ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم مادر, Mother!, داستان انسان

سامان پارسی
۱۰ ماه پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه آفتاب یزد
امتیاز منتقد به فیلم :

داستان در یک بی مکانی حادث می شود و به مثابه جهانی در هر جایی است. ساختار داستانی دایره وار است و ابتدای و انتهای داستان در نقطه مشخصی به یکدیگر پیوند می خورد.

  

مادر، Mother!

کارگردان: دارن آرنوفسکی، فیلمنامه: دارن آرنوفسکی، مدیر فیلمبرداری: متیو لای بیشیک، تدوین: اندرو وایسبلوم، بازیگران: جنیفر لارنس(مادر)، خاویر باردم(او)، اد هریس(مرد)، میشل فایفر(زن)، محصول: آمریکا، 2017، 121 دقیقه.


در خانه ایی ویران شده از آتش سوزی، نویسنده ایی همراه همسرِ جوانش زندگی می کند. ورود یک زن و شوهر به عنوان مهمان شروع اتفاقات عجیبی را به همراه دارد.


داستان انسان

سامان پارسی


«مادر» نمادی در یک بی مکانی است که روایت پیرامون آن شکل می گیرد. زنی که می خواهد خانه ایی سوخته را دوباره زنده کند. نمادی از زایش و امید، و فرزند در آشوبی که تقریبا همه را ناامید کرده تبلور امید، برای مردمی است که در خشونت و آشوب ایدئولوژیک زندگی می کنند. داستان در یک بی مکانی حادث می شود و به مثابه جهانی در هر جایی است. ساختار داستانی دایره وار است و ابتدای و انتهای داستان در نقطه مشخصی به یکدیگر پیوند می خورد. زیست، زندگی، ساختن و نابود کردن مراحل طبیعی زندگی انسان در سده های مختلف تاریخ است که هر بار پس از امید، زایش و زیستن، با حرص و زیاده خواهی و نوعی خشونت و آشوب ایدئولوژیک جهان را به انتحار می رساند.

داستان بر زندگی زوجی تمرکز می کند که ورود افراد مختلف به حریمِ زندگی شخصی آنها بدون توجه و احترام به شرایط و انتظارات صاحب ِخانه، با نوعی آنارشی نظمی که مادر سعی در ابقا آن برای رسیدن به آرامش دارد را بر هم می ریزند. 

«او» شاعر و نویسنده ایی موفق است که هر بار طرفدارنش به دلیلی وارد خانه می شوند و بی توجه به مادر سعی در از بین بردن تمام قواعد و نظمی دارند که برای ساختن و ایجادش تلاش بسیار شده است. آرنوفسکی «مادر» را با قدرت زایشیِ که امید و حیات را در خانه ایی سوخته - که تهدیدهای کابوس وارش به شکل صورت های خشمگین و شیطانی در دیوار یا خون های چکیده بر زمین از نزاع فرزندان آدم - به وجود می آورد تبدیل به سمبل می کند. فیلم روایتی پیچیده، غیر واقعی اما قابل باور را با نمادها و نشانها ترسیم می کند و هر بار شرایط روانی خانه و روایت را به هم می زند تا آسایش و آرامشی که آرزوی انسان برای زیست است را رویایی ناممکن ترسیم کند. بخش های مختلف روایت «مادر» گاهی از نظر فرمی و مفهومی سورئال و گاه مانند رئالیسم جادویی مارکز است و اتفاقات را عجیب و پیچیده اما قابل باور ترسیم می کند. بی شک اثر جدید آرنوفسکی مانند «مرثیه ایی بر یک رویا» بی عیب و نقص نیست و از نظر شخصیت پردازی، وقوع اتفاقات و ساختار داستانی قدرت اثر قبلی را ندارد، اما هارمونی روایت های فرعی با داستان انسجام روایت اصلی حفظ می شود. البته «مادر» اندکی دچار از هم گسیختگی در هارمونی روایت های فرعی با روایت اصلی می شود و همین مخاطب را سردرگم می کند. نقطه عطف فیلم بازی بازیگران اصلی است که به خوبی توانسته اند نقش ها را به شکلی حقیقی از درون به شکوفایی برسانند و ترس، اضطراب، تردید و امید را در زمان های مختلف به نمایش بگذارند. پیچیدگی ساختار داستانی، نمادها و نشانه هایی که آرنوفسکی اصرار بر برداشت مفهومی از آنها دارد فرمی غیر معمول از الگوهای مرسومی است که ذهن مخاطب به دیدن آنها عادت کرده، به همین دلیل کمی در ارتباط خرده روایت ها سردرگم می شود. «مادر» اثری چند لایه با شخصیت هایی است که ارتباطی اساطیری با زندگی انسان دارند. خانه؛ اتوپیای آدمی است که سعی در ساختن آن از خاکستر آتشی گداخته دارد که پس از نا امیدی، برافروخته و می خواهد مثل ققنوسی دوباره از خاکسترش برخیزد. اما حرص، طمع، زیاده خواهی، عصیان و خشونت این آرامش و زیبایی را به هم می ریزد. 

ترس، تنهایی و حضور انسانهای جدید آرامش را به هم می ریزد و شاعری که توان قطع ارتباط با مردم را ندارد، و شعر زندگی را در بر انگیختن احساس مخاطبانش متبلور می بیند پای افرادی را به خانه باز می کند که باعث آشوب می شود. ابتدا زن و مردی که فرزندان آنها مانند «آدم» بر سر میراث به جا مانده، در خانه می جنگند و هابیل، قابیل را می کشد تا تنها وارثِ زمینی آغشته به خون باشد که پاک شدنی نیست. و قلب تپنده ای که از خاکستر گذشته، با زایشی که امتداد دهنده انسان در طول تاریخ بر زمینی است که همواره آن را نابود می کند، و در نهایت زمینی که با خشمی فرو خورده فوران کرده و همه چیز را نابود و دوباره از درون خاکسترش فرصتی دیگر به انسان می دهد تا لیاقت یا حماقت خود را نشان دهد. 

«مادر» فضایی سمبولیک و سرشار از نماد و شخصیت هایی قابل باور دارد و اما چون از نظر فرمی اندکی با فرم های رایج داستانی که ذهن مخاطب به آنها عادت کرده متفاوت است مخاطب را سر درگم می کند. فیلم با شخصیت هایی که بی مقدمه وارد داستان می شوند و رفتارها و اتفاقاتی که گاه بیشتر تخیلی، عجیب، غیر واقعی و رویاگونه به نظر می رسند بیشتر اثری سورئال است و هر چه داستان پیشتر می رود روایت های فرعی عجیب تر می شوند.

اثر جدید آرنوفسکی اثری قابل تامل است اگر نشانه های آن را مخاطب بتواند درک کند. اما نسبت به آثار گذشته اش اندکی متفاوت و ضعیف تر است. با این حال «مادر» داستانی عمیق و سمبولیک درباره انسان، زندگی و زمین است که می تواند با آثار شبیه خود متمایز کند. روایت خشونت و جنونی که انسان برای تولید آن تلاش می کند و هر بار امید و زندگی را با حرص، طمع و زیاده خواهیش نابود و آرزوهایش را ویران کند. مادر همواره در سایه ی خشونت، ازدحام و بی نظمی که انسانها با ورودشان تولید می کنند در حال آسیب دیدن است و امیدی که از زایش دوباره به وجود می آید قربانی ناآگاهی و نادانی انسانهایی می شود که در نهایت با خشم و طغیان زمین مجازات و تنبیه می شوند.


1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است