ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
0
علی مالکی
۱۱ روز پیش - ۵ دقیقه مطالعه
منبعمردم سالاری

نگاهی به سینمای دهه 90

نگاهی به سینمای دهه 90 - روزنامه مردم سالاری 21 اردیبهشت 1391

 دختر لر که پا به سینمای غرب زده ی میهنمان گذاشت ، پارس و ترک و بلوچ به تکاپو افتادند تا سرمایه ی جهانی را وطنی کنند.اما افسوس دیواری که از این سرمایه ساخته شد بس پوشالی بود.
سینما را قشرعام ایرانی ، پیش از انقلاب اسلامی با بازیگرانش میشناخت و بس.  ایران را باید پس از فیلم فارسی های قدیمی، صاحب سبک سینما دانست.
آنجا که نسل من -هرچند در بهبهه ی اصلاح جریان های فکری حاکم بر سینمای فساد زده پیش از انقلاب نبوده است - خوب آشناست با حاتمی ، کیارستمی ،سینایی و کیمیایی ، تقوایی ، شیردل ها و .... که پدرسالارهای سینمای پس از انقلاب بوده اند.از این روست که همواره سینما را پس از تدوین ضوابط فیلم سازی در 1362 ، درک میکنیم . کم نبوده اند کارگردان ها و بازیگران مطرح سینمای درک شده ی ما ، اما آنچه در یادها همواره باقی مانده است، اسامی خاصی هستند که در این مقال ما را به هدفی نو رهنمون میکنند.هدفی فرای آثار امروز و دیروز سینمای ایران ، پیش بینی ای از آنچه باید از سینمای 91 و پس از آن انتظار داشت .
جوان نسل من ، از سینمای دهه ی 60 ، پربارترین سالهایش را، 1364 تا 1368 میشناسد . دوره ی فیلمهایی چون دونده ی نادری و خانه ی دوست کجاست کیارستمی.دوره ای که آن را آغاز دهه ی اول سینمای شکل گرفته ی پس از انقلاب میداند.
آنچه با شنیدن دهه 60 ذهنش را به تکاپو می اندازد سینمای جنگ است . دفاع مقدس ، نه فقط از میهن ، که از آرمان های اسلامی . سینمای مذهب و عرفان و تفقدهای عرفانی . سینمایی که اندیشه نمیسازد ، به اعتقاد می آویزد ."اتوبوس" را در "جاده های سرد" جنگ به" سربداران" میرساند .هدف این سینما ترویج روح خداجویی است . سینمایی که بر پایه ی کارگردان ها استوار میشود و بازیگرانش دیواره هایی میشوند برای کمک به تحمل تمام بار تماشاچی که به دوش کارگردان و نویسنده است .تماشاچی انتظار دارد فقط فیلم خوب ببیند. متوسط ها و بدها را هم به تماشا مینشیند اما خوب میفهمد چه تفاوتی است بینشان . این تفاوت را آنجا فهمید که سینمای پیش از انقلاب جای خود را به سینمای انقلابی داد.
با این وجود دهه 70 ، برایش جلوه گر جنگی زیرپوستی است . این بار نه بین فرشته و شیطان ، که در یک سو عرفان است و سوی دیگر را طنز و ملودرام های اجتماعی سنگر میسازند. سینمای دغدغه های شخصی به نبرد سینمای خداجو میپدازد ، در جشنواره فجر جایزه میگیرد و در اکران ، مجوز توقیف اکران .نسل جوان تغییر کرده و ستاره سازی دوباره رونق گرفته است . پورعرب ها می آیند و کریمی ها . ستاره سازی آرام آرام خود را پیدا میکند .ولی آنچنان ستاره ها کاربلدند که سینمای عرفانی هم نمیتواند آن ها را پس بزند و محصولش میشود "سارا" ی مهرجویی. وزیر عوض میشود ، معاونت تغییر میکند ، سینما یارانه های دولتی را از دست میدهد ،باشد که سینمای عرفانی موفقیتهای گذشته اش را بازیابی کند ،حتی آثار بدیعی چون "بوی پیراهن یوسف" ساخته میشوند ، اما سینمای طنز و ملودرام های اجتماعی با تکیه بر ستاره و ستاره سازی گامهای موفقیت را یکی یکی و به سرعت بر میدارد. همسر میسازد ، لیلی با من است رو میکند و آنقدر خوش ساخت های گوناگون بار میدهد ، تا ایمان بیاورند به آغاز فصل سرد سینمای عرفانی .
 قصد میکند نشان دهد میتواند با رعایت مضمون های فکری معاونت سینمایی فیلم اجتماعی و طنز بسازد.اما در این میان آنچه  سینمای دهه هفتاد به ما نشان میدهد جایگزین شدن ملودرام های اجتماعی است .طنز هزچند هست اما خوش ساخت است و مختصر. ملودرام هایی که کم کم از اواسط این دهه جای سینمای عرفانی را میگیرند ، حرفهایش در سطح است ، هرچند پدرسالارها هر از چند گاهی پدری میکنند برایش و اثری قابل تامل ارائه میدهند ، فرزندانش دغدغه های خوش ساخت میسازند . مشکلات روز جامعه و نسل جوان فرصت عرضه پیدا میکنند . هرچند موضوعات جالبند اما سخن فیلم مستقیم و بی پرده به تماشاچی القا میشود .
یک دهه عمر سینمای عرفانی و جنگ ، جایش را به یک دهه سینمای اجتماعی داده است .اما این سینما آنقدر تلخ است که ناامیدی حاصلش ، شمشیری دولبه میشود بر پایان دوره ی موفقیت هایش.ابتدای دهه دوم ، همه خوشحال بودند که میتوانند بدون ممیزی های سخت گیرانه سخن بگویند،"قرمز" بسازند و "زیر پوست شهر" ،"متولد ماه مهر" را به سینما بکشانند و "شوکران" . "سگ کشی" به راه بیاندازند برای همه نامردمان روزگارشان وتلخی انتقادهایشان را زیر سایه ی سوپر استارها پنهان کنند . اما روند انتقاد ها آنقدر زیاد شده است که سیل جمعیتی که روانه ی سینما میشوند تا "مارمولک" را به نظاره بنشینند ،در کنار موفقیت های طنزهای 90 قسمتی ،همزمان جرقه ای میشوند برای شروع بدترین دوره ی سینمایی کشور.دوره ای که مردم عطای سینمای تلخ را با همه ی سوپر استارهایش به لقایش ببخشانند. 1385-1388 نبرد فیلمهای سخیف با آثار اجتماعی تلخ.نبردی که خیلی زود لقب پر فروش را از "دو زن" و "آژانس شیشه ای"میرباید و به "چارچنگولی" میدهد. نبردی که آنقدر اثر بد به خورد سینمای عرفانی و اجتماعی میدهد که خوش ساختهایی چون "آتش بس" را نیز در خود جای میدهد.
همین است که باعث میشود سینمای عرفانی و جنگ و اجتماعی ، قدرت سه گانه ای شوند برای مقابله با طنزهای بی محتوا .قدرتی که اینبار خوب میداند استواری سینما هرگز نباید بر پایه ی بازیگران باشد . و از این رو شروع به تربیت کارگردانانی میکند که از سوپر استارهای گذشته بازی های شاهکار بگیرد.این قدرت ، پشتوانه میخواهد . صف اولی میخواهد قدرتمند که پشتوانه اش دو نسل از کارگردانهای موفق قبلی باشند تا به سادگی زمین نخورد.
آری ، سینمایی که امروز انتظار قوتش را داریم ، از اواسط همان 88 پا گرفته است .آنجا که سه قدرت علیه یک قدرت متحد شده اند و روز به روز پیشرفت کرده اند . "سیزده 59" را ساخته اند و "درباره ی الی" ، "گزارش یک جشن" را و "جدایی نادر از سیمین "را.
آنچه که ما را به دهه 90 امیدوارتر از گذشته میکند ، نبوغی است که برای مقابله با طنزهای بی محتوا ، سه قدرت جدا از هم را در یک گروه متحد ساخته است . این را میتوان در اکران های همین یکی دو سال اخیر بیشتر مشاهده کرد. سینمای سخیف آخرین نفسهای خود را بازدم کرده و اکنون از نفس افتاده است و بدون شک لازمه ی طولانی تر شدن دهه ی جدید سینمای ایران چیزی نیست جز ادامه ی همین همکاری سه جانبه . همکاری ای که لازمه ی آغاز شدنش ، کوتاه آمدن از عقاید افراطی هر یک از گروه هاست و همین میشود دلیل گسترده تر شدن دایره ی سفید سینما و تنگ تر شدن خطوط ممنوعه . باید دید معاونت سینمایی چه وجهه ای از خود نشان میدهد ، با اعمال سیاست های ممیزی سخت گیرانه این روند را آهسته تر میکند و یا اینکه به پیشرفت آن کمک میکند .
آنچه بدیهی است باید از سینمای دهه 90 انتظار آثاری را داشت که به درون مایه ی شخصیتی افراد بیشتر توجه کرده و شخصیتهای خاکستری بیشتری را ارائه میدهند .به نوعی میتوان گفت "سینمایی که برای عقاید ساخته شده اش ،اندیشه میسازد نه اعتقادهای تکراری". شخصیتهایی که "نادر" میشوند و "اسکار" میسازند.
هر چه هست ؛به نظر می آید سینمای دهه ی 90 سینمای پرباری است که پی آن را دو نسل از کارگردانهای قوی ریخته اند و ستونهایش قرار است کارگردانهای جدیدی باشند که از سوپراستارهای دیروز، بازیگران تمام حرفه ای (نه تنها حرفه ای) بسازند.
تنها نکته ی نگران کننده ی موجود ، روند کند تربیت بازیگران جوان است .....همین