فرد
۲ ماه پیش
آشفته ترین فیلم هاتف علیمردانی بود