عکاس مشهور آمریکایی از سفرش به ایران گفت

۹ ماه پیش

۱۷ اسفند ۱۳۹۹

تونی واکارو عکاس مشهور ۹۸ ساله آمریکایی در مصاحبه اختصاصی با خبرگزاری صبا از سفرش به ایران و همینطور عکس هایش از هنرمندانی چون پیکاسو گفت.

نزدیک به هشت ماه پیش در خبرگزاری آسوشیتدپرس خبری مبنی بر مبارزه عکاس ۹۷ ساله آمریکایی با بیماری مرگبار کرونا و شکست این بیماری دیدم. پس از آن به طور مختصر با زندگی این هنرمند کهنه کارِ الهام بخش آشنا شدم. او که نامش تونی واکارو است بیشتر با ثبت عکس های جنگ جهانی دوم به یاد آورده می شود؛ تصاویری که از لحظات وحشتناک میدان جنگ گرفته است.

تونی واکارو سال ۱۹۲۲ در گرینزبرگ ایالت پنسیلوانیا از والدین مهاجر ایتالیایی به دنیا آمد، مادر او در هنگام زایمان از دنیا رفت و پدرش نیز در حالی که تونی ۵ سال داشت بر اثر سل درگذشت. خانواده وی در اواخر دهه ۲۰ میلادی به ایتالیا بازگشتند، با این حال گسترش جنگ جهانی دوم واکارو را بار دیگر به آمریکا کشاند. او در خلال جنگ جهانی دوم به عنوان عکاس خبری نزدیک به ۸ هزار عکس از میدان های جنگ ثبت کرد.

 

شاید مشهورترین تصویر ثبت شده از این هنرمند، عکس موسوم به «بوسه آزادسازی» است که دختر بچه فرانسوی را در هنگام بوسیدن یک گروهبان آمریکایی آن هم در پایان اشغال فرانسه نشان می دهد.

واکارو که از نبرد نرماندی جان سالم به در برد، امروز می تواند مدعی باشد که بازمانده دو دوره مرگبار تاریخ یکی جنگ جهانی دوم و دیگر پاندمی کروناست، او می گوید: «به نظر من، بزرگ ‌ترین کاری که می توانید انجام دهید این است که دنیا را به چالش و مبارزه بکشید.»

به عنوان یک ایرانی اگر به طور مختصر زندگی این هنرمندِ کهنسال را بررسی کنیم به یک عکس خاص و منحصر به فرد نیز در فهرست بلند بالای عکس های واکارو برخورد خواهیم کرد. تونی واکارو عکس مشهوری از محمدرضا شاه پهلوی در لحظه تیراندازی با اسلحه کمری دارد که شبیه آن در کمتر مجموعه عکسی از دوران معاصر ایران وجود دارد.

به بهانه این عکس با این پیرمرد بانشاط در ۹۸ سالگی گفتگوی کوتاهی از طریق ایمیل انجام داده ایم تا از زبان خودش شرح این عکس و سفرش به ایران و البته دیگر کارهای مهمش را جویا شویم.

 

از ماریا واکارو عروس خانواده این هنرمند که اکنون ریاست «استودیوی تونی واکارو» را برعهده دارد، برای هماهنگی این مصاحبه کمال تشکر را دارم.

*آقای واکارو شما بیشتر برای ثبت تصاویر دوران جنگ جهانی دوم شناخته می شوید به تازگی در ۹۷ سالگی بیماری کرونا را شکست داده و با این تلاش و استقامت تان الهام بخش بسیاری از مردم جهان شده اید. به شخصه به عنوان یک خبرنگار بخش هنری، عکس های ثبت شده شما از هنرمندان بزرگ دنیا همچون پابلو پیکاسو، جورجیا اوکیف، لئونارد کوهن، جکسون پولاک، آنا مانیانی، گریس کلی، دومینیک ساندا، مارچلو ماسترویانی و سوفیا لورن و همینطور فیلسوف سرشناس برتراند راسل را بیشتر از تصاویر درخشان تان از جنگ جهانی دوم در ذهن دارم. می توانید چندتا از محبوب ترین پرتره های ثبت شده خود را برای ما نام ببرید و اگر داستانی پشت این عکس ها وجود دارد آن را برای ما را شرح دهید.

-خوشحالم که با شما این گفتگو را انجام می دهم و البته امیدوارم گفته های من برای شما مفید باشد، برای پاسخ به شما دوست دارم از دو عکسی که از دو هنرمند بزرگ قرن بیستم ثبت کرده ام یاد کنم؛ یکی از آنها لحظه ای است که از جکسون پولاک در حال کشیدن تابلوی نقاشی در سال ۱۹۵۳ ثبت کرده ام.

 

وقتی در آن سال برای گرفتن عکس نزد این نقاش نامدار رفتم، ترس وجودم را گرفته بود. جکسون پولاک نسبت به عکاسان و حتی مردم خیلی خوش رو نبود. او از عکاس ها متنفر بود، وقتی از من خواسته شد برای عکاسی زمانی را با او بگذرانم، عصبانی بودم، جکسون پیش من آمد و گفت «می خواهی من چه کاری انجام دهم» به او گفتم آقای پولاک شما خودت باش و کار خودت را انجام بده، حتی به حضور من در اینجا توجه هم نکن و در نتیجه این تصویر پدید آمد.

عکس دیگری که دوست دارم، مربوط به هنرمند بزرگ پابلو پیکاسو است. در سال ۱۹۶۶ به خانه پیکاسو در فرانسه رفته بودم، وقتی یک روز با یکدیگر در حال قدم زدن بودیم و من دوربینم را به گردنم انداخته بودم، پیکاسو مدام همچون مردانِ دیوانه ژست می گرفت و دست بردار هم نبود. من نمی خواستم این مردِ بزرگ آنگونه که وانمود می کند به یاد آورده شود پس دوربینم را تکان دادم و به او گفتم: «پابلو، فکر کنم دوربینم خراب شده است.» با شنیدن این حرف او به من نگاهی کرد و ژست درآوردنش را متوقف کرد و شد این عکس که امروز می بینید؛ پابلو پیکاسو همانی که بود، طبیعی و کمی عصبانی آن هم به این دلیل که چرا من دوربین خراب را با خودم آورده ام.

 

*به عنوان یک ایرانی می دانم شما از آخرین شاه ایران محمدرضا پهلوی عکس مشهوری در لحظه تیراندازی با اسلحه کمری گرفته اید. می توانید برای ما از آن عکس و سفرتان به ایران نیز توضیح مختصری بدهید؟

-در سال ۱۹۵۴ میلادی از من خواسته شد مدتی را با شاه ایران بگذرانم. خاطره ای که از این عکس در ذهن دارم این است که یک روز صبحِ زود با اسب به جنگل رفتیم تا شاه و همراهانش تمرین تیراندازی کنند، آنجا بود که این عکس را گرفتم.

در آن سفر فلور کوولز سردبیر مجله «LOOK» که با من به ایران آمده بود مریض شد و چند هفته ای را در ایران ماندیم. من تنها عکاس آمریکایی هستم که هفته ها در کاخ پادشاهی ایران با شاه و خانواده اش وقت گذرانده ام.

 

*به عنوان یک ایرانی می دانم شما از آخرین شاه ایران محمدرضا پهلوی عکس مشهوری در لحظه تیراندازی با اسلحه کمری گرفته اید. می توانید برای ما از آن عکس و سفرتان به ایران نیز توضیح مختصری بدهید؟

-در سال ۱۹۵۴ میلادی از من خواسته شد مدتی را با شاه ایران بگذرانم. خاطره ای که از این عکس در ذهن دارم این است که یک روز صبحِ زود با اسب به جنگل رفتیم تا شاه و همراهانش تمرین تیراندازی کنند، آنجا بود که این عکس را گرفتم.

در آن سفر فلور کوولز سردبیر مجله «LOOK» که با من به ایران آمده بود مریض شد و چند هفته ای را در ایران ماندیم. من تنها عکاس آمریکایی هستم که هفته ها در کاخ پادشاهی ایران با شاه و خانواده اش وقت گذرانده ام.  

انتهای پیام/ 


پربازدیدترین مقاله‌ها

فیلم های زیادی از همان ابتدای تاریخ سینمای قصه گو در یادها ماندگار شدند و از آنها به عنوان فیلم هایی تأثیرگذار و فراموش نشدنی یاد شد. از این فیلم ها عموماً صحنه یا صحنه هایی به عنوان صحنه های...ادامه مطلب
اگر یک فیلم سینمایی و داستان آن را به یک «مقاله» تشبیه کنیم، هر پلان یا نما کاربرد یک «کلمه» را در این متن خواهد داشت. با اتصال پلان‌ها (کلمات)، یک صحنه (پاراگراف) و از توالی صحنه‌ها، سکانس (فصل یا...ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده