0
کامبیز شایان فرد
۱۰ روز پیش - ۲ دقیقه مطالعه
منبعبانی فیلم

نقد فیلم سلما, Selma, هویت بخشیدن به فرد

امتیاز منتقد به فیلم :

در چنین فیلم هایی که به زندگی اشخاص مهم تاریخی می پردازند،بدیهی است که نقش بازیگر از اهمیت بالایی برخودار می شود و فضای زیادی را برای بازی بازیگران، مهیا می کند...

شیوه ای که آوا دوورنی کارگردان فیلم سلما، پیش گرفته،ضمن نشان دادن روند تدریجی و رو به موفقیت جنبش مارتین لوتر کینگ ،از وی قهرمانی باورکردنی و قابل احترام ساخته است.یعنی به جای ترکیب متفاوت  مونتاژی و رفت و برگشت های زمانی که سبب می شود،روش های تکنیکی به القای پر پیچ و خم شدن روند منجر به تصویب قانون حق رآی جنبش حقوق مدنی در کنگره آمریکا بیانجامد،مسیری خطی از تصمیمات عاقلانه لوتر کینگ را نشان داده که با گذر از سه مرحله یا سه راهپیمایی به موفقیت می رسد و بیننده ؛ بیننده ای که صرفا می خواهد فیلم را همچون سایر فیلم ها به عنوان محصولی سرگرم کننده دنبال کند،بی هیچ دغدغه ای آن را درک و هضم می کند.سازندگان در پرداخت شخصیت مارتین لوتر کینگ نیز به درستی عمل کرده‌اند ،یعنی جنبه های ترحم انگیز مربوط به خود کاراکتر را حذف کرده‌اند که مهمترین اش،حذف ترور او از فیلم و داستان است.ما تا پایان لوتر کینگ را ایستاده و مصمم می بینیم.علاوه بر اینکه موفقیت راه او به وضوح با سخنرانی پرزیدنت جانسون و کوتاه آمدن اش از مواضع قبلی،نشان داده می شود،خود لوتر کینگ هم تا پایان هست و با اینکه در حین آن نطق گیرا ،به صورت زیرنویس سرنوشت او و اطرافیانش نوشته و آینده آنها گفته می شود،اما این تصویر سخنرانی پرصلابت اوست که پایان بخش فیلم است. در واقع تلاشی که لوتر کینگ انجام داد تنها همبستگی بین سیاهپوستان نیست،بلکه هویت بخشی فردی به تک تک آنهاست که در فیلم به آن اشاره می شود،اینکه هنگام رآی دادن بتوانند نام خود را هم ذکر کنند.
در چنین فیلم هایی که به زندگی اشخاص مهم تاریخی می پردازند،بدیهی است که نقش بازیگر از اهمیت بالایی برخودار می شود و فضای زیادی را برای بازی بازیگران، مهیا می کند. در فیلمی مثل سلما ،مشکلاتی در استفاده از ستاره وجود دارد.اول اینکه باید ستاره ای باشد سیاهپوست و دوم شباهت ظاهری هم با شخصیت واقعی داشته باشد.به نظر در میان ستارگان سیاهپوست مرد امریکایی ،چنین کسی به سختی پیدا می شود. دیوید اویلو، اما انتخاب فیلمساز است که شباهت‌هایی با مارتین لوتر کینگ دارد.اویلو بر اساس قابلیت فیزیکی و بیانی که مشخص است با دیدن نطق های واقعی لوتر کینگ،به آن نزدیک شده‌است،عمل کرده و وزن و هماهنگی لازم را به دست گرفته‌است. دوربین هم از این پویایی حرکات بدنی و دست های او و نگاه هایش، به خصوص هنگام نطق ها که عصبیت توام با عزم هم،در آن هست،استفاده می کند.اویلو از طریق تغییر چهره و رفتار به زندگی و درون لوتر کینگ نزدیک شده‌است و حتی در نماهایی که دوربین در خانه روی چهره او و به خصوص در حالت نیم رخ و در فکر،مکث و زوم می کند،پرسونایی قابل درک و با فاصله از شخصیت خود بازیگر می سازد.به نظر می رسد این ،از آن دست نقش هایی است که تا ابد برای دیوید اویلو خواهد ماند و همواره تماشاگران او را با نام مارتین لوتر کینگ به یاد خواهند آورد و خواهند شناخت.
فیلم سلما در دسته ای از فیلم ها قرار می گیرند که به  Blacxplotion  معروف اند.یعنی فیلم هایی که داستانی را درباره سیاهپوستان و برای سیاهپوستان و به وسیله عواملی که غالبا سیاهپوست اند، می سازند. آوا دوورنی نیز همانند اسپایک لی،جولی دش یا لی دانیلز که با فیلم پرشس چندین اسکار هم گرفت،در این گونه حالا دیگر شناخته شده، کار می کند و باید دید فیلم های بعدی اش مثل سلما خوب و دیدنی خواهند ماند یا …؟
 



این فیلم درباره مبارزه طولانی و خستگی ناپذیر مارتین لوترکینگ برای کسب حقوق شهروندی و حق رای برای سیاه‌پوستان آمریکا است.