نقد فیلم بهمن, Avalanche, نقد در نگاه اول / خواب زمستانی مخاطب

۷ سال پیش

۱۶ بهمن ۱۳۹۳

ریتم بسیار کند این فیلم سبب شد برخی تماشاگران حرفه‌ای از سالن سینما در همان نیم ساعت ابتدایی خارج شوند. روند فیلم به اندازه‌ای ایستا و دارای سکون است که مخاطب را به جای اندیشیدن به قصه فیلم به خواب دعوت می‌کند.

کارگردان : مرتضی فرشباف
- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

هما پرستار مجرب بیمارستان پیشنهاد شب کاری و مراقبت از خانم مسنی را می پذیرد. اولین روز کاریش اولین برف سال می بارد. در تمام طول این 10 روز مراقبت نه برفی می آید و نه او می تواند بخوابد...

فیلم «بهمن» به کارگردانی مرتضی فرشباف که فیلم «سوگ» را در پرونده خود دارد در پنجمین روز جشنواره فجر به نمایش درآمد. فیلمی با بازی فاطمه معتمدآریا و همسرش احمد حامد که اتفاقا در این فیلم هم نقش یک زوج را بازی می‌کنند. فیلم روایتگر قصه‌ای است که درآن به فاطمه معتمدآریا پیشنهاد می‌شود پرستاری از یک پیرزن را در شیفت شب برعهده بگیرد. هما (کاراکتری که معتمدآریا نقش آن را بازی می‌کند) در طول این 15 شب، دچار بی‌خوابی می‌شود. همان‌طور که بازیگران این فیلم در نشست خبری آن اشاره داشتند فیلم در دمای بسیار پایین ضبط شده و علاوه براین وجود برف همیشگی در فیلم فضای خاصی را به آن بخشیده است فضایی که درآن تلفیقی از کلافگی و بی‌حوصلگی به چشم می‌خورد اما همه این موضوعات نتوانسته از کسالت‌آور بودن فیلم بهمن جلوگیری کند. ریتم بسیار کند این فیلم سبب شد برخی تماشاگران حرفه‌ای از سالن سینما در همان نیم ساعت ابتدایی خارج شوند. روند فیلم به اندازه‌ای ایستا و دارای سکون است که مخاطب را به جای اندیشیدن به قصه فیلم به خواب دعوت می‌کند. از سوی دیگر کلافگی و بی‌حوصلگی نقشی که معتمدآریا آن را ایفا کرده خیلی خسته‌کننده است و برای مخاطب ملال‌آور شده است به‌طوری که مخاطب از دیدن ادامه فیلم در برخی مواقع مایوس می‌شود. شاید مرتضی فرشباف دوست داشته که یاس کاراکتری که معتمدآریا نقش آن را ایفا می‌کند به مخاطب منتقل شود اما به واقع این اتفاق رخ نمی‌دهد بلکه این یاس مخاطب را برای دیدن فیلم بی‌حوصله می‌کند بدون آنکه در ذهن او اثری به جای گذارد. این در حالی است که گویی خود کارگردان هم به کند بودن ریتم فیلم واقف است و با پخش صداهای بلند برف و فضای محیطی و قطع یک‌باره آن در طول فیلم سعی کرده مخاطب را کمی از حالت کرختی ناشی از تماشای فیلم نجات دهد اما افسوس که حتی سکانس‌های جاده و برف و حتی ساحل دریا هم نتوانسته مخاطب را راضی کند. شاید اگر کیفیت فوق‌العاده پخش صدای این فیلم در سالن اصلی برج میلاد نبود، فیلم در نهایت با مشتی تماشاچیان خواب‌زده روبه‌رو می‌شد. به واقع فیلم هر چه تلاش می‌کند با گنجاندن صحنه‌هایی از گیر افتادن کاراکتر اصلی در برف یا رانندگی کردن او در جاده برفی، کمی ذائقه مخاطب را تغییر دهد موفق نمی‌شود. در کنار همه این مسائل که به نوعی بر کند بودن فیلم تاکید می‌کند باید توجه داشت که فیلم بشدت در دام تکرار وحشتناک سکانس‌ها با کمی دستکاری اندک افتاده است. به شکلی که مخاطب گاهی اوقات احساس می‌کند وقت در فیلم بهمن، به شکل بهمن‌گونه‌ای در حال تلف شدن است، چرا که در بسیاری از سکانس‌های فیلم، دیالوگ‌ها طولانی و کاملا عادی و معمولی است. در همه این لحظات فیلم، مخاطب از قبل می‌داند که قرار است بین بازیگران فیلم چه صحبت‌هایی رد و بدل شود. حتی صحنه‌های انتهایی دعوای لفظی معتمدآریا با همسرش یا اینکه وی متوجه می‌شود فرزندش شخصیتی به نسبت دوگانه داشته به مخاطب هیچ تلنگری نمی‌زند. همچنین گوشه کنایه‌های کاراکتر زن اصلی فیلم به طرف مقابلش درباره خنده‌های الکی وی یا اینکه او خانواده را درک نمی‌کند هم برای مخاطب در آن لحظات پایانی چندان قابل پذیرش نیست. از سوی دیگر شاید کارگردان این فیلم بر این باور شد که فیلمی درام ساخته و به این ترتیب نباید انتظار ریتمی خیلی سریع از آن داشت اما در سوی مقابل این منتقدان براین باورند که جدیدترین ساخته مرتضی فرشباف کشش لازم را برای نگاه داشتن مخاطب در سالن سینما ندارد. حتی در پایان مخاطب توانایی جمع کردن و نتیجه‌گیری از قصه اصلی فیلم را هم پیدا نمی‌کند، چرا که فضای بی‌ریتم فیلم و دیالوگ‌های خنثای آن سرنخ ماجرا را از دست مخاطب خارج کرده است.

نقدهای مرتبط با این اثر

پربازدیدترین نقدها

انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
گشت ارشاد 3
بهنام بانی و شادمهر عقیلی هرچند بلحاظ موسیقایی، کاملا متفاوت از یکدیگرند ولی در تجربه بازیگری یک وجه اشتراک دارند که به نوعی خوش‌شانسی آنها محسوب می‌شود.ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
پسر - مادر (son - mother)
«مهناز محمدی» کارگردانی خوش‌سلیقه است که شوق او برای پرداختن به مسائل اجتماعی مرا به یاد «رخشان بنی اعتماد» می‌اندازد. او یک گروه فنی بسیار حرفه‌ای را در کنار خود دارد. یکی از آنها فیلمبردار «پسر-مادر» یعنی «اشکان اشکانی» است که موقعیت‌های ساده را نورپردازی خلاقانه‌ی خود تبدیل به سکانس‌های رویایی می‌کند و اتمسفری خلاقانه را به فضای فیلم می‌بخشد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده