ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم متری شیش و نیم, فیلمی با شروع و قهرمان عالی، پایانی بسیار بد و ضدقهرمان به شدت ضعیف و یک کاش بزرگ...

امیر صالحی
۳ ماه پیش - ۶ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

متاسفانه سعید روستایی علی رغم تمام تلاشش نتوانست فیلمی در حد و اندازه های مورد انتظار خلق نماید. فیلم بسیار عالی شروع میشود، با یک سکانس اغازین نفس گیر و پرهیجان! در ادامه با کاراکتر و نقش پیمان معادی به عنوان پلیس اشنا می شویم که براستی خوب از کار در اومده. نه تنها خود معادی، بلکه کلیت پلیس های فیلم خیلی خوب و درست در اومدن و کارگردان با یک سری موقعیت های خوبی مانند موقعیت اول فیلم، موقعیت پیدا کردن ماده مخدر در لباس آن خانم، جدیت و تیزی و...

متاسفانه سعید روستایی علی رغم تمام تلاشش نتوانست فیلمی در حد و اندازه های مورد انتظار خلق نماید.


فیلم بسیار عالی شروع میشود، با یک سکانس اغازین نفس گیر و پرهیجان! در ادامه با کاراکتر و نقش پیمان معادی به عنوان پلیس اشنا می شویم که براستی خوب از کار در اومده. نه تنها خود معادی، بلکه کلیت پلیس های فیلم خیلی خوب و درست در اومدن و کارگردان با یک سری موقعیت های خوبی مانند موقعیت اول فیلم، موقعیت پیدا کردن ماده مخدر در لباس آن خانم، جدیت و تیزی و برندگی پلیس را به ما نشان میدهد و ما را به جهان فیلم می کشاند.


اما همین جا یک ایراد کوچک به چشم میاد، قشنگ کارگردان نشان میدهد و چنین حسی به من بیننده میدهد که بواسطه منابع مالی زیاد در اختیار (بدلیل موفقیت فیلم ابد و یک روز و یک تهیه کننده پولدار) خیلی دست و دل باز صحنه هایی با پروداکشن سنگین را از معتادین به ما نشان میدهد و دوربین بهمنش هم تمام توان خود را به کار می برد که به ما بگوید (با حرکت هایی از بالا و گرفتن لانگ شات)، عظمت صحنه را نشان دهد و بگوید ببینید چه دکوری و چقدر زحمت کشیده شده برای این صحنه ! که به نظر شخصی من تا حدی زیادی است و از فیلم بیرون میزند.


اما بگذریم این ها مشکل فیلم نیست.


مشکل فیلم دقیقا اونجایی است که کارگردان بعد از یه پلیس خوب و خاکستری (معادی) به سراغ کاراکتر منفی خود ناصر خاکزاد (نوید محمدزاده) میرود و دقیقا از همین جا مشکل فیلم و فیلمنامه آن شروع میشود.


قرار است ناصر یه شخصیت منفی (گنگستر) خاکستری (شبیه پلیس خاکستری باشد- پلیس قهرمان با ویژگی های منفی خاص خود و ناصر خاکزاد ضد قهرمان با ویژگی های مثبت خود) باشه ولی به هیچ وجه در نیومده و به شدت مشکل داره که در زیر به مشکلات این شخصیت اشاره میکنم:


1- کاراکتر ناصر در فیلم موقعی که به بیننده معرفی میشود خودش را کشته و به قول خود ناصر در فیلم یک ساعت پلیس دیرتر امده بود مرده بود. در نماهای بعد دستگیری ناصر، ناصر را دست بند خورده به میله های بازداشتگاه می بینیم که به معادی پیشنهاد رشوه 4 میلیاردی میکند که نجاتش دهد؟؟؟؟ باورکردنی نیست، تو داشتی خودکشی می کردی و خب طبیعتا فرقی برات نمیکنه که پلیس دستگیرت کنه و مثلا بخواد اعدامت کنه ! تو مرگ رو انتخاب کردی و حالا بخوای برای بیرون رفتن تلاش کنی؟ چرا؟ (خود کاراکتر ناصر هم در انتهای فیلم به این موضوع اشاره میکنه) تمام تلاش هاش برای رشوه و خارج شدن از اونجا بعد اون صحنه خودکشی یه شوخی بی مزه میرسه و اصلا باور پذیر در نیومده.


کل موتیو های فرار و در رفتن ناصر به نظر من به همین دلیل ساده در نیومده و باور پذیر نیست. اساسا کسی که تصمیم خودکشی گرفته، هر تلاشی برای رهایی از مرگ براش شوخیه


1-1 به هیچ وجه چه در این صحنه چه در صحنه های بعد تلاش برای نشون دادن اینکه معادی ممکنه پلیس رشوه بگیر و اجازه بده ناصر در بره باشه و اینا در دکوپاژ و میزانسن ها در نیومده، شاید قصد کارگردان هم این نبوده، ولی اساسا مطرح کردنش با این تاکید و با اینقدر زمان گذاشتن هم به نظر اشتباهه! اگر برنامه اینه که نشون بدیم داره دستش میندازه معقوله ولی وقتی باز بهش بر میگردیم و روش تاکید میکنیم واقعا دیگه اشتباهه ! اما اگر در انتهای فیلم و وقتی میخوایم پلیس رو گیر بندازیم از دید قاضی از این صحنه ها استفاده کنیم باز منطقی است ! ولی هیچ کدوم استفاده نمیشن متاسفانه


2- ناصر خاکزاد کیست؟ بین بیننده ها تفاوت نظر هست. یک سری دوستان مثل اقای فراستی معتقد هستند، گادفادر (و هم قد معادی) و یک سری دیگر معتقد هستند که سرکرده یک باند. به هر حال چه گادفادر چه سرکرده باند، ایا ته قدرتش به عنوان یک بدمن قوی، اینه که میتونه یه تلفن گیر بیاره تو بازداشتگاه و به براردش وحید بگه برو به ژاپنی (اسمش یادم نیست ولی رییسش محسوب میشه) بگو من رو ازاد کنن از اینجا؟ یا همش لات بازی در بیاره و صداش رو بالا ببره ؟؟ همین این ته بدمن ماست در مقابل اون کاراکتر قهرمان بسیار خوب و قوی ما با بازی معادی! حیف و صد حیف


 مقایسه کنین ناصر خاکزاد رو با گادفادر و بدمنی مثل کاراکتر جک نیکلسون تو فیلم Departed وحتی بدمنی مثل مت دیمون تو همون فیلم که یک دست پایین تر از جک نیکلسونه! مثلا میتونست این کاراکتر ناصر کسی باشه که چند پلیس فاسد براش کار بکنند در زندان و کارهایی را به نفعش بکنند و ... ولی جدا بی زوره و جون نداره و همه ادعاهاش و ژست هاش مسخره به نظر میرسه


واقعا باعث تاسفه که اینقدر سطحی نگاه شده به کاراکتر ناصر و در نیومده


3- فاجعه بار اونجایی است که در یک سکانس و میزانسن و دکوپاژ بسیار بد و سر یه بغض که ناصر سر اینکه من بچه کش نیستم (برای اینکه نشون بدیم این کاراکتر خاکستری است و برخلاف یه بدمن کلاسیک، بدمن ما انسان است و اصول خودش را دارد) ادرس رییسش ژاپنی رو لو میده!!!!!!!!!! به هیچ وجه به هیچ وجه این سکانس در نیومده، با اینکه از قبل تلاش شده بود، که این بحث بچه کش بودن یا نبودن ناصر به عنوان یک پیچش داستانی مطرح شود (مانند رشوه گیر بودن یا نبودن معادی) این هم در نیومد و برای همین لو دادن ژاپنی توسط ناصر و بغض هاش هم بیش از اینکه باورپذیر باشد به شوخی شبیه می مانند. واقعا یک تبهکار حرفه ای سر یک موتیو بچه کش نبودن و نه پس از شکنجه های فراوان مثلا یا یک تله بسیار هوشمندانه پلیس، به همین راحتی بغض میکند و ریسش را لو میدهد؟؟؟؟؟؟؟؟ 


4- اما داستان براستی از کی می افتد؟ (البته میگویند 20 دقیقه از فیلم و بازی معادی از فیلم خارج شده) از وقتی که فیلم در انتها، کاراکتر پلیس (معادی) را به کل رها میکند و بر همین کاراکتر بی جون بی منطق و نچسب و ناجور و متاسفانه زیادی خاکستری (که از ورطه به ظاهر خاکستری بودن از قدرت بدمن خود کاسته و ضعیف شده) و پر از تناقص ناصر که در بالا اشاره کردم، متمرکز میشود و سعی میکند ما را با این کاراکتر اشنا کند. هر چه کاراکتر پیمان معادی در ابتدای فیلم قوی جذاب محکم و میخ کوب کننده است، کاراکتر ناصر ضعیف و بی جون است. سرنوشتش برای بیننده مهم نیست، اعدامش برایش مهم نیست. حتی بغض هایش هم مهم نیست،  حرفهایش و حتی تلاش کارگردان برای اینکه ناصر با این پول برای خانوادش خونه خریده و ... و تا حدی به نظر تطهیر میکنه ناصر رو و میخواد بگه با بخشی از این درامد غیرقانونی قصد کمک به خانوادش داشته (که البته ان هم راه به جایی نمی برد و یه شعاری میدهد که ببینید مال حرام راه به جایی حتی برای کار خیر نمی برد)، هیچ کدام حسی در بیننده ایجاد نمیکند. اساسا بیننده اون خانواده که یک دفعه در اخر فیلم در سکانس زندان وارد میشود و فقط ضجه و ناله میکند به شدت کاریکاتوری و دستوری است و حسی به ادم نمیده. 



سکانس پشت سکانس از ناصر، یک سکانس با وکیل یک سکانس با خانواده یک سکانس با وکیل و ... واقعا خسته کننده و یکنواخته! بغض های ناصر بیش از اینکه درگیر کننده باشد بی حس است و صرفا بیننده با خود میگوید باشه همون کاراکتر نوید همیشگی باشه ! 


شما بار حسی صحنه اعدام ناصر را مقایسه کنید با صحنه اعدام همین نوید در فیلم من عصبانی نیستم در انتهای فیلم! واقعا این کجا و آن کجا!


کاش فیلم با همان پیمان معادی ادامه می یافت. و به نظر میرسد روستایی مرعوب نام بزرگ نوید محمدزاده شده (در حالیکه مرعوب نام پریناز ایزدیار به درستی نشد و نقشی کوچک  و بدرستی اندازه بهش داد) و انگار گویی تلاش کرده سکانس هایی از جنس سمیه نرو ابد و یک روز برایش بنویسد، که بغض کند، صدایش را بالا ببرد که نوید هنرش را نشان دهد و یک جوری دلجویی کند ازش که نقش ناصر خاکزاد نقش فرعی در مقابل نقش پلیس نشود، و تلاشهایش به شدت نا امید کننده، تو ذوق زن و ضعیف است. یک بدمن ضعیف ( که از دید کارگردان خاکستری و چند بعدی است ولی براستی ضعیف است) کل فیلم را از ریتم می اندازد.


5- یک کاااااااااااش بزرگ ! یک موقعیت شاهکار را روستایی براحتی از دست داد، صرفا به خاطر سکانس های ضعیف ناصر خاکزاد و دلجویی در انتها. میدونم اینکارم نقد نیست ولی خب دوست دارم بگم 


در صحنه دادگاه، وقتی معادی جدی جدی سر دزدی مواد مخدر از خونه ناصر پاکزاد گیر میکنه و همکارش هم بر این ظن تاکید میکنه و قاضی مجبور میشه دست بند بزنه بدست معادی ! موقعیت عالی و بی نظیره و وای که کاش روستایی قدر این موقعیت رو میدونست


اما چی کار میکنه در عوض روستایی ! معادی زنگ میزنه به همکاراش، فیلم تحویل جنس ها رو میاره و ثابت میکنه به همین راحتی که خب دیدین پس اشتباه میکردین من راست گفتم و اینا و به همین راحتی این موقعیت طلایی از دست میره و حیف میشه ! واقعا باورنکردنی و اعصاب خورد کنه ! همین یه اتهام و کلی زمینه سازی بعد با دیدن یه ویدیو حل شد مشکل و همه میرن خونه هاشون؟ این همه پلان و تلاش برای گیر انداختن معادی و بعد به همین راحتی تموم میشه و میگیم خب باشه برو خونت.


اما من بودم این موقعیت رو چه طور می نوشتم؟


معادی دست بند زده می شود در همان موقعیت ناصر، معادی به همکارانش زنگ میزند که ویدیو های تحویل جنس را بیاورند ولی در کمال تعجب می شنود که ویدیویی وجود نداره و ویدیوهای موقع تحویل جنس پاک شده است. معادی کلافه می شود، تمام راه هایی که برای اثبات حقانیت خود باید طی کند میرود ولی به در بسته میخورد! قاضی او را به زندان می فرست، به همان زندانی که ناصر و اکثر تبهکارانی که دستگیر کرده اند هست، در انتها ناصر میرود که اعدام شود ولی با خنده ای تلخ خوشحال است که برای مدتی نامعلوم پلیس را به پشت میله های زندان تبعید کرده است.


موقعیت یک بدمن باهوش که در بزنگاهی مهم قهرمان فیلم را به چنگ می اندازد ولی حیف


-1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است