0
مهدی ملک
۹ ماه پیش - ۳ دقیقه مطالعه

نقد فیلم بیست و یک روز بعد, بی توجهی به جزییات

امتیاز منتقد به فیلم :

این فیلم در وهله اول انسان را به یاد تولیدات سالهای اوج کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می اندازد. کیفیتش هم به خوبی همانهاست و مخاطب را با خود همراه میکند اما چند اشتباه کوچک و بزرگ باعث شده تا در بهترین حالت با فیلمی متوسط سر و کار داشته باشیم.

  این فیلم در وهله اول انسان را به یاد تولیدات سالهای اوج کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می اندازد. کیفیتش هم به خوبی همانهاست و مخاطب را با خود همراه میکند راستش در نیمه اول فیلم میترسیدم که نکند چگونگی وارد شدن یک کودک به انجمن فیلم کوتاه و جدی گرفته شدن او و تلاش برای فیلم کوتاه ساختن در حد پیش فرض بماند اما شخصیت خلق شده کودک باعث میشود که این موضوع ساخته شود و نیازی به روایت بیشتر چگونگی این مسئله در فیلم نباشد با این وجود اما چند اشتباه کوچک و بزرگ باعث شده تا در بهترین حالت با فیلمی متوسط سر و کار داشته باشیم. مشکل اول فیلم میتواند کل فیلم را پا در هوا کند. تاخیر در تماس گرفتن تهیه کننده با پسر باعث تمامی اتفاقات میشود و همانجا که آقای کارگردان دلیل تلاش برای متوقف کردن قطار را میپرسد تلاش نویسنده فیلم بیست و یک روز بعد برای نشان دادن دلیل تاخیر است. در واقع آقای کارگردان مشغول کلنجار رفتن با این طرح اولیه بوده و پس از چند روز که کلنجار رفتنش تمام شده تصمیم به خرید طرح میگیرد. اما مشکل اصلی این است که وقتی طرحی تا این حد برای کسی جذاب است که همان لحظه در ذهنش ایجاد سوال میکند، طبیعی تر آنست که آنرا همان روز بخرد و بعد با آن کلنجار برود نه اینکه اول کلنجار برود و بعد بخواهد بخرد! پس منطق کار گویی بد طراحی شده است. اگر هم دلیل تاخیر چیز دیگریست باید در دنیای فیلم به نوعی نشان داده شود که متاسفانه این اتفاق نمی‌افتد. مشکل دوم فیلم مشکل در بخشی از داستان فیلم است. وقتی طلبکار چکی یک میلیونی را از دست پسر میگیرد منطقی آنست که برود و آنرا با خود پسر نقد کند و پولش را از روی آن بردارد نه اینکه چک را پیش خود نگه دارد و بگوید هر موقع پولم را دادی چک را پس میدهم! این اشتباه کل اتفاقات رخ داده در بعد از این ماجرا را که به تبع این مسئله ایجاد میشود پا در هوا میکند. مشکل سوم فیلم مشکل رواییست. بود و نبود پدر سینا (پسر پولدار قصه) هیچ فرقی ندارد و میتوانست روایت نشود. هدیه دادن دوربین هم به دلیلی که در مشکل بعدی میگویم هیچ مسئله ای را در داستان حل نمیکند. مشکل چهارم به قصه بر میگردد. در این فیلم مسئله ساختن فیلم توسط کودک آنهم با آن موضوع خاص که در سر دارد مقدمه ای برای داستان اصلی که تلاش برای نجات دادن جان مادر است میشود. در این شکل از پایان بندی، ماجرا آنجا که باید شروع شود به پایان میپذیرد. در واقع ایستادن قطار توسط پسر در شکل فعلی فقط نیروییست که از بابت این اتفاقات نصیب او شده است. ولی با این ایستادن چه اتفاقی قرار است بیفتد؟ و اصلا بعدش چه؟ ممکن است عده ای قطار را نماد تکنولوژی و مشکلات پیش آمده توسط آن از جمله سرطان بگیرند و مسئله ایستادن قطار توسط پسر را به شکل نمادین نشانه تلاش و موفقیت پسر در رفع مشکلات بعدی بدانند اما هیچ نمادی به خودی خود ساخته نمیشود و قطار در این فیلم نمادی از هیچ چیز نشده است. اینجاست که پایان  ابتر میماند و به نظر من اگر نشان داده میشد که مسافرین از داخل قطار به بیرون نگاه میکنند و بعضی از آنها پیاده میشوند میتوانست به شکلی نمادین موضوع را حل کند چون در بخش ورود برادر کودک داستان در قطار با انسانهایی روبه رو میشویم که سعی در حل مشکل پسر کوچک و دیگر مسایل دارند و به بیرون نگاه کردن آنان و پیاده شدن بعضی از آنها از قطار به شکل نمادین نشانه ای از رفع مشکلات توسط مسافرین قطاریست که همیشه از کنار حاشیه نشینان رد میشدند و هیچ نگاهی به انان نمیکردند اما موضوع در پایان فیلم تغییر میکند وآنان از قطار پیاده میشوند و کاری که خود کودک فیلم هم نمیدانست برای چه باید انجام میداد بعد از آنکه با قدرت درون توانست به انجامش برساند، به نتیجه ای ملموس میرسد و اینگونه بین داستان اول و دوم ارتباط برقرار شود؛ ارتباطی که با توجه به پایان بندی فعلی فیلم برقرار نمیشود. ضمن اینکه با توجه به فضای فیلم پایان بندی نمادین و رویایی ذکر شده نه تنها باعث شعار زدگی نمیشد که فیلم را تبدیل به فیلمی با تاثیر اجتماعی میکرد.  


ارین رستگار
۳ ماه پیش
چه ایرادات بی پایه و اساسی گرفتید ، همه شان زاییده ذهن شما و شخصی بود و اصلا قابل بسط نیست.
پاسخ
مهدی ملک
۳ ماه پیش
آقای رستگار زاییده ذهن من بود یعنی چی؟؟شاید ایراد اول کمی سختگیرانه باشد ولی درباره بقیه مشکلها چه حرفی برای گفتن دارید؟؟ فرق فیلم خوب و بد را همین مسایل مشخص میکند... اگر زاییده ذهن من میباشد خوشحال میشوم که بگویید به این دلیل این ایراد درست نیست و من مثلا منطق چک یک میلیونی را متوجه نشدم...
پاسخ
امیرحسین دیوانی
۳ ماه پیش
کاملا چرت...فیلم به این زیبایی تمام خستگی ادمو دفع میکرد به مشکل جامعه پرداخته شده شما میگی بده؟!
پاسخ
حمیدرضا بهایی
۳ ماه پیش
واقعا فیلم عالی بود و پیشنهاد میکنم حتما ببینید...این آقای مثلا منتقد هم نظرش رو برای خودش نگه داره بهتره چون کاملا بی پایه و اساس انتقاد کرده.
پاسخ
غزل رحیمی
۳ ماه پیش
درباره اون ایراد اولی که گرفتید که چرا کارگردان همون اول تصمیم به خرید طرح نکرده بود و بعدش باهاش کلنجار بره؟:|||واقعا ایراد بی پایه ایه..خود شما وقتی میخواید یه هزینه ای رو برای چیزی بدید دربارش فکر نمی کنید؟سبک سنگین نمیکنید؟؟؟؟؟مشکل سومی که گفته بودید درباره پدر سینا...این فیلم نگفته که فقط و فقط جامعه یه مشکل داره اونم بی پولیه...داره اوضاع زندگی و اتفاقات اطراف اون پسر رو نشون میده که همون مرد(پدر سینا)اول فیلم وقتی ازش انعام کارشو خواست چه جور جواب داد وقتی موقعیت خودشو در خطر دید چه واکنشی نشون داد....چیزی که تو اطراف خودمونم کم نمیبینیم...و به نظر من اتفاقا یکی از قسمتای جذاب فیلم بود!
پاسخ
ساجده عسکری
۳ ماه پیش
دقیقن سوالاتی که حین دیدن فیلم برای من بوجود اومد. چرا وقتی میدونه پسر بچه جز اون برگه چک پولی نداره باید برگه چک رو ازش بگیره، مردِ پولدار اونقسمت شهر چ میکنه و پسر بچه میتونست دوربین رو با موتور یادگار پدر تعویض کنه، ۳۰۰ تومن نقدی ک داشت چی شد و در آخر ایستادن قطار به چ معنا بود... ممنون لز نقد خوبتون
پاسخ
شقایق53 ...
۲ ماه پیش
نکته ای که متوجه علت آن نشدم وجود لیوان آب در کنار ریل بود...
پاسخ

همیشه همینجوریه! آخرین بار هوا ابر شد. باد گرفت. درختا داشتن از جا کنده می شدن. اونقدر بارون شدید شد که سیل شهرو گرفته بود. پرنده ها دور و بر لونه هاشون جیغ می کشیدن. یکی از بچه ها قسم می خورد خودش دیده خورشید یکی دوبار نورش کم و زیاد شده...!