ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم مرثیه ای برای یک رویا, Requiem for a Dream, پایان دردناک آرزوها

معین رسولی
۳ سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

مرثیه ای برای یک رویا فیلمی است که از روی داستانی با همین نام نوشته هوبرت سلبای ساخته شده است.

مرثیه ای برای یک رویا فیلمی است که از روی داستانی با همین نام نوشته هوبرت سلبای ساخته شده است.

داستان چهار شخصیت که هرکدام به تدریج رو به زوال میروند.چهار انسان که برای رسیدن به آرزوهای خود عقل و جسم خود را نابود میکنند.

سارا گلدفارب پیرزنی عامی است که آرزویش شرکت در برنامه تلویزیونی مورد علاقه اش است و برای رسیدن به این هدف به کاهش وزن و رژیم رو می آورد.پسرش هری به همراه دوستش تایرون هدفشان به دست آوردن پول کلانی از طریق خرید و فروش مواد مخدر است.ماریون دوست دختر هری نیز طراح لباسی است که آرزویش تاسیس فروشگاهی است برای طراحی مد و لباس.

اما تنها عاملی که این چهار شخصیت را درکنار هم قرار میدهد اعتیاد به مواد مخدر است.گویی مواد مخدر برای آنها دنیایی بهتر پدید می آورد.دنیایی که در آن دیگر حسرت کمبودهای خود را نمیخورند.

فیلم سه بخش مجزا دارد.تابستان،پاییز و زمستان.

شروع فیلم در تابستان است.جایی که رویاها شکل میگیرد.جایی که سارا به برنامه تلویزیونی مورد علاقه اش دعوت میشود.کار هری و تایرون در خرید و فروش مواد مخدر به خوبی پیش میرود و آنها میتوانند پول خوبی را پس انداز کنند.همچنین رابطه هری با ماریون و سارا در شرایط خوبی به سر میبرد.

اما بخش دوم فیلم با شروع پاییز است.اینجاست که کم کم مشکلات رخ مینمایند.رژیم غذایی سارا اثرساز نیست.قرص هایی که مصرف میکند به دلیل دارا بودن آرام بخشها و مخدر چون کوکایین و هرویین،به جز اعتیاد و نارسایی ذهنی و تشویشهای روحی تاثیر دیگری ندارند.مواد مخدر دیگر به وفور در دسترس نیست و پس اندازها همگی خرج خرید و فروش و آزادی تایرون از زندان شده است.رابطه بین هری و ماریون و همینطور سارا و هری دچار لغزش و تیرگی میشود.ماریون مجبور به تن فروشی به دکتر روانپزشکش میشود تا پولی برای خرید مواد بدست آورد.

و در نهایت زمستان که فصل نابودی آرزوهاست.

سارا دچار فروپاشی عصبی میشود و در تیمارستان بستری میشود.هری به دلیل عفونت دستش به خاطر تزریق مواد مخدر مجبور به قطع دستش میشود.تایرون به کار در اردوگاه کار اجباری تبعید میشود و ماریون به تن فروشی و فاحشگی جمعی رو می آورد.

این پایانی است که آرونوفسکی برای شخصیت هایش متصور است.

وی در این فیلم از تکنیکهای ساخت مدرن استفاده کرده است.در عین حال که فیلمی عامه پسند را به نمایش میگذارد اما در مضمون رابطه انسان با آرزوهایش و رابطه انسانها با یکدیگر را از طریق فرم فیلم به خوبی بیان میکند و مخاطب را تحت تاثیر قرار میدهد.استفاده از تدوین موازی برای پردازش شخصیت چهار کاراکتر اصلی و ارزش گذاری و اهمیت هرکدام.استفاده از جلوه های ویژه برای یک اثر درام!صداگذاری خارج از قاب و تصویربرداری اسلوموشن و فست موشن درکنار به کارگیری موتیفهای تصویرسازی خصوصا در نحوه نشان دادن مصرف مواد مخدر مانند بزرگ شدن مردمک چشم یا لوله کردن دلار! همینطور موسیقی فوق العاده کلینت منسل برای نمایش حالت انزوا و فروپاشی کاراکترها که با چهار نت نوشته شده است از نکات منحصر به فرد کارگردانی آرونوفسکی است.

اما لازم به ذکر است که در زیر لایه های نهان فیلم،مباحثی از جمله تاثیر رسانه و تلویزیون در حکومت امپریالیستی و لیبرالیستی آمریکا نسبت به رسوخ در تفکرات مخاطب وجود دارد.به خصوص قشر ناآگاه جامعه و امثال سارا را تحت تاثیر خود قرار میدهد.امثال سارا انسانهایی هستند منفعل که به راحتی از محیط خود تاثیر می پذیرند و واکنش آن را فقط در درون ذهن خود میبینند.

در مقاله اگزیستانسیالیسم و حقوق بشر به نوعی جبهه گیری هالیوود علیه این فیلم و فیلمهای از این دست دیده میشود.

دراین مقاله فبلم را نه تنها شاهکار سینمای مستقل آمریکا نمیدانند بلکه آن را تبلیغاتی و سفارش شده از طرف پلیس آمریکا برای مبارزه با مواد مخدر می دانند.ادعای این که فیلم شخصیت پردازی درستی ندارد و سعی در ریشه یابی مشکلات و استفاده از مواد مخدر نکرده است.همینطور شستشوی ذهنی مخاطبان توسط رسانه ها از جمله تلویزیون را انکار میکند و از این قبیل ایرادهای ناوارد به فیلم که در واقع جهتگیری سوء هالیوود را نسبت به ساخت این گونه فیلم ها نشان میدهد.

ولی در اصل مرثیه ای برای یک رویا شاهکاری است برای به تصویر کشیدن دردهای یک جامعه آمریکایی و رویاهای آنها.سکانس آخر فیلم بازگو کننده کلیت حرف فیلم است.هر چهار شخصیت فیلم پس از فروپاشی و نابودی به آرامشی دردناک رسیده اند.در خود تنیده و جمع شده اند و رویایی را از نو میسازند.

تایرون در رویایش خود را کودکی در آغوش مادرش میبیند.هری عشق و احساس ماریون را در کنار خود میبیند و همینطور ماریون که در رویاهایش با هری است.سارا خود،هری و ماریون را خوشحال و سالم در نمایش تلویزیونی مورد علاقه اش میبیند و آنها دوباره شروع به پروراندن رویاهایی در ذهن خود میکنند که قبلا آن را تجربه کرده اند اما درک نکرده اند.و این مرثیه ای است برای یک رویا.

2

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

محمدرضا گودرزی
۲ سال پیش
فیلمی فوق العاده از دارن آرونوفسکی. نقد خوبی بود
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: