ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
0
افشین علیار
۲ سال پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند

تقوایی بودن سخت است

به بهانه سالروز تولد ناصر تقوایی

  

ناصر تقوایی در کارنامه ی هنری اش هفت فیلم سینمایی  دوازده فیلم مستند و یک سریال کارگردانی کرده است، اگر از دور به کارنامه ی فیلمسازی تقوایی نگاهی بی اندازیم هنرمند پرکاری به نظر می رسد اما متاسفانه فیلمساز موج نوی سینمای ایران شانزده سال ست که فیلم نساخته و دو فیلمش در تولید متوقف شده؛ تقوایی به عنوان یک مولف با تمامی فیلم هایی که ساخته به مخاطبانش ثابت کرده است که سینما برای او یک دغدغه محسوب می شود، تقوایی ادبیات و قصه را وارد سینما کرد اولین فیلمش آرامش در حضور دیگران را سال چهل و نه با همکاری غلامحسین ساعدی ساخت و بعد از آن تمامی فیلمنامه هایش را خودش نوشت، سریال دایی جان ناپلون را بر اساس رمان ایرج پزشکزاد در سال پنجاه و پنج جلوی دوربین برد که این سریال در زمان پخش با استقبال بی نظیری مواجه شد، تقوایی بعد از انقلاب 57 کوچک جنگلی را بر اساس داستان مردی از جنگل احمد احرار  می نویسد اما در زمان ساخت به دلیل وسواس های تقوایی مدیران تلویزیون تصمیم می گیرند فیلمساز دیگری این سریال را بسازد. تقوایی در سال 65 ناخدا خورشید را جلوی دوربین می برد که در پنجمین جشنواره فیلم فجر با استقبال بیش از حدی مواجه می شود، ناخدا خورشید توسط تقوایی با برداشت آزادی از داستان داشتن و نداشتن ارنست همینگوی به نگارش در آمده بود، تقوایی بعد از ناخدا خورشید فیلم ای ایران را در سال 68 می سازد که از بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر همان سال کنار گذاشته می شود، اما بعد از ده سال کشتی یونانی(یک اپیزود از قصه های کیش) را کارگردانی می کند و بعد از سه سال کاغذ بی خط را جلوی دوربین می برد، کاغذ بی خط در سال 81 سیمرغ بهترین کارگردانی را بدست می آورد و از سوی دیگر بهترین فیلم از نگاه انجمن منتقدان و نویسندگان جشن خانه سینما می شود و جایزه ویژه بهترین فیلم جشن خانه سینما را کسب می کند، افسوس و حسرت از جایی شروع می شود که دیگر بستری فراهم نمی شود تا تقوایی فیلم بسازد، زنگی و رومی و چایی تلخ در حال فیلمبرداری متوقف می شوند اما تقوایی در میان این سال ها قصه و رمان می نویسد عکس می گیرد و فیلمنامه تدریس می کند؛ اگر از او بپرسیم که آیا فیلم نساختن حسرت به حساب می آید؟شاید پاسخش منفی باشد، تقوایی در هر شرایطی فیلم نمی سازد چرا که به کاربرد سینما اشراف کامل دارد به همین دلیل نمی تواند با شرایط کنونی فیلم بسازد اگر چه وی در سال های مختلف فیلمنامه یی را برای دریافت پروانه ساخت به ارگان مربوطه ارائه کرده و جواب مثبتی دریافت نکرده ولی به نظر می رسد همین پاسخ های منفی و چوب لای چرخ کردن ها تقوایی را به جایگاهی رسانده که فیلم نساختن او بهتر از فیلم ساختنش باشد ، اگر چه تقوایی بنا به شرایط فعلی در انزوا به سر می برد اما او با هفت فیلم در میان سینمایی ها محبوبیت خودش را دارد و نگارنده معتقد است که علت محبوبیت سینمای تقوایی به دلیل دانش او از سینما و نگاه ریزبینانه اش به اجتماع و آدم ها، شناخت درست از ارتباط سینما و ادبیات است که او را به این جایگاه رسانده، اگر تقوایی دیگر فیلم نسازد با همین کارنامه در اوج می ماند چرا که وی به هیچ دلیل نمی خواهد تماشاگرش را گول بزند، در وضعیت کنونی فیلمسازهای هم نسل تقوایی سینما را دور می زنند و گاها سفارش سازی می کنند تا درآمد بیشتری داشته باشند و تن به هر کاری می دهند و تسلیم شرایط می شوند تا بتوانند فیلم بسازند اما برای تقوایی فیلم ساختن ارجحیت خاصی دارد، دوست ندارد تماشاگرش را از سینما و از خودش نا امید کند، از سینما سواستفاده نمی کند و فیلم را برای گیشه و سرزبان افتادن نامش نمی خواهد، دوست ندارد در شرایط کنونی فیلم بسازد که تماشاگر در سینما از دیدن فیلمش بخندد زیرا که تقوایی اسیر جریان های خاص نامربوط نشده و نمی شود، از همه مهم تر که او نمی پسندد تا تهیه کننده اش برای پلان به پلان فیلمش تصمیم بگیرد به همین دلیل تقوایی بودن سخت است. 

تقوایی به تنهایی یک جریان خاص محسوب می شود، اگر چه او شانزده سال ست فیلم نساخته اما عشق او به سینما در هر پلان کارگردانی نکرده اش ذوق به همراه دارد ، به طوری که اگر یک قصه یا رمان از تقوایی بخوانیم متوجه ی نگاه سینمایی اش در ادبیات می شویم یا اگر یک عکس از مجموعه آثارش ببینیم قاب بندی و نوع تفکر فلسفی اش را به درستی درک خواهیم کرد تقوایی یک آرتیست به معنای کامل به حساب می آید شغلش هنر است و از هر طریقی می تواند جریان هنری اش را به مخاطب انتقال بدهد به همین منظور تقوایی می تواند با شرایط کنار بیاید و درک کند که هم اکنون زمان فیلمسازی نیست، به گفته ی خودش اینکه فیلم نمی سازد یک سویه است و فقط به خودش ضربه می زند چرا که تقوایی برای ارضای نفسانی خودش در قالب خلق یک فیلم حاضر نیست تماشاگرش را گول بزند، سینمای تقوایی مختصات خاصی دارد، پزروشنفکری ندارد اما ریزبین و نگاه خاصی به خلق اثر دارد به کسی باج نمی دهد جایگاهش را حفظ می کند و حتی با بازیگرانِ زبده اش بحث و جدل می کند تا بتواند یک سکانس خلق کند، این نگاه درست و ریز بینانه ی او به مقوله ی هنر باعث شده افرادی با او مخالف باشند اما تقوایی راهش را می رود و هیچگاه در حاشیه نبوده و در راهش سردرگم نمانده از سینما به نوشتن، عکاسی و تدریس پناه می برد. شما را ارجاع می دهم به فیلم پشت صحنه ی کاغذ بی خط، که تقوایی برای ترسیم یک میزانسن با بازیگران سوپر استارش بحث می کند معنای درست سینما را به خسروشکیبایی یاد می دهد یا آنقدر در جزییات دقت می کند که گاهی هدیه تهرانی خسته می شود اما سرانجام فیلمی مثل کاغذ بی خط شکل می گیرد فیلمی پیچیده و فلسفی در کالبدی ساده اما عمیق، کاغذ بی خط و تمامی فیلم های تقوایی به روز هستند تاریخ انقضا ندارند و اگر در هر برهه یی از زمان ساخته می شدند قابل درک و ذوق بودند چرا که تقوایی با ادبیات به سینما رسیده است و ذات سینما را به درستی در بالاترین حد استانداردش می شناسد زیرا که می داند هدف و انگیزه اش از خلق یک اثر هنری چیست؛ هیچگاه غرقِ موضوعات فرعی سینما نشده و اساسا در هیچ تفکر خاصی شرکت نمی کند، هیچگاه در هیچ ارگان مربوطه مدیریت سینمایی نکرده چرا که تقوایی ذات هنر و اساس سینما را می شناسد،او خلق کردن را بیشتر از هر کار دیگری دوست دارد عشق ورزی تقوایی به هنر در فیلم ها و نوشته هایش کاملا مشهود است، باید بستری فراهم شود که تقوایی با رضایت کامل از شرایط و در آرامش فیلم بسازد، در برهه یی که سینمای ایران فیلم های خیانتی و تجاری سخیف به تماشاگر ارائه می کند فیلم دیدن از تقوایی بر پرده سینما غنیمت به حساب می آید.