نگرشی نو بر مقوله ی سینمای اجتماعی ایران

۵ سال پیش

۶ مرداد ۱۳۹۵

سینما،حاصل تفکر و محصول عقیده است و اجتماع بستر شکل گیری تفکرات و عقاید ما میباشد.آنچه در این مقاله مطالعه میکنید،نگرشی نو بر فلسفه ی رابطه ی میان هنر و جامعه و سپس بسط آن به مقوله ی سینمای اجتماعی...

هنر از دیرباز برآیند میان فرهنگ جمعی،باورها و اعتقادات و در عین حال عواطف یک ملت بوده است.به زبانی دیگر هنر،آیینه ی تمام نمای جامعه است.جامعه شناسان بسیاری در پی پاسخ به این پرسش بوده اند که به راستی آیا این جامعه و قدرت جمعی ست که بر هنر تاثیر میگذارد یا که بالعکس،این هنر است که با ساخت و پرداخت زیبایی شناسانه ی خود موجب آگاهی و تاثیرگذاری روی جامعه میشود.شرح این موضوع و جستجویی برای پاسخ این معما تنها از یک طریق ممکن است و آن ایجاد یک دیالکتیک میان "هنر_جامعه" است.در واقع هنر از دل جامعه میروید،اما در مرحله ی پالایش،پروسه ی مستقلی را نسبت به جامعه عرضه میکند.بعنوان مثال یک کارگردان و یا یک نقاش مانند تمامی مردم شاهد وقایع و رخدادهای اجتماعی ست،اما در روایت و بازگو کردن مشاهدات خویش یک دید مجزا اتخاذ میکند و از اهرم هایی نظیر زیبایی شناسی،لطافت،حقیقت گرایی و...بهره میگیرد.
به جرئت میتوان گفت هنر نیز چون ادبیات در برابر آسیب های اجتماعی بی گزند و بی آسیب میمانند.چرا که دید این دو خصوصا هنر یک دید مصلحانه نسبت به وقایع موجود در جامعه ست.البته ذکر این نکته لازم است که در برابر ادبیات مستند و یا ادبیاتی که روایتگر یک واقعه ی تاریخی_اجتماعی ست این مهم کمی دستخوش تغییر است.اصولا کلام از میان مردم جاری میشود و ادیب جز در کلام خلاصه نمیشود،پس اگر جامعه ای مریض داشته باشیم به طبع ادبیاتی مریض خواهیم داشت.اما در هنر و در شرایطی مشابه تنها مضامین رنجور و دردمند خواهند شد نه محتوا. آنچه تا اینجا بعنوان مقدمه عرض شد مروری بر فلسفه ی ارتباط هنر و جامعه بود،اما بحث اصلی جایگاه سینما ی اجتماعی در بستر جغرافیایی کشور عزیزمان ایران است.
در تعریف سینما از واژگان متنوعی میتوان استفاده نمود و هزاران نقش و توصیف نیز بر آن افزود اما این هنر عظیم و بی بدیل که کرانه ای بر وسعت آن وجود ندارد تا به امروز شاهد و راوی_و گاهی فاعل_ بسیاری از رخدادهای اجتماعی در بین ملل بوده است.خاتمه ی یک جنگ،جلوگیری از فجایع اجتماعی،تقدیر از انسان های شایسته  همه و همه نکات مهمی ست که سینما سردمدار و پرچم دار آن بوده است.اما همانطور که پیش تر عرض کردم جایگاه سینما در جامعه و تاثیر آن بحث مفصلی ست که نیاز به شرح و بسط دارد:
جامعه حاصل مجموعه ای از کنش ها و واکنش هاست.در مقابل سینما نیز روایت تصویری از یک واقعه است.در یک جمع بندی سینمای اجتماعی روایت تصویری کنش ها و واکنش های اجتماع است.حال با این تعریف باید به چند پرسش پاسخ بدهیم: " وظیفه ای این ژانر از سینما چیست؟"، " نحوه ی بیان این سینما چگونه است" و در آخر اینکه "خروجی این سینما چه خواهد بود؟"
در پاسخ به پرسش نخست باید گفت وظیفه ی اصلی سینما رشد سطح آگاهی مردم است.اما در ژانر اجتماعی علاوه بر مسئله ی فوق چند نکته ی دیگر نیز حائز اهمیت است.مسئله ی اول تصویر سازی اجتماعی است.یک فیلم اجتماعی تنها مظهر نمایش چند سکانس و یا محل روایت یک فیلنامه نیست.بلکه در یک قالب هنری،شاکله ی اجتماعی یک قوم را به نمایش در می آورد.از از این رو بار سنگینی بر دوش یک سینماگر است که تصویری صحیح از جامعه ی خود ارائه کند.مسئله ی دوم یک مسئله ی روانشناختی ست،در سینمای ایران غالبا محدودیت سنی برای مخاطبین ایجاد نمیشود.از این رو یک نوجوان چهارده ساله تا یک پیرمرد هفتاد ساله درگیر یک روایت مشترک اما با چند برداشت خواهند شد و یقینا این برداشت ها متناسب با حالات روحی میتواند موجب امید بخشی یا سلب امید از یک فرد یا در مقیاسی عظیم تر یک جامعه بشود.مسائل بسیاری را میتوان در این حوزه مورد بررسی قرار داد که طبعا در دیگر یادداشت ها به آن خواهیم پرداخت.
اما پرسش دوم  نحوه ی بیان سینمای اجتماعی در ایران است.آنچه تاریخ سینمای ایران نشان میدهد،قالب امر دو گونه روایت مطلق است.
الف) سینمای فرصت
ب)سینمای عبرت
سینمای فرصت سینمایی متعلق به موج نوی سینمای ایران است که سردمدار آن استاد اصغر فرهادی با شاهکار "جدایی نادر از سیمین" میباشد.در واقع این سینما با طرح ریزی موضوع به پرداخت داده ها میپردازد.در واقع نویسنده با استفاده از داده های شخصیت پردازی شده اما با انتخاب های نامشخص سعی در روایت یک ماجرا میکند.این روایت مبدا سینمایی دارد اما مقصد آن مردمی و در ذهن مخاطب است.چالش های گوناگونی که فرد میان اتفاقات فیلم و باورهای درونی در خود ایجاد میکند همان فرصتی ست که سینماگر برای بازسازی،آموزش و یا اصلاح ذهن مخاطب نیاز دارد.این سبک از سینما از میانه ی دهه ی هشتاد به اوج خود رسید هر چند که پیش از آن نیز ساختار هایی مشابه از آن داشتیم.اما ویژگی این سینما ایجاد فرصت تامل بر روی کردار ها و رفتار های اجتماعی ملت است.یک خودسازی تدریجی در اختیار مخاطب قرار میگیرد.اما معضلی که این سینما در حال حاضر به آن دچار شده است عدم شناخت المان های اصلی و بن مایه های این سبک از سینماست.سینماگران بسیاری سعی در ساخت این سبک از فیلم ها کرده اند اما موفقیتی حاصل نکرده اند.داده های گنگ و شخصیت پردازی های نامبهم به طبع نتیجه ای جز پوچی و مبهم بودن شرایط برای مخاطب بهمراه نمیاورد.
اما سینمای عبرت،سینمایی ست با داده های از پیش تعیین شده،شخصیت پردازی های قضاوت شده و در نهایت پایانی مشخص بر ماجرای روایی فیلم.این سبک از سینما در دهه ی هفتاد و حتی تا میانه ی دهه ی هشتاد در ایران با ستقبال بسیار خوبی مواجه شد.در واقع این سینما برای هدفی والا یعنی شناخت و حل معضلات اجتماعی به تصویر کشیده میشود.ویژگی این سینما،آموزش هنری برای اصلاح یک مشکل است اما معضل آن کلیشه ای و تکراری بودن آن است.
اما مسئله ی سوم و پاسخ به آخرین پرسش بسی مهم تر از دو پرسش فوق است.به راستی خروجی سینما چیست؟ما ابتدا باید خروجی سینما را بررسی کنیم تا سپس به این امر پاسخ دهیم که سینمای اجتماعی از ما چه میخواهد.
سینما آیا یک مکان تفریحی ست که برای گذران وقت باید به سراغ آن رفت؟
سینما آیا مکانی برای مرور و ایجاد عاشقانه های ماست؟
سینما آیا مکانی برای روشنفکرهاست؟
همه ی موارد فوق میتواند صحیح باشد اما سینما یک دانشگاه است.سینما یک دانشگاه بدون استاد و هم کلاسی ست.تو با اختیار خودت پا در آن میگذاری تا در حد فاصل حدود دو ساعت آنچیزی را بیابی که پیش از آن نیافته بودی.سینما محل تفکر است.
سینمای اجتماعی مکانی ست برای آن که بنشینیم و درد ها و شادمانی های ملتمان را بر روی پرده ی نقره ای سینما تماشا کنیم.تا غافل نباشیم از آنکه این مرز و بوم از چه رنج میبرد و از چه شادمان است.ما مخاطبان یک فیلم هر کدام سناریوی جدیدی اقتباس شده از آنچه در سینما تماشا میکنیم در ذهنمان مینویسیم.این حقیقتی ست.
در آخر،سینما حامل پیام یک فرد است.یک متفکر.زندگی همنشینی عقیده هاست.عقیده ها محصول تفکرند.به تماشای تفکر دیگران برویم.به آن ها گوش بسپاریم.به آن ها فکر کنیم و تنها اندیشه است که ما را به درک حقیقت سینما نزدیک و نزدیک تر میکند.

 


پربازدیدترین مقاله‌ها

یک سال پس از نخستین نمایش فیلم ورود قطار به ایستگاه در فرانسه، این فیلم به عنوان اولین فیلم سینمایی در ترکیه به نمایش در آمد. تاریخ سینمای ترک را می‌توان به ۷ دوره متفاوت تقسیم کرد: ۱.سال‌های بین...ادامه مطلب
حسان درویشی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
   نقد نعمت است و هیچ جامعه پیشرفته ای از نقد بی نیاز نیست (بهزاد عشقی / مجله فیلم امروز شماره چهار)  در یک نقد خوب منتقد می بایست حقیقت را الویت قرار دهد تا حقی ضایع نشود باید فرای احساساتش بی...ادامه مطلب
   چهارراه نمایشنامه تازه ای از بهرام بیضایی که توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان وارد بازار کتاب شده است ، اثری جاودانه از شکسپیر ایران است که انتقاد اجتماعی را دستخوش احساس و خاطرات گمشده می...ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده