ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

یادداشتی بر فیلم نور زندگی من, Light of My Life, عشق، رساترین نمود جهان واقع

تارا استادآقا
۶ روز پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه شرق
امتیاز منتقد به فیلم :

   نور زندگی من، اولین ساخته ی داستانی کیسی افلک در قالب آخر الزمانی تصویر می شود که در آن گونه ی بشری ماده به مثابه ی جنسیت زن، در حال انقراض و رو به نابودی است. آخرالزمانی که با تصاویری سرد و یخ زده با رنگ مایه هائی مات و تیره همراه است، اندوه اتمسفری مرگبار را به جهان فیلم تزریق می کند. اتمسفری که ریشه های زیبائی وهمناکی را در خود می پروراند و جهان فرمالیستی فیلم را در خود فرو می برد. فرم سینمائی فوق که در فضاهائی آمیخته با طبیعت بکر، متروک...

  

نور زندگی من، اولین ساخته ی داستانی کیسی افلک در قالب آخر الزمانی تصویر می شود که در آن گونه ی بشری ماده به مثابه ی جنسیت زن، در حال انقراض و رو به نابودی است. آخرالزمانی که با تصاویری سرد و یخ زده با رنگ مایه هائی مات و تیره همراه است، اندوه اتمسفری مرگبار را به جهان فیلم تزریق می کند. اتمسفری که ریشه های زیبائی وهمناکی را در خود می پروراند و جهان فرمالیستی فیلم را در خود فرو می برد. فرم سینمائی فوق که در فضاهائی آمیخته با طبیعت بکر، متروک و انباشته از خلاء خلاصه می شود، انزوای شخصیت ها را در جهانی تاریک و فرو بسته برجسته می کند که تنها نشانه های حیات در آن عشق بی شائبه ی پدر و فرزندی و اتکاء به آئین مسیحیت در قالب کاراکتر تام است. فیلم که پتانسیل نزدیک شدن به فیلم های ژنریک در قالب ژانر علمی-تخیلی را داراست، با هوشمندی تبدیل به یک درام جنائی می شود. درامی جنائی که بر پایه ی مانیفست نهائی فیلمساز و تعریف نمادینش از هنجار و اخلاق به درونمایه ای تماتیک در دل فیلمنامه مبدل می شود. 

 پدر با بازی درونی کیسی افلک به هر ریسمانی می آویزد تا بتواند جان تنها دخترش را نجات دهد و برای به نتیجه رساندن اهدافش از هیچ هنجار غیر اخلاقی مثل قتل در موقعیت دفاع از خود یا سرقت ابائی ندارد. فیلم نور زندگی من همچون همتای دیگرش فیلم Leave No Trace، نوعی زیست نامتعارف را نشانه می رود که در آن عشق، ارتباط و پیوندهای انسانیِ پدر/فرزندی مسئله است. فیلم کیسی افلک سرشار از ریشه های پیوند خونی و ایمان و علاقه ای پاک است که در بطن نگرشی فمنیستی پرداخت شده است. پدر در میان تعالیم اخلاقی اش به رگ به درس بزرگی اشاره می کند که رد پای آن را هم می توان در داستان های تخیلی پیش از خواب پدر برای رگ بررسی کرد و هم در نوع عملکرد پدر و نوع زیستش که با عطوفتی انسانی گره می خورد : یا باید به یکدیگر عشق بورزیم و یا بمیریم. مفهومی حیاتی که در جهانی سرد و متروک، تبدیل به مسئله می شود و هدف غائی از زیستن را آشکار می کند. مضمون فوق که می تواند زوایای دیگری از مفهوم عشق را بارز کند همچنانکه در فیلم Leave No Trace میان تام و پسر همسایه رقم می خورد، در دنیای فیلم نور زندگی من تنها در کشاکش رابطه ی پدر/فرزندی تعریف می شود. از طرفی در نوع شخصیت پردازی پدر به لحاظ پدری همه فن حرف که سعی دارد جان دختر نوجوانش را از گزند مردانی که در جهان فیلم به مثابه ی گرگ هائی درنده خو تصویر می شوند، حفظ کند، با ضعف هائی مواجهیم. ضعف هائی که در پیدایش یک شخصیت پردازی خاکستری با همه ی جهل ها و نقاط مثبتش تصویر می شود. 

 نوع پرداخت نقاط ضعف شخصیت به گونه ای در آپاراتوس سینمائی فیلم افلک حل می شود و با غافلگیری همراه می شود که از فیلم بیرون نمی زند و مخاطب را با خود همراه می کند؛ به این ترتیب با شخصیتی الکن مواجه نیستیم. پدر که برای هر ماجرائی برنامه هائی از پیش تعیین شده بعنوان راه نجات و رهائی طراحی می کند، در سکانس های میانی بی دلیل جان دختر را به خطر می اندازد و او را با خود به شهر می برد و یا به آسانی به مردهای ساکن خانه ی قدیمی مادربزرگش اعتماد می کند و در کنارشان می ماند. در سکانس زد و خورد نهائی نیز پدر بعد از منتقل کردن رگ به بیرون از خانه، بدون هیچ سببیت و منطق علت و معلولی فیلمنامه ای به جای آنکه مثل همیشه به دنبال دخترش برود و از سلامتی اش مطمئن شود، در خانه می ماند و با مردهای جانی دست و پنجه نرم می کند. عکس العمل فوق که از جانب پدر رقم می خورد ما را به سمت یک شخصیت پردازی پیچیده سوق می دهد که تا پیش از این برایمان ناشناخته است و در طراحی شخصیت تا بدین جا تنها با هوشمندی، قدرت و سرعت عمل پدر برای رهائی از مهلکه های پیش رو در کاراکتر مواجه شده ایم. پدر که شخصیتی پیچیده و متغیر است به واسطه ی گذشته ی تراژیکش که با مرگ همسر گره می خورد و موقعیت های بحران زای پس از آن که به حفاظت از جان دختر محبوبش می انجامد، به شخصیتی سیال مبدل می شود که مدام در چالش های پیش رویش در حال تغییر و دگرگونی است. اتفاقات و حوادث زندگی آن قدر در کاراکتر پدر تأثیرگذار هستند که او را به شخصیتی غمگین، تودار، مطمئن و پروبلماتیک تبدیل کرده اند. 

 پدر در نهایت نیز همچون قصه ی جذاب گولدی و آرت، از اتصال حلقه های نامرئی و جامانده ی قصه و سرنوشت واقعی زندگی خود و رگ ناتوان و ناکام می ماند و با استیصال به رگ پناه می برد که همچنان که از او کوچکتر و ناتوان تر است اما با هوش ذاتی و آرامش درونی اش می تواند شرایط را آرام کند و پدر را در ماجراجوئی های عاشقانه اش همراهی و به نتیجه برساند. پدر در سکانس پایانی که در آغوش رگ آرام می گیرد و در استیصال و بریدگی محض می گرید، به نوعی خودبازدارندگی دست می زند. موقعیتی که در آن قادر به پذیرش دنیای مرسومی که در آن می زید نیست و در عین حال نمی تواند از آرمان ها و ارزش های راستین انسانی اش نیز دست بکشد. خودبازدارندگی فوق در جهان روائی فیلمنامه با مفهوم پختگی مردانه گره می خورد. افلک در فیلم نور زندگی من، نوعی بی خانمانی و بیگانگی انسان را در جامعه ی مدرن به تصویر می کشد که از فساد و تمدنی نازا و منحط زاده می شود. موقعیتی هولناک و پیشگویانه که باشتابی فرساینده در سرتاسر کره ی زمین در حال پیش روی و گسترش است.


پی نوشت:

قهرمان پروبلماتیک: از دیدگاه لوکاچ و گلدمن، قهرمان پروبلماتیک، فردی مسئله دار، بی آینده، معترض و پر مشکل است که در جهانی تباه، جویای ارزش های کیفی و اصیل انسانی است. قهرمان پروبلماتیک منتقد و مخالف جامعه است و به این سبب به حاشیه رانده می شود.

1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است