ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

یادداشتی بر فیلم ایستاده در غبار, Standing in the Mist, تنها صداست که می ماند

محمد سلگی
۴ سال پیش - ۲ دقیقه مطالعه
منبعmohammadsolgife.blogfa.com
امتیاز منتقد به فیلم :

((ایستاه در غبار)) در روایت داستان ، ساختار شکنی و آشنایی زدایی می کند. قهرمانش را واقعی و به دور از اغراق به تصویر می کشد و مخاطب را با فیلمی خوب ، نو و تاثیرگذار رو به رو می کند.

یکی از پرحادثه ترین و داستانی ترین رویدادهای تاریخ معاصر ما ، جنگ تحمیلی عراق است که آن را به درستی و راستی «دفاع مقدّس» نامیده اند. سینمای ایران هم از این واقعه ، بهره ای پر حجم برده و در مواردی اندک ، از این دریا مرواریدهایی گرانبها صید کرده. 

   در مواردی اندک ؛ چرا که فیلمسازی درباره ی قهرمانان دفاع مقدس ، راه رفتن بر لبه ی تیغ است ؛ اگر فیلمساز از پس کار برنیاید ، به راحتی با اثری کلیشه ای و شعاری و گاه فرسنگ ها دور از واقعیت رو به رو می شویم.

   امّا به تازگی فیلمی خوب ، تأمّل برانگیز و نو به نمایش درآمده : «ایستاده در غبار» که تحسین ها و تمجیدهای بسیار برانگیخته. 

   نخستین نکته درباره ی «ایستاده در غبار» ساختارشکنی و آشنایی زدایی در روایت است ؛ یعنی فیلم بر پایه ی «صدا» ساخته شده. تمام صداهای شخصیّت اصلی واقعی است و بقیه ی داستان هم با صدای کاراکترهای مختلف دنبال می شود. البته شاید دقایق ابتدایی فیلم ، این قالب جدید ، چندان به مذاق مخاطب خوش نیاید و کسل کننده به نظر برسد ؛ اما در ادامه با مسیری جذّاب مواجه می شویم که نگرش قبلی مخاطب را تغییر می دهد. 

   یکی از عوامل جذّابیّت یادشده ، پرداخت موفّق کاراکتر احمد متوسّلیان ، قهرمان داستان ، است. این جا - بر خلاف بسیاری از آثار جنگی - با قهرمانی ملموس و محسوس طرف هستیم. قهرمانی مؤمن ، معتقد و عامل به اعمال دین و مذهب ؛ امّا گاهی عصبانی می شود ، تندی می کند، مشاجره دارد ، در فرماندهی سربازانش جدی است ، کوتاه نمی آید و در یک کلام «انسان» است و دست یافتنی. حتما این امتیازی بزرگ است که متوسلیان «ایستاده در غبار» ، در مقایسه با چمران «چ» - و در تلویزیون، بابایی «شوق پرواز» - موفّق تر و خواستنی تر از آب درآمده.

   در بخش کارگردانی هم فیلم حرف های زیادی برای گفتن دارد. فراموش نکنیم «محمّدحسین مهدویان» فیلم اوّلی است و با در نظر داشتن این نکته ، کار وی «عالی» است. بازیگران درست هدایت شده اند و اسلوموشن ها به زیبایی بر فیلم نشسته اند ؛ به خصوص اسلوموشن صحنه ی پایانی متوسّلیان که سکانسی ماندگار و فراموش نشدنی خلق کرده. صحنه های طبیعی و مستندگونه هم که نیاز به توضیح ندارند.

  از سوی دیگر ، شهرام خلج به خوبی از پس چهره پردازی برآمده. گریم او برای متوسلیان فوق العاده است. او کاری کرده که شخصیّت هایی مثل ابراهیم همّت ، محمّد بروجردی ، حسین همدانی و محسن رضایی ، بدون توضیح شناخته شوند.

   هم چنین باید از موسیقی دل نشنین و هماهنگ حبیب خزایی فر نام برد که در موفّقیّت و تأثیرگذاری فیلم ، نقش پررنگی داشته.     

   امّا انتقاداتی نیز به فیلم وارد است ؛ از جمله : شکل گیری رابطه ی بروجردی و متوسلیان که در پی آن ، متوسلیان به فرماندهی می رسد ، چندان کار نشده و ما پس از تمرینات نظامی ، شاهد رابطه ی عمیق این دو سردار می شویم. می شد از زمان روزگار کودکی کاست و به این بخش افزود. 

   با علم بر اینکه فیلمبرداری اثر ، مستندوار است ، ولی در دقایقی واقعا سرگیجه آور و خسته کننده به نظر می رسد.

   سخن پایان اینکه جامعه ی امروز ما به چنین فیلم های پاک و ارزشمندی نیاز دارد. نسل جوان که شاید نگاهی دیگر به سرداران و فداکاران جنگ هشت ساله دارد ، باید به واقع بینی و حقیقت یابی ، به دور از هرگونه جانبداری و شعارزدگی برسد... 

1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است