ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

یادداشتی بر فیلم ابد و یک روز, Life and a Day, زندگي يك محكوميت تمام نشدني است

سحر عصر آزاد
۵ سال پیش - ۲ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه سینما

ابد و يك روز" نخستين فيلم سينمايي كارگردان سعيد روستايي است كه بر اساس فيلمنامه اي به قلم خودش به تصوير درآمده است. فيلمساز جواني كه فيلم هاي كوتاه خوش ساختي همچون "از طرف آنها" را در كارنامه دارد كه در نخستين گروه فيلم هاي كوتاه سال 93 در گروه هنر و تجربه به اكران عمومي درآمد. "ابد و يك روز" داستان تلخ خانواده اي از طبقه فرودست است كه از مشكلات عديده رنج مي برند اما هنوز اميد خود را از دست نداده اند، به همين دليل هنوز به اتفاق هاي كوچكي...

ابد و يك روز" نخستين فيلم سينمايي كارگردان سعيد روستايي است كه بر اساس فيلمنامه اي به قلم خودش به تصوير درآمده است. فيلمساز جواني كه فيلم هاي كوتاه خوش ساختي همچون "از طرف آنها" را در كارنامه دارد كه در نخستين گروه فيلم هاي كوتاه سال 93 در گروه هنر و تجربه به اكران عمومي درآمد.

"ابد و يك روز" داستان تلخ خانواده اي از طبقه فرودست است كه از مشكلات عديده رنج مي برند اما هنوز اميد خود را از دست نداده اند، به همين دليل هنوز به اتفاق هاي كوچكي همچون نمره هاي 20 پسر كوچك، صبح زود بيدار شدن خواهر وسواسي، خريدن ماشين و ... دل بسته اند و منتظر يك روز خوب هستند.
خانواده اي كه در محور آن، نه مادر عليل بلكه دختر كوچك خانواده، سميه قرار گرفته كه به نوعي فدايي ديگران است و از هيچ كاري براي خدمت كردن به خانواده اش رويگردان نيست ولو ازدواج با خواستگار افغان كه پول شيربهاي اين ازدواج مي تواند مرهمي بر زخم هاي خانواده اش باشد.

طبعاً پرداختن به اين قشر و مسائل و معضلاتي كه گريبانشان را گرفته، اتفاق ويژه و جديدي نيست اما آنچه اين خط قصه آشنا را تازه و واجد نگاهي به روز و منحصر به فرد مي كند، جهان بيني فيلم و زاويه نگاهي است كه براي ديدن اين آدم ها انتخاب شده است.

آدم هايي با مجموعه خصلت هاي خوب و بد كه خلافكاري آنها ذاتي و به زبان بهتر برآمده از خوشي و شكم سيري نيست بلكه از سر ناچاري است به گونه اي كه به نقاط ضعف خود اشراف داشته و ادعاي بزرگي ندارد. سكانس شادي خانواده كه برادر معتاد دور از همه در حياط، شادي خود را با تنهايي تقسيم مي كند، شاهدي بر اين ادعاست.

اشراف هر شخصيت به جايگاه خود باعث مي شود در فيلم حرف هاي حساب شده را نه برادري كه اعتياد را ترك كرده بلكه اتفاقاً برادر معتاد و توزيع كننده شيشه بر زبان بياورد كه نگران آينده خواهرش است و هنوز غيرت و عاطفه در درونش غليان مي كند.

همين اشراف باعث مي شود وقتي برادر بزرگ ناگزير به لو دادن برادر معتادش مي شود، براي اين كار دچار چالشي ميان عقل و احساس و چه بسا منفعت طلبي شود اما پررنگ ترين حس او نجات برادرش از اين شرايط نابسامان باشد.
مادر عليلي كه بايد او را غير كليشه اي و نادرترين مادر سينماي ايران ناميد كه هم وامدار كوته فكري برخي از گذشتگان است هم منطق احساسي يك مادر را يدم مي كند و در عين حال خسته از دور تسلسل زندگي است كه مهارش را از كف داده است (چرا من نمي ميرم؟!)

فيلم با جزئياتي حساب شده و هوشمندانه كه در همه كاراكترها و نقاط اوج و فرود دراماتيك داستان قابل رديابي است، آنچنان اين نگاه رئاليستي و غير كليشه اي را در زيرلايه هاي كار وارد كرده كه لازم نيست مخاطب به دنبال مصداق عيني مفهومي حكم (ابد و يك روز) در فيلم باشد؛ زندگي تعبيري از اين محكوميت مادام العمر است.

در واقع سكانس انتهايي تعبير تصويري همين عنوان است؛ جايي كه سميه در ماشين خانواده شوهر افغان اش در محاصره محاوره آنها به زبان خودشان قرار گرفته و غربت و تنهايي او تمثيلي از حكمي است كه براي زندگي اش صادر شده است.
اما سميه اين قاعده تلخ زندگي واقعي را به مدد جادوي دنياي فيلم و درام مي شكند و با بازگشت به خانه، كور سوي اميد را در دل مخاطب زنده مي دارد تا در عين حاليكه مي داند اين قصه نمي تواند پايان خوشي داشته باشد اما به اميدي كه از وجود پسر كوچك در دل اين خانواده شوربخت جوانه زده، دلخوش كند.

1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است