ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم بادیگارد, Bodyguard, از هویت تا بادیگارد

هادی کریمی راد
۱۰ ماه پیش - ۳ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

بادیگارد از همان سکانس اول و پلان های آغازین خط و روندِ روایتِ داستان را تفکیک می کند و خط سیر داستان را برایمان روشن.حاتمی کیا این بار حرف هایش را در قالب فردی می زند که از جنس مردم نیست.

 

چرا اینقدر دیر اومدی؟
-مأموریت بودم
+شغلت چیه؟
-تو حفاظتم
+نگهبانی؟
-محافظم
+آهان پس بادیگاردی
زمانی که خبر ها حاکی از فیلمِ تازه ای بود که ابراهیم حاتمی کیا به عنوان سازنده اش معرفی شده بود ، خودآگاه یا ناخودآگاه اذهان به سمتِ مهاجر و دیده بانی معطوف می شد که بعد از اوج گرفتن از آژانس شیشه ای و گذر از کرخه تا راین به چمران در "چ " رسیده بودند و حال ؛ بادیگارد.
حاتمی کیا در آخرین ساخته اش حیدری را به تصویر می کشد که همچو حاج کاظم بیگانگی در اطرافش موج می زند.بادیگاردی که زمانی محافظ شخصیت های مهم بوده است و حال با سیاسیون بیگانه گشته است و می خواهد محافظت از یک دانشمند هسته ای را که از خوب یا بد روزگار او هم از جنس ابوذر ها و سلمان های آژانس شیشه ای است  بر عهده بگیرد.
بادیگارد از همان سکانس اول و پلان های آغازین خط و روندِ روایتِ داستان را تفکیک می کند و خط سیر داستان را برایمان روشن.حاتمی کیا این بار حرف هایش را در قالب فردی می زند که از جنس مردم نیست.تنهاست و این تنهایی را در بیداری های شبانه اش و چشمانی که خسته اند اما باز ، نشانمان می دهد ، گویی این چشم های خسته همیشه بیدارند تا محافظ باشند اما نه بادیگارد و بر خلاف نقدهایی که انتشار یافته است؛ از دید نگارنده،حاتمی کیا در این جا به زیبایی و با ظرافت خاصی توانسته است تفکیک میان محافظ و بادیگارد را بیان کند که این را مدیون بازیگر توانایی چون پرویز پرستویی بوده است و در این بین امیر آقایی نیز توانسته است به خوبی و همچون فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت نقش خویش را ایفا کند.
بادیگارد نه فیلمی در سبک و سیاق مهاجر است و نه از جنسِ کرخه تا راین.این فیلم نسخه به روز شده ابراهیم حاتمی کیا(یی) است که بر خلاف "چ" قصد دارد حرف هایش را همچون آژانس شیشه ای در قالب نطق بیان کند ، نطق هایی که این بار نه به صورت بیانیه که در قالب احساس بیان می شوند.که همین بیانِ در قالب احساس در لحظات و دقایقی از فیلم به علتِ آنچه سردرگمی در دامنه این احساسات است به فیلمنامه و روایت داستان و در نتیجه خود فیلم ضربه هایی را وارد کرده است.حیدر ضبیحی گاه در نقش مامور امر به معروف و نهی از منکری ظاهر می شود که خارج از محیطِ کاری همراه همسر خویش ارشادگر جوانان می شوند و گاه در نقش یک پدر در مقامِ دفاع از عقیده و گاه در نقش یک محافظ که در سال های پایانی عمرِ کاری خویش درگیر پرونده ی ترورِ یکی از شخصیت های سیاسی مهمی شده است که در آینده قرار است به عنوان یکی از نامزدهای ریاست جمهوری مطرح شود که در این میان انتخاب لوکیشنِ قلعه و پرو بال زیاد دادن به این پلان ها باعث القای ذهنیت گردشگر گونه و مستندگونه به فیلم شده است ، گرچه جلوه های ویژه میدانی در این سکانس و نیز سایر سکانس ها از نقاط قوت فیلم به حساب می آیند، که در این رهگذر نباید از صدابرداری و نیز فیلمبرداری زیبای این فیلم غافل شد.اگر فیلم را تماشا کرده باشید بی گمان به خیل زیاد تماشاگرانی خواهید پیوست که از ستایشگرانِ موسیقی متن فیلم بادیگارد ساخته کارن همایونفر هستند که بدون هرگونه اغماض جزو بهترین ساخته های ایشان می باشد و هماهنگی لازم با فیلم و  همچنین نقش فعالی را در زمینه همراه کردن تماشاگر و کمک به بیان داستان دارا می باشد.
زمان بندی های خوب در دیالوگ گویی و نیز تقطیعِ نماها و حوادث فیلم و تعلیقی که همزمان با این زمان بندی و تقطیع نماها ایجاد می شود از نقاط قوت آخرین ساخته ابراهیم حاتمی کیا محسوب می شوند که متاسفانه نتوانسته است ارتباط انسانی را به علت همان سردرگمی در بیان در قالب فیلمنامه آرمانی بادیگارد به تصویر بکشد.
از بودن یا نبودن و درآمدن یا در نیامدن که بگذریم به نظر می رسد فیلم در مرحله بازبینی فیلمنامه و همچنین تدوین کمی با شتاب عمل کرده است به گونه ای که وجود سکانسِ مضحکِ تمرین با پینت بال محافظ و تیمش همراه مهندس زرین و یا بازی این جوان نخبه هسته ای با تیمِ محافظ در ورزش صبحگاهی بدون توجیه جلوه می کند و نه تنها باعث کمک به روند صعودی و خط سیر طبیعی آن نشده بلکه در مواقعی نیز باعث سقوط اثر گردیده است.همچنین عدم پختگی کاراکتر خانم مریلا زارعی در نقش همسر محافظ داستان ، آن را به یکی از منفعل ترین شخصیت ها به همراه فرهاد قائمیان در نقش خویش تبدیل کرده است.
تیتراژِ پایانی بادیگارد از مهم ترین نقاطِ قوتِ این فیلم محسوب می شود که سخن پایانی را بعد از مرگِ  حیدر ضبیحی در نقش محافظ با حرکت دوربین در تونل و با رسیدن به انتهای آن و نور ، بادیگارد و سپس کوچک شدن آن با اسلحه ای در کمر و تولدِ "الف" ابراهیم حاتمی کیا از "الف" بادیگارد می زند و آخرین ساخته ی ابراهیم حاتمی کیا را تبدیل به اثری می کند که از جنس حاتمی کیا و مردم است و گاه نیست.

1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است