5
افشین علیار
۲ ماه پیش - ۵ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند

نقد فیلم نگار, Negar, بازی با فرم

امتیاز منتقد به فیلم :

در فیلم نگار میزانسن ها دکوپاژ شده و یکدست به نظر می رسند که مشخص است این دکوپاژ از نگارش فیلمنامه به اجرا تبدیل شده در شکل گیری داستان های معماگونه اجزای قصه باید مانند یک پازل در کنار هم قراربگیرند که در نگار اجزای قصه با فرمی مشخص در کنار هم چیده شده است...

  

نگار فیلمِ جذابی است اما این جذابیت رابطه ی تنگاتنگی با سلیقه ی تماشاگر دارد، رامبدجوان در چهارمین فیلمش کوشیده تا در فضای تجربی قصه گویی کند اساسا نگار با فرم شکل گرفته، فرمی که چندان عجیب و غریب نیست و جوان توانسته با بسترسازی مناسب قصه گویی کند، از آنجایی که این قصه از دل فرم بیرون می آید امکان دارد سلیقه ی تماشاگر عام نباشد به همین دلیل جوان با فضا و موقعیت سازی قصه اش را به تصویر کشیده است. قالب و چارچوب نگار با پیچیدگی هایی همراه است فضای معماگونه و وهم آلود به جذابیت اثر افزوده است اگر چه نگار فرم گراست اما به هیچ وجه محتواگریز نمی باشد چرا که فرم باعثِ نظم در چیدمان قصه شده به همین دلیل تماشاگر با جزئیات فیلم می تواند ارتباط برقرار کند؛ نگار از جزئیاتِ بهم پیوسته به نتیجه ی نهایی می رسد، تماشاگر مشتاق ست تا بداند فرامز ولیان چگونه به مرگ رسیده است نگار پیش بینی پلیس در رابطه با مرگ پدرش را قبول ندارد و باور نمی کند که پدرش خودکشی کرده باشد ؛ فضای فیلم میانِ خیال و واقعیت در تعلیق است و نگار در خیال پرسه می زند گاهی نگار و پدرش دو روح می شوند در یک جسم و این نشانی از واقعیت و بحرانی ست که فرامرز ولیان در آن قرار داشته، حالا نگار به دلیل نقد کردن چک پدرش با شریک فرامرز ولیان درگیر می شود ، این آغاز مسیر داستان است و شروع فیلمی در فضای سیال ذهن و رخداد های غیرخطی که با یک هدف منسجم مسیر درستی را طی می کند مسیری که نگار نقش اساسی در آن دارد و قصه با چارچوب های مشخص نگار را وارد مخمصه یی راز آلود می کند، لحن فیلم به خواب شباهت دارد آدمی که می تواند در کالبدی دیگر قرار بگیرد و پرده از یک راز بردارد، فیلم نگار با همین لحن پیش می رود با استفاده از لحن فرمیک به ابعاد قصه می پردازد و ابعاد قصه بی هدف گسترده نمی شود ، نگار به عنوان دختر فرامرز ولیان می خواهد به چگونگی مرگ پدرش پی ببرد به همین جهت با بهتاش و رضا درگیر می شود، رخداد های ذهنی نگار با ذهن پدرش درگیر می شود و در خیالی عجیب چگونگی مرگ پدرش را می بیند ، نگار به نوعی خواب گرد است که در خیال و واقعیت زندگی می کند ، اتمسفر فضا دنیای عینی را به ذهنی گره زده است تا نگار پرده از راز مرگ پدرش بردارد.

نگار جز آن دسته از فیلم هاست که نباید آن را با منطق دراماتیک تطبیق داد زیرا این فیلم به دلیل فرمالیستی بودن و نوع روایتش و ایجاد فضاپردازی اش به یک فیلم نسبتا هنری شباهت پیداکرده که شاید ضد جریان باشد این ضدجریان بودن و بی منطق بودنش در بعضی از سکانس ها به کلیت فیلم آسیب وارد نکرده چرا که فیلم نگار به سبب داستان پردازی که دارد توانسته با فرم گرایی به یک اثر خاص تبدیل شود اثری که می تواند توجه تماشاگر عام و خاص را به خودش جلب کند، المان و عناصرهای فیلم به تماشاگر گوشزد می کند که نگار یک فیلم معمولی نیست ، نگار فارغ از الگوها و پیش فرض های پیش بینی شده  در شکلی جدید به تصویر درآمده است، نگار نمی خواهد مثل فیلم های دیگر از نقطه ی Aبه B برسد نگار با بستر سازی مناسب در قالبی خاص داستان گویی می کند، این فضاسازی ها و ترکیب های رخدادی ذهنی نگار است که به فیلم شکل می دهد رفت و آمدهای ذهنی نگار درهم پیچیده شدن ذهن نگار و پدرش نشانه یی از قصه یی مدرن است که البته به مدرن یا لحنِ روشنفکرانه  نمی رسد به طور مثال نگار را مقایسه کنید با اژدها وارد می شود! همانطور که گفته شد نگار تنها در فرم خلاصه نمی شود زیرا که این فیلم از زمان نوشتن فیلمنامه با همین اصول نوشته شده و نویسنده سعی کرده فیلمنامه ی نگار را بر اساس چیدمان ذهنی به نگارش درآورد از همین جهت نگار مانند اژدها وارد می شود پُزِ روشنفکری نمی دهد و جوان از فرم استفاده ی بصری کرده است تا بتواند به محتوایش بپردازد ایجاد قصه و گره افکنی منطقی نقش مهمی در موفقیت یک فیلم دارد اما وقتی یک فیلمساز فیلمنامه اش را با رعایت اجزای ساختاری می نویسد در اجرا موفق هم است چرا که هنگام نوشتن فیلمنامه تک تک نماها با منطق فرمیک نوشته شده و در چنین فیلم هایی منطق در فرم ایجاد می شود و فرم کارکرد اساسی در ساختار نماها یا سکانس ها دارد اما فارغ از نگاه سانتی مانتالیسم در بوجود آور فرم،این مسئله در نگار رعایت شده  منطقی که به بافت ماجراجویانه ی فیلم کمک بسزایی کرده است، جوان توانسته با ایجاد تعلیق نگار را در شرایطی قرار دهد که نمی داند در کالبد پدرش به سرمی برد یا خودش است، رهایی از خویش وارد شدن به دنیای ذهنی و سیال بودن در ذهن، نگار را به یک شخصیت ماورایی شبیه کرده است، شخصیتی که می تواند در همه جا حضور داشته باشد چهره ی حیرت زده ی نگار در بعضی از نماها این دنیای وهم آلود فیلم را واقعی جلوه داده است.

در فیلم نگار میزانسن ها دکوپاژ شده و یکدست به نظر می رسند که مشخص است این دکوپاژ از نگارش فیلمنامه به اجرا تبدیل شده در شکل گیری داستان های معماگونه اجزای قصه باید مانند یک پازل در کنار هم قراربگیرند که در نگار اجزای قصه با فرمی مشخص در کنار هم چیده شده. فیلمبرداری بهرام بدخشانی فیلم را جلا داده است به طوری که قاب های ساکن و حرکت های دوربین اضافی و بی کارکرد نیستند و اساسا در بعضی از سکانس ها با اینکه دوربین روی دست قرار دارد اما به تمرکز تماشاگر خدشه وارد نمی شود، تدوین بهرام دهقانی باعث تداوم ریتم در اتصال نماها شده است اتصال نماها و حفظ ریتم در چنین فیلم هایی که محوریت ذهنی دارند سخت به نظر می رسد اما بهرام دهقانی با کات های مناسب توانسته تاثیر نما را به تماشاگر انتقال بدهد در سراسر فیلم یک کات یا اتصال بی مورد دیده نمی شود . بعد از تدوین موسیقی کریستف رضاعی به فضای فیلم عمق داده است بازیگر در نمای کلوزآپ قرار دارد و ملودی های متناسب با نما در پس زمینه به گوش می رسد ملودی ها طوری ساخته شده اند که با حسِ نما یا سکانس منطبق اند، این فیلم یک نگار جواهریان خوب دارد که توانسته قالب شخصیت را درک کند ترکیب صورت جواهریان در نماهای کلوزآپ با ترس و واهمه یی همراه است که نشانگر حالت درونی این شخصیت است، جواهریان در این فیلم فراتر از نقش های دیگرش ظاهر شده چرا که فیلمنامه نویس با توجه به میزان پتانسیل این بازیگر شخصیت نگار را خلق کرده، اساسا زمانی که یک شخصیت از قبل برای یک بازیگر نوشته می شود در زمان اجرا بازیگر می تواند به بهترین شکل آن را ایفا کند جواهریان در این فیلم با تمام اجزای بدنش بازی می کند حتی با چشمانش که در بعضی از نماها تنفر و نفرت در آن دیده می شود، این نقش برای نگار جواهریان در کارنامه ی هنری اش یک شوک محسوب می شود ، این شوک به سطحِ بازی جواهریان افزوده است،  بقیه بازیگرها مثل فروتن، پسیانی و مانی حقیقی توانسته اند بازی های مورد قبولی را ارائه کنند فیلمنامه ی منسجم و کارگردانی استاندارد اجزای ساختاری فیلم را اصولی می کند این اصول حتی در نوع بازی بازیگران هم تاثیر می گذارد. رامبد جوان بعد از فیلم هایی مثل اسپاگتی در هشت دقیقه یا ورود آقایان ممنوع دست به تجربه یی زده است که اگر چه رگه هایی از سینمای غرب در آن دیده می شود اما نگار در جایگاه خود یک اثر تجربی با حال و هوای خاص محسوب می شود، نگار اثری جذاب و جسورانه و پر از جسارت است آیا همچین فیلمی می تواند ساخته ی رامبد جوان باشد؟ فیلمساز و برنامه سازی که قبل از این، فیلم های کمدی ساخته است و در تلویزیون خندوانه می سازد چگونه نگار را با این گونه فضاپردازی با این نگرشِ فرمالیستی ساخته است؟ رامبد جوان در تجربه یی جدید در سینمای ایران توانسته با فرم بازی کند و توانسته به آن دنیای ذهنی و خیالی نزدیک شود دنیایی عجیب و وهم آلود که تماشاگر را برای دیدن دوباره ی فیلم ترغیب می کند. 


مسعود پریوز
یک ماه پیش
در برخی نوشتارها آمده بود این فیلم فضایی پست مدرن دارد آیا می توان چنین فیلمی را در سبک پست مدرن قرار داد؟
پاسخ
مسعود پریوز
یک ماه پیش
من با نقش مانی حقیقی در این فیلم مشکل داشتم که بسیار ضعیف کار کرده و همچنین در برخی جاها بازی نگار جواهریان اصلا در حد چنین فیلمی نیست یک اشاره کوچک داشته باشم به سکانس پایانی فیلم کسی که کار با اسلحه را وارد نیست چگونه می تواند این چنین در اواخر فیلم ظاهر شود؟
پاسخ

نگار دختر خانواده ای نیمه مرفه و اصیل است. پدر او در یک معامله اقتصادی شکست خورده و به خاطر فشارهای زیاد مرده است. این تحلیلی است که پلیس نسبت به مرگ او اعلام می کند. اما نگار این تحلیل را باور ندارد و تصمیم می گیرد که روزهای آخر پدر را مرور کند تا به اصل ماجرا پی ببرد