ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم شبی که ماه کامل شد, هنگامه ی آتش

هادی کریمی راد
۳ ماه پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

همه چیز از نگاه ها آغاز می شود این نگاه ها هستند که زبان روایتگر ما در جدید ترین فیلم نرگس آبیار به نام شبی که ماه کامل شد می باشد.نرگس آبیار این بار و پس از پروژه ی ضعیف نفس که پیش از این نیز درباره اش نوشته ام به سراغ موضوعی جنجالی و همگانی رفته است...

  

همه چیز از نگاه ها آغاز می شود این نگاه ها هستند که زبان روایتگر ما در جدید ترین فیلم نرگس آبیار به نام شبی که ماه کامل شد می باشد.نرگس آبیار این بار و پس از پروژه ی ضعیف نفس که پیش از این نیز درباره اش نوشته ام به سراغ موضوعی جنجالی و همگانی رفته است تا بتواند به بازیابی هویت خویش پس از شیار 143 بپردازد که در این راه متاسفانه بد عمل کرده است.

یکی از نکاتی که شما تا به امروز و همواره در فیلم های خانم آبیار دیده اید این است که ایشان همواره نسبت به روایت یک داستان سرراست در قالب فیلمنامه ای خطی و نه چندان زاویه دار علاقمند بوده اند که این فیلم نیز از این قاعده مستثنی نیست.با شروع فیلم و نمایان شدن تیتراژ شاهد فونت هایی از جنس نفس  هستیم که مستقیما قرار است ما را به دل ماجرایی ببرند که در دهه ی هشتاد کابوسی برای مردمان ساکن بلوچستان شده بود.کابوسی به نام عبدالمالک ریگی و گروه تحت رهبری اش یعنی جندا... .
فیلم از دل بلوچستان و زاهدان شروع می شود،از دل پارچه های رنگی و نگاه مردمی که نرگس آبیار قصد دارد برای ما از مظلومیت های آن ها در فیلمش بگوید و به نوعی به باز تعریفی از هویت ایشان دست پیدا کند.قصه ی آشنایی فائزه که الناز شاکر دوست ایفاگر نقش او بوده است با عبدالحمید ریگی برادر عبدالمجید یا عبدالمالک ریگی برایمان بسیار آشناست و بهتر بود کارگردان کمی خصاصت و دقت به خرج میداد تا این گونه مضحک به بستن نطفه ی فیلمنامه ی خویش اقدام نکند.این آشنایی تا ازدواج بی هیچ زاویه ای در شناخت طرفین از یکدیگر و خانواده ی هم، به جلسه ی خواستگاری مضحکی ختم می شود که در آن وجود شخصیت ها و رفتار ایشان بیشترین لطمه را در آن مقطع به فیلم وارد می کنند؛برای مثال شخصیت برادر فائزه با بازی پدرام شریفی از ابتدا و تا لحظه ی تماس فائزه با او در کراچی پاکستان حشوی بیش نیست و تازه از آن مقطع به بعد است که بالیوودی وار در قبای ناجی خواهر وارد معرکه ای می شود که پایان ناخوشی برایش در آن تدارک دیده شده است و به زعم نگارنده اگر نبود آن جمله ی "کلیه ی وقایع این فیلم بر پایه ی واقعیت به تصویر کشیده شده اند" کارگردان راحت تر می توانست خود را از قید واقعه نگاری سفارشی سازی شده ی غیر هوشمندانه ی خود برهاند تا اثری یکدست و صد البته کوتاه تر را شاهد باشیم.
از روز جلسه ی خواستگاری تا لحظه ی مهاجرت به پاکستان به عنوان قسمت میانی داستان رفته رفته ما را وارد ماجرا و مهلکه ی بلوچستان می نماید که از همان ابتدا می شد حدس زد یعنی رها کردن مخاطب در یک ریتم سرخوشانه زود گذر تا شکستن آن ریتم و کند شدن آن در یک قالب تلخ و به اصطلاح نگران کننده که کما بیش توانسته است از این حیث قابل قبول باشد و مخاطب را نسبت به سرنوشت کاراکتر فائزه از لحظه ی تصمیم به فرار تا سایر اتفاقات همراه خویش نماید.نحوه ی ورود شخصیت عبدالمجید یا همان مالک ریگی به داستان و با آن عینک دودی نه تنها جالب و قابل توجه نیست بلکه حضور او همچون سایه در لابلای سکانس های فیلم و نیز موعظه های وی در میان نیروهایش هیچ کمکی به پرداخت و ایجاد ارتباط منطقی بین کرکترها ننموده است.
شبی که ماه کامل شد تنها و تنها  یک رپرتاژ خبری است که کارگردان سعی کرده است با بهره گیری از برخی از تکنیک ها و ایجاد صحنه های درگیری به مدد تیم جلوه های ویژه رنگ و بوی سینمایی به آن بدهد که متاسفانه و در قیاس با فیلم هایی از جنس خود در طبقه ی پایین تری قرار می گیرد که از این حیث یک گام معکوس برای سازنده اش به شمار آید.

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است