نقد فیلم درخت گردو, Walnut Tree, از کرخه تا سردشت

۲ ماه پیش

۲۴ مهر ۱۴۰۰

علی رفیعی وردنجانی

امتیاز منتقد به این اثر: ۴ از ۱۰

   درخت گردو انتقامی سخت از یک فاجعه اخلاقی در جنگ است. محمد حسن مهدویان کارگردان این فیلم با پشتوانه فیلمی چون «از کرخه تا راین» توانسته اثری خلق کند سراسر تراژیک و تاثیرگذار. به شخصه هنگامی که برای اولین بار این فیلم را دیدم از سکانس های غم انگیز و بی پرده آن بسیار متاثر شدم و ترسیدم که نکند بیشتر تاکید این فیلم بر احساسات بیننده باشد، به همین جهت در نوبت دوم تماشای آن پی به اهمیت وجودی فیلم بردم. قبل از اینکه وارد بحث سینمایی، خوانش و تحلیل...

- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

فیلمی درباره بمباران شیمیایی مردم کردستان است. شهر گرفتار فاجعه شده، قادر باید خانواده‌اش را نجات دهد.

  

درخت گردو انتقامی سخت از یک فاجعه اخلاقی در جنگ است. محمد حسن مهدویان کارگردان این فیلم با پشتوانه فیلمی چون «از کرخه تا راین» توانسته اثری خلق کند سراسر تراژیک و تاثیرگذار. به شخصه هنگامی که برای اولین بار این فیلم را دیدم از سکانس های غم انگیز و بی پرده آن بسیار متاثر شدم و ترسیدم که نکند بیشتر تاکید این فیلم بر احساسات بیننده باشد، به همین جهت در نوبت دوم تماشای آن پی به اهمیت وجودی فیلم بردم. قبل از اینکه وارد بحث سینمایی، خوانش و تحلیل فیلم شویم باید این نکته را ذکر کنم که با همه تفاسیر موجود از فیلم همچنان با زوم شدن های پیاپی و سردرگمی دوربین در سکانس ها که مهدویان از روی عمد آنها را ایجاد می کند تا ژانر مستند گونه به فیلم ببخشد، مخالفم و اگر عمری باقی باشد حتما در یک یادداشت جداگانه به آن خواهم پرداخت.

*عاشقانه قادر و مریم

داستان فیلم در مورد مردی است که بیش از یک مرد زخم می خورد و تنها زمانی از درون می میرد که همسر خود را از دست می دهد. البته که داستان از روی یک فاجعه انسانی روی داده در زمان جنگ میان ایران و عرق ساخته شده است و باید خاط نشان کرد که این مسئله به خودی خود بار هنری فیلم را بالا نمی برد اما آنچه فیلم را ارزشمند خواهد بازی بازیگران است. متد اکتینگ هرچه عمیق تر در بازی پیمان معادی دیده می شود. معادی(قادر) در هنگامی که بچه ها را با کلکی پدرانه زیر دوش می برد و آنها از سوزش پوست بدن خود شکایت می کنند، بازی منحصر به فردی از خود نشان می دهد. البته شاید بتوان نمونه آن را در «جدایی نادر از سیمین» دید؛ اما هرگز نمی توان گستره تاثیر گذاری آن دو را با یک دیگر مقایسه کرد. از سوی دیگر مینو شریفی(مریم) بهترین همبازی معادی می شود. به جرات می گویم: نگار جواهریان در «ملبورن» و لیلا حاتمی در «جدایی نادر از سیمین» هرگز چنین پارتنر خوبی برای معادی نبوده اند. کنترل نگاهی که شریفی در رد و بدل کردن عواطف میان یک زن و شوهر کرد دارد بسیار تحسین برنگیز است. تنها مخالفت من با تیم بازیگری مهران مدیری است. مهران مدیری صاحب استایل و شخصیتی است، با نادیده گرفتن تاثیر کارهای طنز او بر بیننده، که هرگز نمی تواند جدی تر از خود باشد. اگر چه معلوم است او نیز به اندازه دیگر بازیگران برای این فیلم از جان مایه گذاشته اما یک پزشک واقعی در زمان های ایران جنگ زده نیست. پزشکی است که از امروز به آن زمان ها سفر کرده. و مینا ساداتی نیز در لحن بیان نریشن هایش از خود رها شده بود. مجموع تیم بازیگری در تلاش بودند برای تشکیل یک عاشقانه ایرانی-کردی میان قادر و مریم که از آن سربلند خارج شدند.

*قطره های اشک

ناخواسته در هنگام تماشای این فیلم به یاد اثر «شیرین» ساخته عباس کیارستمی افتادم. اگر در هنگام پخش این فیلم هومن بهمنش یا محمود کلاری را به سالن اکران می آوردند قطعا می توانستند اشک بیشتری برداشت کنند. اما چیزی که همواره در طول فیلم به آن فکر می کردم، فاصله ای بود که میان لحظات تلخ در فیلم نامه قرارداده شده بود. اگرچه ذات فیلم از روی یک معماری جنگی و تراژیک گرفته شده اما به بیننده این فرصت را نمی دهد که بداند برای چه کسی عزاداری می کند. شاید دلیلی که نمی توان این فیلم را یک اثر صد در صد سینمایی برشمرد این موضوع باشد که فیلم با قصد تاثیرگذاری بر مخاطب ساخته شده؛ البته که همه آثار هنری و فیلم ها برای برانگیختن احساسات ساخته می شوند اما برانگیختن بخشی از هدف آنها است. این فیلم با جاری کردن اشک بر گونه های مخاطب تنها به پالایش روح دست پیدا می کند و هیچ راه حلی برای ارائه یک مسئله بیان نخواهد کرد. جا دارد یک بار دیگر این گفته محسن مخملباف را یاد آور شوم که: «سینمای ایران فیلم تولید نمی کند بلکه کارگردان تولید می کند» هرچه بیشتر در سینمای ایران جلو می روم به این حقیقت بیشتر نزدیک می شوم که سینما در ایران امری است اعتقادی و نه ایمانی. در واقع مهدویان کسی است که سینما را بلد است و با فرم سینمایی حرفی می زند که بر مخاطب امروز در جامعه ایرانی تاثیر بگذارد اما حرف او باور او نیست. او در کارنامه خود فیلمی به نام «شیشلیک» و سریالی به نام «زخم کاری» دارد که شاید به باور او نزدیک تر باشند. به همین جهت است که در سینمای ایران نمی توان دنبال فیلم گشت و صرفا باید کارهای فیلم سازی را دنیال کرد که به اعتقادات فردی یک جامعه چندوجهی نزدیک باشد. باید این اعتراف را کرد که مهدویان با «درخت گردو» ثابت کرد که می تواند تاثیر گذارترین این فیلم سازان باشد.

نویسنده: علی رفیعی وردنجانی


نقدهای مرتبط با این اثر

علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
آخرین دوئل (The Last Duel)
   آخرین دوئل ساخته رایدلی اسکات فیلمی شریف درباره انسانیت است که جذابیت آن به زنانگی های زیرمتن مرتبط می شود. مبارزه یک زن برای استرداد نفس پاک خود به صورتی در این اثر نمود پیدا کرده که توحش در قرون وسطی را توجیه می کند. این مهمترن پیام فیلمی است که می خواهد از حقوق انسانی یک زن حرف بزند. مسئله ای که در فیلم مطرح می شود با توجه به آن که از روی داستانی اقتباس شده روایت دیروز و یا امروز نیست. تصادفی است که در هر زمان و در هر جغرافیایی به اشکال...ادامه مطلب
علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
آتابای
   آتابای نیکی کریمی قصه دوست داشتنی دارد اما حرف سینمایی ندارد. نماهای بلند فیلم تداعی کننده فیلم هایی چون: «بازگشت» آندره زویاگینتسف، «کشتزارهای سپید» محمد رسول اف و «دشت گریان» آنجلوپلوس است. البته که هیچ کدام از نماها شکوه دراماتیک ایجاد نمی کنند و صرفا جهت پرکردن احساسات بصری در فیلم برداشته شده اند. در نمایی که Track Back و Pan از دوربین را داریم و سیما روبه غروب خورشید ایستاده و باد چند تار مویی که از او بیرون است را به رقص در می آورد،...ادامه مطلب
منصور (Mansour)
   منصور ساخته سیاوش سرمدی فیلمی سر راست است که در زیرمتن و گرایش سیاسی گم شده. فیلمی که اگر شخصیت قهرمانش یک تیمسار نبود شاید هیچ وقت به نمایش در نمی آمد. برای تمام کسانی که مانند من در نیروی هوایی خدمت کرده اند این فیلم می تواند تداعی گر نوستالژی های ژست گرفتن کنار جت جنگی باشد و اقتدار تلطیف شده تیمساری که قبل از یک ارتشی بودن انسان است، زیباست. شاید این موضوعی است که تا به حال در سینمای ما به طور واضح به آن پرداخته نشده. من بارها در...ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
گشت ارشاد 3
بهنام بانی و شادمهر عقیلی هرچند بلحاظ موسیقایی، کاملا متفاوت از یکدیگرند ولی در تجربه بازیگری یک وجه اشتراک دارند که به نوعی خوش‌شانسی آنها محسوب می‌شود.ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
پسر - مادر (son - mother)
«مهناز محمدی» کارگردانی خوش‌سلیقه است که شوق او برای پرداختن به مسائل اجتماعی مرا به یاد «رخشان بنی اعتماد» می‌اندازد. او یک گروه فنی بسیار حرفه‌ای را در کنار خود دارد. یکی از آنها فیلمبردار «پسر-مادر» یعنی «اشکان اشکانی» است که موقعیت‌های ساده را نورپردازی خلاقانه‌ی خود تبدیل به سکانس‌های رویایی می‌کند و اتمسفری خلاقانه را به فضای فیلم می‌بخشد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده