ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
0
سید محمد رضا عبادی
۴ سال پیش - ۲ دقیقه مطالعه

معضل تبلیغات در تلویزیون

مهم نیست چه چیزی تبلیغ بشود، هر که پول بدهد برایش تبلیغ می کنند. لذا بعید نیست چند وقت دیگر در اخبار تلویزیون شاهد تبلیغ دمپایی ابری باشیم و در برنامه آشپزی تبلیغ گرمکن ورزشی ببینیم به هر حال حتما...

  پیشتر یادم می آید معلوم بود چه موقع در حال تماشای برنامه ایم، چه موقع در حال تماشای فوتبال و از همه مهمتر چه موقع در حال تماشای تبلیغات. اما حالا زمانه عوض شده دیگر خبری از آن صدای عجیب و غریب و نماد معروف پیام های بازرگانی نیست حالا با کلاس شده ایم همه چیز را با هم قاطی کرده ایم تبلیغات لا به لای فوتبال پخش می شود گوشه سمت راست، نوار پایین صفحه خلاصه همه جا آنقدر که به نظر می آید لا به لای پخش پیام بازرگانی، فوتبال هم پخش می شود. اما درد اینجا نبود درد آن جایی است که حالا همه چیز عوض شده رسانه ملی راه پول درآوردن را خوب یاد گرفته است. تا دیروز که کرم حلزون و دستگاه دراز و نشست بود و امروز ظرف نگهدارنده و فلان و بهمان را شاهد هستیم. یاد آمد از طنزی که چند سال پیش مهران مدیری در مورد برنامه های ماهواره ساخته بود و تبلیغات این شبکه ها را به تمسخر گرفته بود اما اگر آن را به کسی نشان بدهیم عجیب نیست که تصور کند در حال شوخی با رسانه ملی است.

  اما همه اینها که گفتم باز هم قابل اغماض است، آن چه که مرا به ستوه آورد تا چند سطری در خصوص تبلیغات تلویزیون بنویسم، برنامه "خندوانه" رامبد جوان است که انصافا در این چند سری که ساخت خود را پشت سر می گذارد به مدد تنوع و ساختار شکنی های خودش بیننده را سرگرم کند اما چندی است این روزها پرچم دار یکی از اپراتورهای تلفن همراه شده است. هنوز جمله رامبد جوان در مغزم سوت می کشد، رو به جمعیت کرد و گفت:"به من اعتماد دارید؟" که خب همه تایید کردند و آن وقت نطق رامبد و تمجیدهای او در خصوص اینترنت نسل چهارم فلان اپراتور را شروع کرد. این که رامبد جوان برود و هر جای دیگری به جز رسانه ملی به تبلیغات این اپراتور بپردازد بد که نیست اتفاقا خوب هم هست خیلی بازیگران این کار را می کنند اما این نهایت بی انصافی است که ما این گونه از شخصیت های مشهور و اعتبار آنان در تلویزیون بهره برداری کنیم. این که حتی تبلیغات زیرنویس شود مشکلی نداشت این نوع بیان و جمله رامبد جوان بود که از طریق بازی کردن با احساسات بیننده و حضار سعی در فروش و تبلیغ برای یک کالا را دارند. اما گمان نکنید که فقط برنامه خندوانه دچار این آسیب شده است و همه انگشت های اتهام به سمت آنان است. مثال بارز دیگر آن برنامه آشپزی است که هر بار در خلال تعریف داستان جدیدی از خاطرات کودکی گرفته تا پیک نیک در شمال می خواهد ظرف های 8 پارچه را به بیننده معرفی کند.

  به طور خلاصه بعید نیست که فردا روز حین پخش اخبار ورزشی کفگیر تبلیغ شود و احتمالا می گویند فلان ورزشکار با استفاده از این کفگیر رکورد رشته اش را ارتقا داده است. کاش زودتر کسی به فکر بیافتاد پیش از آن که چشم بیننده همانند گوش هایش که مدت هاست از شنیدن تبلیغات خسته شده است، خسته شود و برای همیشه حداقل قید رسانه ملی را بزند. این نوع تبلیغات با رسانه ملی همخوانی ندارد. باور کنید دنیا تغییر کرده است دیگر بیننده برده نیست که هر چه برایش پخش کنید بشیند و تماشا کند. همین اینترنت ها که تبلیغ می کنید فردا روز دلیلی می شود برای این که بیننده وقتی از شما و برنامه تان بابت همین چند دقیقه تبلیغ آن هم از زبان اشخاص مشهور در رسانه ملی خسته شد به اینترنت و فضای مجازی پناه ببرد و هرگز برای تماشای برنامه شما بازنگردد.