ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم والکری, Valkyrie, روایت یک رخداد واقعی

نیما افراسیابی
۷ ماه پیش - ۴ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

فیلم "والکری"(2008)ساخته هالیوود و به کارگردانی برایان سینگر در ژانر درام تاریخی است که کودتای نافرجام بیستم جولای 1944 بر ضد هیتلر را روایت میکند.عملیات کودتا توسط حلقه ای از افسران ناراضی ورماخت و سیاستمداران مخالف هیتلر سازماندهی شده اما پس از ناکامی عوامل آن بازداشت و اعدام میشوند. کلنل اشتافنبرگ، با بازی تام کروز هنرپیشه مشهور هالیوود،قهرمان داستان و مجری عملیات کودتاست که قرار است پیشوا را به قتل رسانده و دکتر گرودلر را به صدراعظمی آلمان...

  

"والکری"(2008) فیلمی ساخته هالیوود و به کارگردانی برایان سینگر در ژانر درام تاریخی است که کودتای نافرجام بیستم جولای 1944 بر ضد هیتلر را روایت میکند. (مطالعه این نقد پیش از تماشای فیلم توصیه نمیشود.)عملیات کودتا توسط حلقه ای از افسران ناراضی ورماخت و سیاستمداران مخالف هیتلر سازماندهی شده اما پس از ناکامی عوامل آن بازداشت و اعدام میشوند.

کلنل اشتافنبرگ، با بازی تام کروز هنرپیشه مشهور هالیوود، قهرمان داستان و مجری عملیات کودتاست که قرار است پیشوا را به قتل رسانده و دکتر گوردلر را به صدراعظمی آلمان برساند تا زمینه دستیابی به صلح در اروپا فراهم شود.

در ابتدای فیلم مراسم ادای سوگند نظامیان به هیتلر نشان داده میشود و بلافاصله پس از آن دوربین به مقر لشکر دهم پنزر آلمان در تونس میرود: اشتافنبرگ در حال نگارش نامه از اقدامات هیتلر ابراز نارضایتی میکند و مینویسد:"تمامی وعده های پیشوا درباره نیل به صلح و خوشبختی نابود شده و چیزی جز ویرانی باقی نمانده" و اذعان میکند:"وظیفه من به عنوان افسر ارتش آلمان دیگر محدود به نجات کشورم نیست بلکه باید اقداماتی برای نجات بشریت انجام دهم!" به این ترتیب در آغاز داستان انگیزه های میهن پرستانه و سوگند وفاداری او به پیشوا در مقابل هم قرار میگیرد و چالشی را بوجود می آورد که مخاطب تا پایان فیلم شاهد آن است. اشتفانبرگ در جریان بمباران متفقین در شمال آفریقا مجروح میشود و دست راست، چشم چپ و دو انگشت دست چپش را از دست میدهد.

پس از بازگشت به آلمان و ترخیص از بیمارستان، ژنرال اولبریخت به ملاقات اشتافنبرگ میرود و او را به حلقه کودتاچیان فرا میخواند. نخستین ملاقات آنها در کلیسا صورت میگیرد که به صورت نمادین نشان میدهد که اشتفانبرگ در شکستن سوگند خود و خیانت به پیشوا انگیزه های مذهبی و ایده آلیستی دارد. در سکانسی دیگر کارگردان اشتافنبرگ را در کنار مجسمه مسیح مصلوب نشان میدهد تا زندگی و سرنوشت آنها با هم مقایسه شود!

اشتافنبرگ بدنبال دستگیری ژنرال آستر توسط گشتاپو و اعزام ژنرال ترچکو به جبهه شرق مسئول اصلی طراحی و اجرای کودتا میشود. در جریان یک بمباران هوایی در حالیکه به پناهگاه رفته با شنیدن آهنگ والکری اثر واگنر از گرامافون به فکر اجرای عملیات والکری پس از مرگ هیتلر می افتد و  نقشه کودتا را طراحی میکند: به این ترتیب پس از کشته شدن پیشوا از طریق ایستگاه رادیویی چنین وانمود می شود که اس اس قصد کودتا دارد و نیروهای ذخیره برای جلوگیری از آن وارد برلین میشوند و کنترل امور را بدست میگیرند! اما اجرای این عملیات با دو مانع اساسی روبروست: اول اینکه ژنرال فروم فرمانده ارشد اولبریخت در وزارت جنگ تنها کسی است که میتواند فرمان اجرای عملیات والکری را صادر کند. فروم یک نظامی جاه طلب و نان به نرخ روز خور است که تنها زمانی به کودتا میپیوندد که موفقیتش تضمین شده باشد! دومین مانع اجرایی لزوم بازنویسی دستورالعمل عملیات والکری مطابق با طرح کودتا است که نیاز به تایید شخص پیشوا دارد. اشتافنبرگ برای ملاقات هیتلر و دریافت این مجوز به ویلای مشهور او در برگهوف باواریا میرود:در جریان این ملاقات اشتافنبرگ ، هیتلر را  شخصی میبیند که چشمانش را به روی واقعیت بسته و غرق در افکار بیمار گونه خود کشور و مردمش را به قهقرا میبرد! هر یک از اعضای حلقه نزدیکان پیشوا شامل بورمان، هیملر، گوبلز، گورینگ و کیتل نیز که در کنار او هستند نقشی در این فاجعه ایفا میکنند!

این ملاقات اشتافنبرگ را در اجرای برنامه اش مصمم تر میکند:صبح روز اجرای عملیات به "آشیانه گرگها"در پروس شرقی میرود تا در محل تشکیل جلسات هیتلر با فرماندهان نظامی کیف حامل مواد منفجره را جاسازی کند. در حالیکه پیشوا مشغول شنیدن گزارش شکست های نظامی آلمان است بمب منفجر میشود اما انتقال جلسه از ساختمان بتونی به سالن کنفرانس به دلیل گرمای هوا و جابجایی کیف حاوی بمب به پشت پایه ضخیم میز باعث میشود تا شدت انفجار کاهش یابد و هیتلر از ترور جان سالم به در میبرد!اشتفانبرگ که تصور میکند پیشوا کشته شده است از صحنه میگریزد و در ادامه اولبریخت با جعل امضای فروم فرمان اجرای عملیات والکری را صادر میکند. نیروهای ذخیره به برلین سرازیر میشوند و اگرچه در ابتدا همه چیز طبق برنامه پیش میرود اما زمانیکه فرمانده نیروهای ذخیره که به نازی ها وفادار است برای دستگیری گوبلز به دفتر او میرود صدای هیتلر را از تلفن میشنود که دستور سرکوب کودتا را میدهد و به این ترتیب اوضاع برمیگردد. کودتا شکست میخورد و عوامل آن دستگیر میشوند: لودویگ بک که پس از لو رفتن گوردلر قرار بود جانشین پیشوا برای صدراعظمی بشود پس از دستگیری با  اسلحه خودکشی میکند. ژنرال ترچکو با انفجار نارنجک زیر گلویش به زندگی خود خاتمه میدهد و اولبریخت که در طول اجرای عملیات ترس و هیجان در چهره اش موج میزد تیر باران میشود.اشتافنبرگ نیز در حالیکه فریاد "زنده باد آلمان"سر میدهد به همراه آجودان جوانش به جوخه آتش سپرده میشود.

در نهایت سخنان پیشوا از رادیو پخش میشود که میگوید این معجزه را از طرف خداوند میبیند و به این ترتیب کارگردان به نحوی ماهرانه پایان داستان را به مراسم سوگند ابتدای فیلم پیوند میدهد! نه ماه بعد و پس از شکست آلمان در جنگ هیتلر خودکشی میکند و تمامی نزدیکان او نیز به سرنوشت مشابهی دچار میشوند.

" والکری "در مجموع به لحاظ ساختار  فیلم موفقی محسوب میشود اما فیلمنامه آن به دلیل مغایرت با وقایع تاریخی مورد انتقاد قرار گرفته است:اول اینکه موفقیت کودتا تا حدی بزرگنمایی شده و به اعتقاد تاریخ نگاران حتی در صورت کشته شدن هیتلر  شکست کودتا حتمی بوده است و کودتاچیان به سرنوشت مشابهی دچار میشدند. فیلمنامه در چند جای دیگر نیز تناقضاتی با رخداد واقعی دارد: در فیلم نشان داده میشود که اشتفانبرگ شخصا برای اصلاح فرمان والکری به ملاقات هیتلر میرود در حالیکه چنین دیداری صورت نگرفته و هیتلر در جایی دیگر فرمان را امضا می کند. عملیات والکری هم بر خلاف آنچه در فیلم نشان داده میشود در اصل ایده ترچکو بوده و نه اشتافنبرگ! ستوان هفتن آجودان اشتفانبرگ که همراه او تیرباران شد نیز طبق اسناد تاریخی مدتی بعد دستگیر و اعدام میشود.

در مجموع مخاطب فیلم "والکری"با اثری مواجه است که پایان از پیش معلوم آن چیزی از هیجانش کم نمیکند.

2

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است