ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم هشتصد, The Eight Hundred, تماشای غرور آفرین ایثار

علی رفیعی وردنجانی
۲۲ روز پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعنسل فردا
امتیاز منتقد به فیلم :

   هشتصد فیلمی حماسی - تاریخی به کارگردانی گوان هو است که در راستای وطن پرستی گام بزرگی برداشته . هو پیش از این فیلم در کارنامه خود فیلم هایی چون : «فرار به سوی عشق» و «آقای ششم» را دارد که باعث تحسین منتقدان و نظریه پردازان سینمایی شد توانست برای این پروژه عظیم اعتماد سرمایه گذاران را جلب کند . داستان فیلم داستان همه فیلم های جنگی است . ما به عنوان یک ایرانی با تماشای این فیلم به یاد «تنگه ابوقریب» بهرام توکلی خواهیم افتاد . تاثیرگذاری بالای...

  

هشتصد فیلمی حماسی - تاریخی به کارگردانی گوان هو است که در راستای وطن پرستی گام بزرگی برداشته . هو پیش از این فیلم در کارنامه خود فیلم هایی چون : «فرار به سوی عشق» و «آقای ششم» را دارد که باعث تحسین منتقدان و نظریه پردازان سینمایی شد توانست برای این پروژه عظیم اعتماد سرمایه گذاران را جلب کند . داستان فیلم داستان همه فیلم های جنگی است . ما به عنوان یک ایرانی با تماشای این فیلم به یاد «تنگه ابوقریب» بهرام توکلی خواهیم افتاد . تاثیرگذاری بالای فیلم نشات گرفته از رعایت ساختار سینما است . انتخاب سوژه دوربین ، عمق میدان ، انتخاب زاویه دید و همه آنچه ساختار یک اثر جنگی است باعث می شود هر بیننده ای از تماشای این اثر حماسی – تاریخی احساس غرور کند .  

* جنگ های صلیبی شرقی

مهمترین مسئله ای که در ساخت چنین داستان هایی با آن روبه رو هستیم چگونگی اغراق است . بزرگ نمایی در فیلم های جنگی همواره از دو جهت مورد بررسی قرار می گیرد . اول گرایش مولف نسبت به مسئله جنگ است . دوم میزان مستنداتی است که مولف به عنوان روایت یک اثر سینمایی انتخاب می کند . «هشتصد» سرشار از تعلیق و تصاویر نابی است که بیننده را از نظر کشمکش داستانی میخکوب می کند . اما پرسش اصلی این چنین مطرح می شود که فیلم تا چه اندازه به واقعیت شبیه است ؟ به باور من عمل سینما تشبیه کردن قصه ای به واقعیت نیست و ابدا سینما نه جایی برای ساختن واقعیت است و نه نیازی به بازسازی آن دارد ، اما آنچه میزان وفاداری به رویداد تاریخی در حال روایت در سینما را بالا می برد ، واقعیت است . ما به عنوان یک بیننده خارجی به مراتب راحت تر و بهتر می توانیم «هشتصد» را از چنین منظری مورد بررسی قرار دهیم . چرا که درگیر احساسات و غرور چینی آفریده شده در فیلم نیستیم . در برخورد اول با روایتی از جنگ های صلیبی شرقی روبه روییم . جنگ بین کشورهای «چین» و «ژاپن»  تنها محدود به آسیا نمی شود و همانگونه که هو به عنوان کارگردان هوشمندی خود را به کاربرده تا سودجویانه بودن هدف حضور کشورهایی چون «انگلستان» و «فرانسه» را نشان دهد ؛ روایت ، گستره جهانی به خود گرفته است . خباثی که در این داستان از سرهنگ ژاپنی دیده می شود و ایثاری که سرهنگ چینی در هنگام عبور از پل از خود نشان می دهد از یک سیاست تفرقه انداز نشات می گیرد ؛ همانطور که به سرهنگ چینی گفته می شود ذات هرجنگی سیاسی است . 

*سکانس بی انتها

فارق از آنکه تمامیت فیلم آشکار کننده جنگی نابرابر میان «چین» و «ژاپن» است که با دخالت های کشورهایی چون «انگلستان» شکل گرفته ، مسئله کارگردان مسئله اتحاد ملی است . مسئله ای که این روزها هرکشوری بیش از گذشته به آن نیاز دارد . مرز دفاعی در «هشتصد» به دو بخش تقسیم می شود . بخشی که سرمایه داران چینی در آن زندگی می کنند و بخشی که سربازان در حال دفاع هستند . دوربین با یک حرکت pan  به خوبی تضاد میان این دو بخش را نمایان می کند . آنچه برای من دنبال کننده جدی سینما مهم است چگونگی پیوستن این دو بخش برای دفاع از تمامیت مرزی وطن است . مردمی که در رفاه هستند و شب ها به عیش می پردازند ، 4 روز در حال تماشای دفاع سربازان چینی آن سوی پل می ایستند . در روزهای اول و دوم بی تفاوتی خاصی در برخورد با این منظره در چهره مردم مرفه دیده می شود . مانند بانوی ثروتمندی که در حال غذا دادن به طاووس خود است . اما در روزهای پایانی همان بانو از خانه بیرون می آید و به کمک سربازان چینی می شتابد . تاثیر گذاری جنگ به نمایش گذاشته شده در یک ساختمان تنها محدود به مقاومت انتحاری چینی ها در برابر ژاپنی ها نمی شود . چینی هایی که کمربندی از نارنجک به خود می بندند و از بالای یک ساختمان روی سر ژاپنی ها خود را می اندازند دقیقا همان هایی هستند که مولف در «هشتصد» اسم شان را با فریاد صدا می زند . آنها در حال ایثار برای وطن هستند و مردم آن سوی پل در حال تماشا . در سکانس پایانی که یک برداشت بی پایان از حماسه غرور آفرین سربازانی است که 420 نفر هستند اما سرهنگ برای بالابردن روحیه آمار «هشتصد» نفر را به خبرنگار می دهد ، با یک ایثار بی پایان روبه رو می شویم . اگر خوب دقت کنیم در سه سکانس قبلی دیده بودیم که سربازان چینی برای برفراز نگاه داشتن پرچم خود دور آن حلقه زده اند در حالی که هواپیما ژاپنی در حال شلیک است . این سکانس در ذهن بیننده دیزالو می شود بر سکانسی که سربازان چینی با تلفات زیاد در حال عبور از پل هستند و مردمی که در رفاه بودند حالا از سیم خاردار ها عبور کرده اند و برای نجات آنها دست یاری دراز می کنند . این دست یاری به آن مکان و به آن زمان محدود نمی شود . همانطور که می بینیم فیلم پس از اتمام روایت جنگی اش با یک لانگ شات از ساختمان دفاعی چین در برابر ژاپن ، از موقعیت چین امروز رونمایی می کند که این رونمایی تاثیر گذار تر از حتی ایثار سربازان است . خیال پردازی کودک برای مبارزه با اهریمن در حالی که هنرمند چینی را سوار بر اسب سفید که نماد ایثار در ادبیات چین است ، تصور می کند ، شکوهمند ترین لحظه فیلم است .  

نویسنده : علی رفیعی وردنجانی 

1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است