ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
0
وحید صفایی
۵ سال پیش - ۵ دقیقه مطالعه
منبعمنابع مختلف

رویای آمریکایی؛ آزادی و برابری؟! – نژاد پرستی

نگاهی کوتاه بر مفهوم آزادی در رویای آمریکایی و نیز تاثیرات آن در سینمای هالیوود

شاید وقتی جیمز تروسلو آدامز، نویسنده دارای مدرک فوق لیسانس فلسفه از دانشگاه ییلِ آمریکایی، در سال 1931، در بحبوحه ی رکود بزرگ آمریکا، در کتاب "حماسه ی آمریکا"ی خود، از آزادی و برابری حرف میزد، فکرش را هم نمی کرد در 16 آگوست 83 سال بعد، دارن ویلسون، پلیس آمریکایی، به مایکل براون، نوجوان سیاه پوست غیرمسلح و تسلیم شده ی اهل فرگوسن، در خیابان های کشور آزادی 9 بار شلیک کند و وی را به قتل برساند.
اما، این فقط یکی از مواردی بود که آدامز پیش بینی نمی کرد. خفه شدن اریک گارنر توسط پلیس های آمریکایی، کشته شدن فردی گری 25 ساله در بازداشتگاه، مرگ مشکوک پاتریک رافائل تونی دانشیار سیاه پوست آمریکایی-آفریقایی دانشگاه، قتل ترایوون مارتین نوجوان ۱۷ ساله آمریکایی در فلوریدا به ضرب گلوله جورج زیمرمن، نگهبان محلی، بازداشت کردن هنری لوییس، محقق آمریکایی-آفریقایی دانشگاه هاروارد در سال 2009 در خانه خودش و ده ها نمونه دیگر، از جمله مواردی است که افول رویای آمریکایی را نشان می دهد.
در بررسی رویای آمریکایی با مفاهیم متعددی روبرو می شویم، مفاهیمی از جمله فردگرایی، سخت کوشی، تحرک پذیری، پیشرفت، میهن پرستی و ... اما یکی از مفاهیمی که خیلی جذاب و چشم نواز به نظر می آید و ما قصد بررسی آنرا داریم، مفهوم "آزادی" است.
در تعریف آزادی آورده اند: "آمریکایی ها جامعه خود را به عنوان آزادترین و بهترین جامعه در جهان می‌دانند. آن‌ها دوست دارند به کشورشان به عنوان یک پناهگاه برای استقبال از کسانی که دنبال آزادی و فرصت فردی هستند، فکر شود."
کمی به این جمله و مثال هایی که در بالا آورده ام فکر کنید ... رفتارهای ناخوشایند پلیس آمریکا با سیاه پوستان، نه تنها آمریکا را به یک پناهگاه امن برای خارجیان تبدیل نکرده، بلکه آنرا تبدیل به شکنجه گاهی برای سیاه پوستان آمریکایی نیز کرده است.
ماجرای نژادپرستی در آمریکا به اقدامات برده داری و 10 سال پس از کشف قاره آمریکا توسط کریستف کلمب باز میگردد؛ جایی که پرتغالی ها و اسپانیایی ها اولین دسته های بردگان آفریقایی را وارد این قاره کردند. ماساچوست در سال 1641 و جرجیا در1750 به ترتیب اولین و آخرین مستعمراتی بودن که قانون برده داری را تصویب کردند. در 1807 پارلمان انگلیس برده ‌داری را ممنوع اعلام کرد و دو سال بعد، تجارت بین‌المللی برده ممنوع اعلام شد اما تجارت داخلی در آمریکا، همچنان ادامه یافت. کار به جایی رسید که در سال 1822 بی احترامی و درگیری دانش آموزان سیاه پوست در مدارس، آن ها را مجبور کرد تا اولین مدرسه مخصوص به سیاه پوستان را در فلادلفیا به وجود آورند. دوازده سال بعد، پاپ، برای اولین بار برده‌ باری را محکوم کرد اما این بار، در 1852 کنگره آمریکا جواز برده گیری از سرخ پوستان در مناطق غربی را صادر کرد و 5 سال بعد، یعنی در 1857، دادگاه عالی قانون اساسی، در اقدامی عجیب، اعلام کرد سیاه پوستان چه آزاده و چه برده، از حقوق شهروندی برخوردار نیستند. در ادامه با ظهور آبراهام لینکلن و در سال 865 ، جنگ داخلی آمریکا با پیروزی شمالی‌ ها و به نفع لغو قانون برده داری به پایان رسید اما با وجود این اقدام، نه تنها از میزان نژاد پرستی کاسته نشد، بلکه بر شدت آن نیز افزوده شد! مدتی بعد در ایالت می سی سی پی، قانون جدایی نژادی بین سیاه و سفید، تصویب شد. در 1870، برای اولین بار مردان سیاه پوست از حق رأی برخوردار شدند و در 1896، قانون جدایی سیاه و سفید لغو شد. 37 سال بعد از مطرح شدن رویای آمریکایی توسط آدامز، در 1968 "مارتین لوترکینگ" کشیش و رهبر جنبش ضدنژادی در شهر ممفیس ایالت تنسی ترور می‌شود و سرانجام، پس از 465 سال کشمکش و جنگ و درگیری، قانون حقوق مدنی تصویب می‌شود و جداسازی سیاه و سفید در هر مکانی ممنوع اعلام شد و بعد از آن و به مرور زمان، نژاد پرستی در قالب های دیگری که پیش تر اشاره شد، در بطن جامعه آمریکایی بروز پیدا کرد.
نادر تکمیل همایون، مترجم کتاب "رویای آمریکایی: درون مایه های اساسی سینمای آمریکا" نوشته میشل سیوتا، در مقدمه کتاب از این می‌گوید که چقدر سینما را دوست داشته و چقدر به دنبال آن بوده که کتابی پیدا کند که سینما را برایش رمز‌گشایی کند تا اینکه به میشل سیوتا و کتاب وی رسیده است. این جملات بر نقش پر رنگ شناخت و آشنایی کافی با رویای آمریکایی برای آشنایی با سینمای هالیوود اشاره می کند.
و اما می رسیم به سینما و مباحث نژاد پرستی ... در این بخش میخواهیم مواردی را بررسی کنیم که در آنها آمریکا از طریق قاب ایده آل سینما، بخشی از رویای آمریکایی را به تصویر می کشد و آنرا آنطور که مطلوب است - نه آنطور که وجود دارد – نمایش می دهد و آن چیزی نیست جز بها دادن به مفهوم آزادی و به تصویر کشیدن برابری همه انسان ها و نیز بها دادن به بازیگران سیاه پوست در فیلم های هالیوودی.

طی دهه هفتاد میلادی، در آمریکا، به تدریجی ژانری شکل گرفت که به "اکسپلویتیشن" معروف است. اکسپلویتیشن -exploitation- در لغت به معنای بهره جویی است و در اصطلاح سینما به فیلم های کم هزینه ای گفته می شود که با بهره جویی از عناصری مانند سکس و خشونت سعی در جذب مخاطب داشتند. به همین دلیل تنها برخی سینماهای آمریکا آنها را به نمایش می گذاشتند که به "گرایند هاوس" معروف شدند. اما ژانر دیگری که برخاسته از همین ژانر است "بلک اکسپلویتیشن" نام دارد. بلک اکسپلویتیشن -black exploitation- همان اکسپلویتیشن است با این تفاوت که نقش اصلی آنها را یک سیاه پوست بر عهده دارد. این دسته از فیلمها بازار رو به کسادی داشت تا آنکه در سال 1994، کارگردان مطرح هالیوود، کوئنتین تارانتینو، با ساختن فیلم "داستان های عامه پسند"، جان دوباره ای به آنها بخشید. داستان های عامه پسند یک بلک اکسپلویتیشن است که در آن جولز، با بازی ساموئل ال جکسون تجلی علاقه تارانتینو به همین ژانر می باشد.
بعد از این فیلم، موج تازه ای از حضور سیاه پوستان در فیلم های هالیوودی آغاز شد. ابتدا کمپانی مارول به دلیل بازی زیبای ال جکسون در داستان های عامه پسند، مجذوب او شد و مجبور شد کاراکتر سفیدپوست نیک فیوری را باز طراحی کند تا بیشتر شبیه به ال جکسون شود و بدین ترتیب، حضور ساموئل ال جکسون سیاه پوست در تقریبا تمامی فیلمهای پروژه مد نظر مارول قطعی شد.
حضور سیاه پوست ها رفته رفته در فیلم ها بیشتر شد. دیگر کسی از اهدای نقش های اصلی به یک سیاه پوست واهمه ای نداشت. کمی بعد تر در 2 فیلم "پسران بد"، پلیس های قهرمان مردم هم سیاه پوست شدند. این روند ادامه پیدا کرد و بعد ها نقش رئیس پلیس ها هم به سیاه پوستان واگذار شد. فیلم های "مرد فولادی"، "حاشیه اقیانوس" و سریال "لیست سیاه" از آن دسته اند. امروزه تلویزیون های آمریکایی پا را از این هم فراتر گذاشته اند و در سریال های "کتاب مقدس"، "کنستانتین" و سریال "لوسیفر" که به زودی پخش خواهد شد، نقش فرشتگان را نیز به سیاه پوستان واگذار کرده اند! فیلم های "دوازده سال بردگی"، "جانگوی رها شده" و "سلما" را که به طور متوالی ساخته شدند و توجه آکادمی های مختلف را به خود جذب کردند نیز به این لیست اضافه کنید.
کمی با دقت تر بنگرید، آیا امروزه میتوان فیلم و سریالی را یافت که یکی از نقش های اصلی آن فردی سیاه پوست نباشد؟ البته این امر به هیچ وجه بد نیست، چرا که حتی ممکن است بازیگر سیاه پوست فوق العاده توانا باشد و بازی زیبایی را هم از خود به جای بگذارد و خب این خیلی هم خوب است. اما بحث سر دامن زدن به رویایی است که عملا وجود خارجی ندارد. رویایی که فقط در قاب ایده آل سینما و تلویزیون مشاهده می شود. رویایی که به قول "فردریک کارپنتر" بیش از حد مختلف و مبهم است.

وحید صفایی - بهار 1394