نقد فیلم زمانی برای مردن نیست, No Time to Die, مُردن برای جاودانگی

۲۵ روز پیش

۱۹ آبان ۱۴۰۰

علی رفیعی وردنجانی

امتیاز منتقد به این اثر: ۶ از ۱۰

   زمانی برای مردن نیست فیلمی به کارگردانی کری فوکوناگا تلاشی است برای جاودانگی جیمز باند؛ که البته این تلاش تا حدود زیادی موفقیت آمیز بوده است.  این فیلم که به واقع یک اکشن دست اول دارد و به مراتب از فیلمی همچون «Tenet»  داستان گو تر است، اگر دچار سیاست زدگی علیه روسیه، ژاپن و احتمالا آمریکا نمی شد، می توانست در ژانر خود بی نظیر و بی همتا باشد. از سوی دیگر فیلم یادآور «سکوت بره‌ها» است. در سکانسی از فیلم می بینیم که کریستف والتز بر محفظه ای...

- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

«باند» شغلش را ترک کرده اما چیزی نمی گذرد که دوستش «فلیکس لایتر» از CIA از او درخواست کمک می کند. «باند»، دوباره در مسیر یک شرور اسرارآمیز و تکنولوژی های جدید و خطرناک قرار می گیرد.

  

زمانی برای مردن نیست فیلمی به کارگردانی کری فوکوناگا تلاشی است برای جاودانگی جیمز باند؛ که البته این تلاش تا حدود زیادی موفقیت آمیز بوده است.  این فیلم که به واقع یک اکشن دست اول دارد و به مراتب از فیلمی همچون «Tenet»  داستان گو تر است، اگر دچار سیاست زدگی علیه روسیه، ژاپن و احتمالا آمریکا نمی شد، می توانست در ژانر خود بی نظیر و بی همتا باشد. از سوی دیگر فیلم یادآور «سکوت بره‌ها» است. در سکانسی از فیلم می بینیم که کریستف والتز بر محفظه ای کاملا محافظت شده نشسته و با تشریفات امنیتی بالا در برابر جیمز باند قرار می گیرد. این سکانس علاوه بر آنکه برایمان لحظه روبه رو شدن جودی فاستر در برابر آنتونی هاپکینز را تداعی می کند، تداعی گر رو در رویی بتمن و جوکر در «شوالیه تاریکی» نیز است.

*سینمای ویروسی

همان طور که در مقدمه این متن به آن اشاره شد «زمانی برای مردن نیست» تلاشی است برای یادآوری سینما. سینمایی که با سکانس های ماندگار در ذهن بیننده عام به عنوان یک ابزار اجتماعی – فرهنگی شناخته می شود. فیلم در عین روایت کلاسیک خود ریتم مدرنی گرفته است. موسیقی زیمر + شروع فوق اکشن فیلم هر بیننده ای را برای دنبال کردن تا انتهای داستان ترغیب می کند. وجود بافت کلاسیک و مدرن در موسیقی فیلم مانند سری های پیشین دیده می شود اما آنچه «زمانی برای مردن نیست» را از دیگر سری های جیمز باند جدا می کند، پایان بندی همراه با ایثار و جاودانگی است. باند چون می داند ویروسی شده و معشوقه و فرزندش را نمی تواند لمس کند، با دل و جان در برابر موشک ها می ایستد. باید به سینمای محافظه کاری که سیاست زده شده و هدف اولش تلقین پیام و نه انتقال آن است اعتراض کرد. سینمایی که شدیدا مهاجم است. روسیه و ژاپن نه تنها در متن فیلم یک ضد قهرمان هستند بلکه در میزان سن و شخصیت پردازی منفور نمایش داده می شوند. این وسط نامی هم با اکراه از آمریکا برده می شود برای آنکه Mi6 ثابت کند با کسی شوخی ندارد. ما شخصیت رامی ماک را می بینیم که هنگامی که فرزند جیمز را گروگان گرفته به اداب ژاپنی بر زمین نشسته. از سوی دیگر بر دیوار ها زبان روسی نوشته شده است. پیام! نه تلقین فیلم بدین گونه است که این دو کشور نه تنها به فرهنگ ما بلکه به خاک ما از طریق ساخت ویروس تجاوز کرده اند.

*Mi6 قهرمان

سری فیلم های جیمز باند این باور را ایجاد کرده است که این اداره جاسوسی از ابزار و شخصیت های قدرتمند بهره می گیرد. وقتی مافوق جیمز باند دستور پرتاب موشک ها را صادر می کند تکامل این قدرت از نظر سینمایی را شاهدیم. و همچنین ماشین باند که کم از یک رویا ندارد. ماشینی که تیر اندازی می کند، سرعت زیادی دارد و ضد گلوله است. حضور سیدو در کنار دنیل کریگ به سینمایی تر شدن این فیلم کمک می کند اما آنچه این اثر را از هنر و نه صرفا سینما یا سرگرمی دور کرده است مفهومی است که به واسطه تلقین به مخاطب انتقال داده می شود. آنها برای جذب یار سیاسی در سینمای خود بحث را به جهان گسترش می دهند. ویروس تمام جهانیان را تهدید می کند. سینما در غرب باید این موضوع را متوجه شده باشد که سطح دانش و باور پذیری بیننده امروزی در سراسر جهان به اندازه ای است که موضوعاتی اینچنینی را قطعا درک و رد می کند؛ و صرفا هدف از دنبال کردن داستان، اوقات فراقتی است که سینما به عنوان سرگرمی ایجاد کرده است.

*007 سیاه پوست می شود

«زمانی برای مردن نیست» پایان سلطنت مردانه در سرویس اطلاعاتی انگلستان است. حضور 007 دیگری با جنسیت زن که از تبار سیاه پوستان است، به خودی خود جذابیت ندارد. اما داستان هنگامی جذابیت پیدا می کند که ما باید منتظر حضور او به عنوان جایگزینی برای باند باشیم. پایان بندی فیلم به گونه ای است که ما اکشن زیادی از این شخصیت جدید نمی بینیم اما او است که در نهایت فرزند و معشوقه باند را از آن جزیره خارج می کند. از سوی دیگر هوشمندی بالای عوامل فیلم را می توان ستایش کرد که چهره و استایل مامور 007 از نظر جذابیت سینمایی به مراتب بیشتر از باند است. استفاده ابزاری از سیاه پوستان برای شعار دادن نمادین و نه شعاری که از روی باور باشد، باعث شده تا این ابزار نیز برای مخاطب عام این روزهای سینما در غرب عادی شود. او پیش از آنکه فیلم به موضوعی در این رابطه را اشاره کند خود متوجه آن می شود که قرار است یک سیاه پوست قهرمان تازه سینما باشد. تماشای «زمانی برای مردن نیست» حس خوبی به بیننده می دهد. شوخی های کلامی به جا، استفاده از تکنولوژی به همراه تخیل قابل باور، خلق اکشن های دست اول و... باعث می شود تا بیننده از انتخاب خود پشیمان نشود؛ اما خب فیلم در قالب سیاست نمی تواند اندیشه ای را ایجاد کند چرا که هنر و اساسا سینما فرصتی است برای رهایی از سیاست.

نویسنده: علی رفیعی وردنجانی


نقدهای مرتبط با این اثر

علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
آخرین دوئل (The Last Duel)
   آخرین دوئل ساخته رایدلی اسکات فیلمی شریف درباره انسانیت است که جذابیت آن به زنانگی های زیرمتن مرتبط می شود. مبارزه یک زن برای استرداد نفس پاک خود به صورتی در این اثر نمود پیدا کرده که توحش در قرون وسطی را توجیه می کند. این مهمترن پیام فیلمی است که می خواهد از حقوق انسانی یک زن حرف بزند. مسئله ای که در فیلم مطرح می شود با توجه به آن که از روی داستانی اقتباس شده روایت دیروز و یا امروز نیست. تصادفی است که در هر زمان و در هر جغرافیایی به اشکال...ادامه مطلب
علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
آتابای
   آتابای نیکی کریمی قصه دوست داشتنی دارد اما حرف سینمایی ندارد. نماهای بلند فیلم تداعی کننده فیلم هایی چون: «بازگشت» آندره زویاگینتسف، «کشتزارهای سپید» محمد رسول اف و «دشت گریان» آنجلوپلوس است. البته که هیچ کدام از نماها شکوه دراماتیک ایجاد نمی کنند و صرفا جهت پرکردن احساسات بصری در فیلم برداشته شده اند. در نمایی که Track Back و Pan از دوربین را داریم و سیما روبه غروب خورشید ایستاده و باد چند تار مویی که از او بیرون است را به رقص در می آورد،...ادامه مطلب
منصور (Mansour)
   منصور ساخته سیاوش سرمدی فیلمی سر راست است که در زیرمتن و گرایش سیاسی گم شده. فیلمی که اگر شخصیت قهرمانش یک تیمسار نبود شاید هیچ وقت به نمایش در نمی آمد. برای تمام کسانی که مانند من در نیروی هوایی خدمت کرده اند این فیلم می تواند تداعی گر نوستالژی های ژست گرفتن کنار جت جنگی باشد و اقتدار تلطیف شده تیمساری که قبل از یک ارتشی بودن انسان است، زیباست. شاید این موضوعی است که تا به حال در سینمای ما به طور واضح به آن پرداخته نشده. من بارها در...ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
پسر - مادر (son - mother)
«مهناز محمدی» کارگردانی خوش‌سلیقه است که شوق او برای پرداختن به مسائل اجتماعی مرا به یاد «رخشان بنی اعتماد» می‌اندازد. او یک گروه فنی بسیار حرفه‌ای را در کنار خود دارد. یکی از آنها فیلمبردار «پسر-مادر» یعنی «اشکان اشکانی» است که موقعیت‌های ساده را نورپردازی خلاقانه‌ی خود تبدیل به سکانس‌های رویایی می‌کند و اتمسفری خلاقانه را به فضای فیلم می‌بخشد.ادامه مطلب
گشت ارشاد 3
بهنام بانی و شادمهر عقیلی هرچند بلحاظ موسیقایی، کاملا متفاوت از یکدیگرند ولی در تجربه بازیگری یک وجه اشتراک دارند که به نوعی خوش‌شانسی آنها محسوب می‌شود.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده