ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم هت تریک, فیلمِ غافلگیریهای متعدد

یاسمن خلیلی فرد
یک سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند
امتیاز منتقد به فیلم :

برای دیدن فیلم «هت تریک» در جشنواره جهانی فیلم فجر به رغم داشتن کارت Press که درواقع باید امکان تماشای فیلم ها را در هر سالنی و در هر سانسی به اهالی رسانه و منتقدان بدهد بسیار اذیت شدیم. به دلیل اشتباهی که به هنگام فروش بلیت های فیلم در باشگاه هوادارن و ... پیش آمده بود حدوداً سه برابر حد مجاز بلیت فروخته شده بود و به همین سبب با اعمال شاقه و پس از انتقال به سالنی دیگر سرانجام با تأخیری طولانی توانستیم «هت تریک» را تماشا کنیم و درواقع چوب این...

  

برای دیدن فیلم «هت تریک» در جشنواره جهانی فیلم فجر به رغم داشتن کارت Press که درواقع باید امکان تماشای فیلم ها را در هر سالنی و در هر سانسی به اهالی رسانه و منتقدان بدهد بسیار اذیت شدیم. به دلیل اشتباهی که به هنگام فروش بلیت های فیلم در باشگاه هوادارن و ... پیش آمده بود حدوداً سه برابر حد مجاز بلیت فروخته شده بود و به همین سبب با اعمال شاقه و پس از انتقال به سالنی دیگر سرانجام با تأخیری طولانی توانستیم «هت تریک» را تماشا کنیم و درواقع چوب این اشتباه را ما خوردیم اما به جرئت می گویم که تماشای این فیلم خستگی را از تنمان دور کرد.
فیلم به لحاظ سبک و شیوه ی روایی از همان الگوی رایج سینمای اصغر فرهادی پیروی می کند و راستش از این جنبه نمی توانم آن را اثری نوگرا یا مبتکرانه برشمرم اما بارها گفته ام که اگر فیلمی بتواند حتا در این قالب و چارچوب تکرارشده، راهش را به درستی برود و از قواعد و اسلوب های این گونه ی پرتکرار به درستی تبعیت کند می توان آن را اثری موفق به شمار آورد زیرا سینمای فرهادی اساساً بر پایه ی جذب مخاطب به واسطه ی بازی های جذاب دراماتیک با مخاطب و پیچیده تر کردن تدریجی گره ی درام بنا شده است و این سینما ماهیتاً قابلیت زیادی برای برانگیختن همراهی و توجه مخاطب دارد.
«هت تریک» نیز همچون فیلم های اخیر فرهادی فیلم غافلگیری های متعدد است. گره های پشت سر همی که به تدریج سفت تر و ناگشودنی تر می شوند. فیلم مانند بیشتر درام های از این دست با نمایش یک آرامش نسبی آغاز می شود که پیداست اوضاع به این منوال نمی ماند و خرده اتفاقاتی خبر از بحران هایِ پیش رو می دهند. عنصر "تصادف" بحران اولیه ی درام را شکل می دهد و ورود چهار جوان به منزل رها (ماهور الوند) یک بحران اصلی دیگر را به مسئله ی تصادف اضافه می کند و بعد هم رازهای هر یک از چهار شخصیت اصلی به مرور برملا می شوند و فیلمساز تا پایان فیلم، غافلگیری های جدیدی را که در چنته داشته است رو می کند تا به واسطه عنصر تعلیق مخاطب را میخکوب شده بر جا دنبال فیلم بکشاند و به عبارتی نگذارد فیلمش از نفس بیفتد. این اتفاق گرچه تا حد زیادی او را به مقصود نهایی اش نزدیک می کند اما به نحوی هم عملی پرریسک است که اگر جواب ندهد می تواند کار را به زمین بزند. البته این حرکت ریسک پذیر در جاهایی به کار ضربه زده است مثلاً این که مسئله ی تصادف در میانه های فیلم عملاً به اتفاقی دم دستی و بی اهمیت تبدیل می شود. قبول دارم که بحران دوم به مراتب نفس گیر تر و مهلک تر از اولی ست زیرا در بحران اول همه چیز با ابهام و اما و اگرهایی همراه است اما نباید فراموش کرد که در هر حال مسئله ی تصادف نباید این طور به حال خود رها شود. فیلمساز احتمالاً تعمداً درام را به این سمت و سو می برد تا نشان دهد معضلات زندگی دو زوج آن قدر متعددند که موضوع مهمی چون مرگ و زندگی شخصی دیگر در برابرشان هیچ است؛ به بیانی دیگر قرار است بحران اصلی در خیل عظیم بحران های ثانویه کمرنگ جلوه یابد اما به لحاظ منطقی نمی توان چنین امری را پذیرفت.
غافلگیری هایی که لوافی به مرور در فیلم به نمایش می گذارد به نظرم خوب و به جا هستند. اتفاق افتادن آنها با طراحی درست شخصیت ها، خصوصاً دو شخصیت اصلی تر یعنی فرزاد و لیدا (امیر جدیدی – پریناز ایزدیار) باورپذیر و منطقی به نظر می رسند و گرچه بعضی جاها کمی مخاطب را مسلسل باران می کنند اما در نهایت با ریتم و کشش فیلم هم ترازند و اغراق آمیز نیستند.
«هت تریک» فیلم بازیگرانش است. همان قدر که رویدادها، ترتیب وقوع، نوع گره افکنی و گره گشایی و ...شان مهم است، حضور موثر بازیگران در ایفای این نقش های دشوار نیز بشدت حایز اهمیت است؛ هم بازی هر یک از آنها به تنهایی و هم بده بستان هایی که هر چهار بازیگر می بایست به تناوب با یکدیگر داشته باشند. طبیعتاً گردهمایی درست بازی هاست که باعث می شود فیلم خوشایند باشد و هر چهار بازیگر «هت تریک» بازی های خوبی دارند که البته من بازی پریناز ایزدیار و امیر جدیدی را بیشتر پسندیدم و به باورم با جنس فیلم هماهنگی زیادی داشت. شاید هم نوع خاص رابطه ی آنها با یکدیگر است که به این زوج جذابیت ویژه ای می بخشد.
طراحی صحنه و لباس فیلم از دیگر بخش هاییست که در موفقیت آن سهم بسزایی دارد. فضای قدیمی منزل رها، با تاش هایی از تنالیته رنگ های قهوه ای و کرم حس کهنگی و به گل نشستن رابطه ی لیدا و فرزاد را به خوبی به مخاطب منتقل می کند و در نهایت آشتی کیوان و رها (صابر ابر – ماهور الوند)،در فضای گرم آشپزخانه و در حال چیده شدن سفره و جمع شدن گلدان شکسته شده و کاشت مجدد گیاه در گلدانی جدید صورت می گیرد که به لحاظ نشانه شناسانه این کاربرد درست اشیا و رخدادها در ترسیم نوع رابطه شخصیت ها با یکدیگر و کنش های آنها به جا و به اندازه است.
یک فیلم خوب مجموعه ی درستی از انتخاب های یک فیلمساز خوب است؛ اتفاقی که در «هت تریک» آشکارا به منصه ظهور رسیده است. 

3

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

رعنا دادفر
۷ ماه پیش
به نظر من این فیلم بسیار خوش ساخت و عالی بود اقای لوافی انشالله همیشه موفق باشید و برای ما باز دوباره فیلم هایی خوش ساخت را بسازید. شما واقعا باهوش هستید که این بازیگران را در کنار هم اوردید و بهترین بازی را از ان ها گرفتید. بازی اقای جدیدی در کنار پریناز ایزد یار بسیار عالی بود. باز هم خسته نباشید.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
راد شهبازی
۷ ماه پیش
👌👌👌
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
سامان سامانی
۲ ماه پیش
امروز چون فیلم هت تریک را دیدم میخواستم در مورد آن مطلبی بنویسم زیرا که به داوری من پس از چندی یک فیلم با یک موضوع سینمایی را یافتم نه ادای دلسوزان مردم در فقر را در میاورد (مثلا رئال سازی و انتلکچوال بازی) و نه در منجلاب (کمدی!!) جان میکند ، و در واقع یک فیلم بود همین ! که چشمم به این نقد افتاد. سؤالی برایم پیش آمده و آن اینکه ، در این نقد صحبت از سبک اصغر فرهادی شده ، مگه فرهادی چون فلان جایزه را حال به هر دلیلی ،بدست آورده ، سبک ؟ دار شده؟ بسیار جالب است ، با همه احترامیکه برای فرهادی قائلم ، (فیلم به لحاظ سبک و شیوه ی روایی از همان الگوی رایج سینمای اصغر فرهادی پیروی می کند و راستش از این جنبه نمی توانم آن را اثری نوگرا یا مبتکرانه برشمرم اما بارها گفته ام که اگر فیلمی بتواند حتا در این قالب و چارچوب تکرارشده، راهش را به درستی برود و از قواعد و اسلوب های این گونه ی پرتکرار به درستی تبعیت کند می توان آن را اثری موفق به شمار آورد زیرا سینمای فرهادی اساساً بر پایه ی جذب مخاطب به واسطه ی بازی های جذاب دراماتیک با مخاطب و پیچیده تر کردن تدریجی گره ی درام بنا شده است و این سینما ماهیتاً قابلیت زیادی برای برانگیختن همراهی و توجه مخاطب دارد.) سینمای فرهادی!!؟؟ این جالب بود ،ظاهرا نقاد گرامی گمان کرده اند فیلم game یا باشگاه مشتزنی دیوید فینچر را دیده اید که مینویسید ( غافلگیری های متعدد ) البته منظور نگارنده مقایسه این اثر با کارهای فرهادیست ،که متاسفانه حتی انتهای فیلمهایش،همچون اتوبان باز است مثل بسیاری از (فیلمهای) امروزین ، و در آن حتی ذره ای شهامت ،عنوان نظر خود را هم ندارد ، لااقل این کارگردان و فیلمنامه نویس به اصل فیلمسازی پایبند است و با آن (نه) زیرکانه پریناز ایزدیار فیلم را میبندد. در باره هت تریک خواهم نوشت چون فیلم را متفاوت تر از حتی برخی کارهای انگشت شمار سینمای ایران دیدم ، چرا که همانگونه که گفتم فقط فیلم بود دارای داستان و قصه و بازیهایی قابل قبول ، از اینرو کارگردان را موفق یافتم ، اما داستان فرهادی شما برایم بسیار ، جالب!!!!بود . و باعث نوشتن این مطلب
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
سولماز کرمی
۲۴ دقیقه پیش
سلام با تمام احترامی که برای نظرتون قائلم ولی باید بگم آقای فرهادی فلان جایزه رو نبردن اسکاربردن اقای محترم به افراد و قابلیت ها و افتخار افرینی هاشون هر چند که برامون سخت باشه احترام بزاریم ممنون
مهدی نعمتی
یک ماه پیش
سلام بنظرم نه گفتن آخر لیدا ارزش فیلم را بسیار بالا برد هر لحظه در دلم می گفتم مبادا فرزاد شرط بندی را ببرد و این قضیه موجب تشویق شرط بندی شود اما نه گفتن لیدا بعد برد شرط بندی نه گفتن به تمام ضد ارزش ها بود با تشکر
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: