ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
0
امیرمحمد بامداد ماچیانی
۴ سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند؟!/برسد به دست "یالثارات"

توهین اخیر نشریه ی "یالثارات" لکه ی ننگی بر دامن فرهنگ و اخلاق این مملکت از خود بجا گذاشت.آنچه در این مقاله بدان میپردازیم،دفاعیه ای از جایگاه هنر،علی الخصوص سینما است.

تاریخ،قاضی عادل و روایتگر صادق وقایع اتفاقیه در یک ملت است.اگر سری به متون تاریخی جهان بزنیم و آن اسناد تاریخی را مورد بازبینی قرار بدهیم،تنها نشانی که بیش از سایرین در کانون توجه جهانیان است،فرهنگ و تمدن غنی ایرانی ست.و امروزه نیز افتخار این مرز و بوم،پیشینه ی تاریخی این مملکت است.اما آنچه واقعیت امر است،سیر بارزانحطاط فرهنگی و اخلاقی ایران در طول یک قرن گذشته میباشد.از مکالمات اجتماعی روزمره گرفته تا برخورد رسانه های ارزشی با هنرمندان هر کدام لکه ی ننگی بر جامه ی پاک و با ارزش فرهنگ ایران است.
هدف از تحریر این سطور،اتفاق ناگواری است که نشریه ی "یالثارات" به آن دامن زده است.تنها چند روز از برگزاری جشن سالانه ی حافظ میگذرد که نشریه ی "یالثارات" با لحنی خلاف اصول اخلاق رسانه ای هنرمندان حاضر در جشنواره را "دیوث" و "بی غیرت" خطاب میکند.ابتدا به ساکن،این برخورد با واکنش هنرمندان و مخاطبان سینما مواجه شد،اما مدتی بعد عده ی کثیری از طرفداران وابسته به سبک تفکر"یالثارات" نیز خونشان به جوش آمد و نامه ها و پیام هایی بسیاری در رد این سبک از بیان یک مطلب روانه ی دفتر سردبیر این نشریه کردند.اما قضیه به همین جا ختم نشد و این نشریه باز هم لب به توهین و فحاشی در شماره ی جدید آن گشود.
آنچه در این مجال قصد بیان آن را دارم،مروری ست بر چرخه ی نظارت بر فرهنگ که امروزه بعنوان یک معضل اساسی تبدیل گشته است.
بر همگان واضح و مبرهن است که رسانه نقش عظیمی در تصویر سازی و انتقال پیام در سطوح وسیع و گسترده ی جهانی را دارا است. و حمایت از هنر خود تریبونی است برای ارتقای فرهنگ و بیان ویژگی های فرهنگی یک کشور،اما از این میان سینما حضور چند وجهی در حوزه ی فرهنگ و روابط بین الملل دارد.سینما نقش بندی افکار عمومی ست.هر فیلم سینمایی ساخته شده به مثابه یک شی ارزشمند در موزه ی فرهنگ و تمدن این سرزمین است.تورق تاریخ این مملکت نشان از آن دارد که هنرمندان این مرز و بوم همیشه و همه جا سعی در تعریف یک فضای صلح محور برای مخاطبان جهانی خود دارند.شاید بد نباشد که سری به چهارسال پیش بزنیم و اتفاق نادر سینمای ایران،یعنی دریافت اسکار را مرور کنیم.
اصغر فرهادی بعد از کسب افتخار، آرام و با همان صلابت همیشگی پشت تریبون اسکار می ایستد و با قدرت متن زیر را برای تمام مردم جهان بازگو میکند:

"سلام به مردم خوب سرزمینم ایران،مردم ایران تنها به خاطر یک جایزه‌ى مهم یا یک فیلم یا یک فیلمساز خوشحال نیستند انها خوشحالند، چون در روزهایى که سخن از جنگ، تهدید و خشونت میان سیاستمداران در تبادل است نام کشورشان ایران از دریچه‌ى باشکوه فرهنگ به زبان مى‌آید. فرهنگ غنى و کهنی که زیرگرد و غبار سیاست پنهان مانده است. من با افتخار این جایزه را تقدیم به مردم کشورم می کنم، مردمی که به تمام تمدن ها و فرهنگ ها احترام می گذارند و از دشمنی متنفر هستند."

اگر هنوز در خاطرمان باشد،اصغر فرهادی با همین سخنرانی بسیار کوتاه،بسیاری از تهدیدها نسبت به ایران را خنثی کرد.اما در مقابل چه کردند؟بجای تقدیر،با فحاشی و دادن لقب های ناروا از او پذیرایی کردند.درک عظیمی از هنر، ما را به این حقیقت میرساند که هنرمندان خادمان ملت اند.آنها بی مزد و منت تلاشی ستودنی برای آرامش ذهنی یک جامعه میکنند. و در مقابل نیز با زندانی کردن روح هنرمندان این مرز و بوم هیچ ثمری جز از این دست معضلات اجتماعی نصیب ما نخواهد شد.
هنگامی ما به درک درست از هنر خواهیم رسید که باور کنیم یک فیلم چند ساعته،یا یک قطعه ی آوازی و یا اثر یک مجسمه ساز می تواند سخنی را ارائه کند که دانشمندان و اساتید فن نیز قادر به توضیح آن در طول نیم قرن اخیر نشده اند.در واقع سینما یک فرصت است.از این فرصت طلایی باید حداکثر استفاده را نمود.این در حالی ست که ماجرا عکس این اتفاق است و بانیان فرهنگی کشور بجای آنکه از محتوای این هنر محافظت کنند دست به حفاظت از پوسته و حواشی آن زده اند بعبارتی جامع تر امروزه بانیان فرهنگی محافظان پوسته اند، نه حافظان مغز.
اما میرسیم به نشریه ی "یالثارات" و کار بقول خودشان ارزشی.یک جشن سینمایی با مجوز سازمان ها و ارگانهای رسمی این کشور برگزار میشود و طی آن هنرمندان لباس هایی با توجه به سلیقه و مد طراحان به تن میکنند،که عموم لباس ها در عرف امروزه ی این مملکت جای گرفته است.بدون هیچ حرف و حدیثی.
دوست عزیزی که در میان احادیث _به ظاهر معتبر_ گشته و کلمه ی دیوث را پیدا کرده است،کاش نگاهی به خویشتن و رفتار خویش میکرد،آیا اخلاق اسلامی،بشریت و انسانیت حکم و اجازه ی همچین کاری را صادر میکند؟ مگر ما معتقد بر آن نیستیم که خداوند ستارالعیوب است.مگر معتقد بر آن نیستیم که آبروی مسلمان از ارزش بالایی برخوردار است و مگر ما معتقد بر آن نیستیم که فحاشی،آن هم به این صراحت حرام و خلاف دستورات دینی ما است.
سخن کوتاه میکنم،که اگر ادامه دهیم رنج افزون میگردد و حاصل جز اشک و آه نیست.و چه خوش گفت حضرت حافظ:

قلندران حقیقیت به نیم جو نخرند
        قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست