نقد فیلم شکاف, GAP, "شکاف" را باید شکافت

۵ سال پیش

۱۱ شهریور ۱۳۹۵

سینمای اجتماعی ایران چند سالی ست که به مدد سینماگران جوان رنگی نو به خود گرفته است.طیف وسیع اندیشه های جدید و نگاه های بدیع و نو باعث ایجاد ترکیبی متعالی در سینمای ایران گشته است.کیارش اسدی زاده یکی از همان جوانان نوظهور سینمای ایران است که در قامت یک فیلمساز و با ارائه ی اثر "شکاف" ثابت نمود یک گام فراتر از سینمای اجتماعی حال حاضر ایران است.

کارگردان : کیارش اسدی‌زاده
- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

حواستون نیست، اون کسی که توی این شکاف غرق میشه،بی‌گناه‌ترینه

سینمای اجتماعی ایران چند سالی ست که به مدد سینماگران جوان رنگی نو به خود گرفته است.طیف وسیع اندیشه های جدید و نگاه های بدیع و نو باعث ایجاد ترکیبی متعالی در سینمای ایران گشته است.کیارش اسدی زاده یکی از همان جوانان نوظهور سینمای ایران است که در قامت یک فیلمساز و با ارائه ی اثر "شکاف" ثابت نمود یک گام فراتر از سینمای اجتماعی حال حاضر ایران است. وی با درک متقابل از فضا و جامعه ی ایرانی بدون هیچ سیاه نمایی و یا حتی مبالغه ی روانشناختی،اثری را تولید کرده است که در گام نخست مهم ترین وظیفه ی سینمای اجتماعی یعنی آگاه سازی را به شکل تام و تمام به منصه ی ظهور رسانده و در مرتبه ی دوم با ایجاد جوی رئالیستی مخاطب را با چالش های اجتماعی غالب که بر جامعه میگذرد درگیر میکند."شکاف" گزافه نمیگوید و در دام بیراهه های پردازش سینما ،خود را اسیر نمیکند.در واقع شکاف در نزدیکترین وضعیت ممکن با جامعه ی خویش به گفتگو میپردازد و آنان را در شکاف اندیشه فرو میبرد.شکاف را باید کمی بیشتر شکافت و در پی نقد فنی باید مسائل اجتماعی وارد بر فیلم را زیر ذره بین برد چرا که این اثر جوانه ای ست از اندیشه ی یک کارگردان جوان که توانایی هایش نیاز به میدانی برای رشد دارد.
"شکاف" ایده ای نو و پردازشی بی کم و کاست در عرصه ی فیلمنامه نویسی دارد.نویسندگان این اثر آنچنان به پرداخت سینمایی آن پرداخته اند که گویی مخاطب نماهایی از یک زندگی عادی و مرسوم و رئال ایرانی را میبیند و هیچگاه فاصله ای میان خود و هیچ یک از شخصیت های فیلم احساس نمیکند. ضرباهنگ فیلم هیچ گاه کند نمیشود و هیچگاه نیز پیش دستی نکرده و مخاطب را به دست اضطرابی مضاعف بر روایت فیلم نمی سپارد.پیوند چندین داستان که یک محور اصلی را دنبال میکنند به حدی استادانه تنظیم شده است که شکافی میان زمینه ی اصلی و فرعی فیلمنامه در این اثر حس نمیشود.مسئله ی بعدی،بازیگران این فیلم میباشند.بازیگران این فیلم گویی نقش بازی نمیکنند و به نحو عجیبی از قالب نقش بیرون آمده و فضایی واقع گرایانه را به فیلم القا میکنند.به تعبیری رایج در نقد های سینمایی،بازیگران خودشان را بازی میکنند.انتخاب نقش ها بسیار هوشیارانه انجام شده است و شخصیت پردازی هر یک از کاراکترها درست در سر جای خود به تصویر کشیده شده است.
اما فارغ از این محاسن،دو موضوع تصویربرداری و موسیقی فیلم ایرادی ست که میتوان بر این فیلم وارد کرد. نما و کادربندی در تصویربرداری این اثر فوق العاده است اما در ارائه ی نماها ضعیف عمل شده است.دوربین با لرزش های شدیدی مواجه است و این در حالی ست که حتی در نماهایی که دوربین روی دست استفاده نشده است باز ما با این لرزش ها مواجه ایم.موسیقی فیلم نیز چند گامی از فیلم جا مانده است.البته این به نظر کارگردان بازمیگردد اما موسیقی در صحنه هایی از این فیلم میتوانست در فضاسازی موقعیت ها کمک شایان توجهی داشته باشد.اما در یک نگاه کلی ما با فیلمی خوش ساخت با استانداردهای سینمایی مواجه هستیم که طبعا باید مجال تجربه را نیز به کارگردان های جوان بدهیم و گاه از این معایب چشم پوشی کنیم.
اما بعد،در حوزه ی اجتماعی،شاید به جرئت بتوان گفت شکاف یکی از پرمحتوا ترین فیلم های یک دهه ی اخیر سینمای ایران بوده است.مسئله ی خانواده ها،طلاق،درگیری های اجتماعی هر چند بارها به تصویر کشیده شده اند اما این بار یک سوژه ی نو،گره از کلاف های سردرگم باز میکند و خطوطی مرتب برای نقشی صحیح از آنچه میخواهد بگوید را رقم میزند.
اولین مسئله ای که در این فیلم بدان اشاره شده است طلاق است. در واقع "طلاق یک زوج،موجب شکافی عمیق در عاطفه ی یک کودک میشود".این گزاره در ساده ترین شکل ممکن یکی از مهم ترین مسائل روز جامعه ی ما را بیان میکند. زوج های جوانی که به هر دلیلی قادر به ادامه ی زندگی خود نیستند و خواستار طلاق از یکدیگر میباشند،اما در مقابل نیز درگیر مسائل فرزند خود هر چند خردسال یا بزرگسال باشد نبوده و توجهی به آن نمیکنند.طلاق یک حق قانونی ست،اما در قبال حق عاطفی آیا طلاق گزینه ی صحیحی برای حل مشکلات خانوادگی ست؟آیا هویت یک فرزند طلاق با این عمل دچار خدشه نمیشود؟سرنوشت یک فرزندی که به هر نحو از داشتن یک خانواده ی متعادل بی بهره مانده است در آینده ی او و در نقشی که در آینده در اجتماع میپذیرد،چه تاثیری خواهد گذاشت؟ تمام این سوالات چالش هایی ست که کارگردان ما را وادار به تفکر در باب آن میکند.در نگاهی دیگر این کودکان نیستند که پای برگه ی طلاق را امضا میکنند،بلکه یک زوج این عمل را به انجام میرساند و نقش مادری و پدری هر کدام از این افراد بر سر جای خود باقی ست.کودک در شکاف یک طلاق عاطفی نابود میگردد.کودک در یک تفکیک و ترکیب میان مادر و پدر خود اسیر میشود و پرسشی که مدام در ذهن کودک شکل میگیرد آن است که " مامان برمیگردی؟" و این میان کودک هیچ نقشی از لحاظ عاطفی نه به پدر خود و نه به مادر خود نشان نمیدهد و پرخاش و در جایی یک حرکت نابخردانه باعث میشود فاجعه ای بس عمیق دامان یک کودک بی گناه را غرق در بی فکری پدر و مادر کند.
مسئله ی دوم، اصالت خانواده هاست.زوج قوام و فروتن در فیلم که با نقش آفرینی (بابک حمیدیان و هانیه توسلی) به ما معرفی میشوند،میان یک ترس و یک اجبار برای بچه دار شدن، یکی از لازمه های تشکیل خانواده اسیرند.از یک جهت این ترس مثبت است که مبادا با ورود یک کودک و خلق یک انسان،این دو نتوانند حق پدر و مادری را ادا کنند و این ترس مثبتی ست اما تا جایی که این ترس شکل منفی یعنی بچه دار نشدن به قیمت عدم وجود شرایط مناسب بر این اوضاع غلبه نکند.
بحث سوم مسئولیت پذیری است.یک فرد برای کمک به دوست و رفیق خود حاضر به تقبل مسئولیتی سنگین در قبال کودک خود میشود اما در این بین در آتش این مسئولیت میسوزد.به راستی نقش مسئولیت اجتماعی ما در قبال افرادی که در کنار ما زندگی میکنند چیست.آیا این میان کمک به دوست کاری صحیح بوده است؟ یا غلط؟ در اینجا کارگردان استادانه میان اخلاق اجتماعی و اخلاق فردی و رابطه ی ما بین این دو دست گذاشته و مخاطب را بار دیگر به تصمیم گیری شخصی واگذار میکند.
و در آخر در نمایی کوتاه،فاصله ی خانواده ها از یکدیگر بسیار کم رنگ به تصویر کشیده شده است،فاصله ای که میان نسل های متفاوت حتی در قبال یک پدر و پسر اتفاق می افتد از دیگر مسائلی ست که فیلمساز بدان اشاره داشته است.
در کل "شکاف" یک فیلم استاندارد و بسیار پر محتوا در حوزه ی سینمای اجتماعی ایران است.در واقع اسدی زاده کارگردان این فیلم ثابت کرده است بدون هیچ سیاه نمایی و افراط گرایی نیز میتوان فیلم خوب عرضه کرد.در کمال صداقت برای نهال های نو رسیده ی سینمای ایران که مهربانانه و مسئولانه به جامعه ی خویش مینگرند آرزوی موفقیت و سعادت میکنیم.


نقدهای مرتبط با این اثر

کربلا جغرافیای یک تاریخ
رسانه در ارزش گذاری تبلیغ فرهنگی هزاران برابر از منابر روحانیون و خطابه ی علما موثر تر است.گسترش یک ایده ی تصویری در ذهن همان میزان تاثیر گذار است که در نقش بندی یک خاطره ی حقیقی در زندگی واقعی.اما از این رسانه و از این فرصت تبلیغی باید به نحو احسن استفاده کرد.واقعه ی کربلا در صور گوناگون سالیان سال است که به تصویر کشیده شده است اما از این میان تنها چند فیلم سینمایی و سریال یادگار ذهن مردم شده است.ادامه مطلب
مهمونی کامی (Kami's party)
هنگامی که انسان،در مفهوم فرامتن جسم،دست به تصویر سازی و یا خلق یک اثر هنری میزند،آنچه خروجی این اثر است به مثابه آینه ای میماند که تراوشات ذهن و مکاشفات درونی شخص را به منصه ی ظهور میرساند.ادامه مطلب
شیفت شب (Night shift)
شیفت شب روایتی فمنیستی و پوچ گرایانه از روابط میان خانوادگی و درون خانوادگی جامعه ی حال حاضر ایران است.آنچه در این نقد بدان پرداخته ایم مروری بر ابعاد فنی و جامعه شناختی فیلم شیفت شب ساخته ی بانو نیکی کریمی است...ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
عرشیا برجعلی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پرندگان (The birds)
پس از شصت سال، هنوز مبهوت کننده و نفس گیر. کمتر فیلمی را مخصوصا در ژانر ترسناک میتوان پیدا کرد که حتی برای بار دوم، با وجود اطلاع تام بیننده از وقایع پیش رو، هنوز بتواند او را میخکوب کند. فیلم «پرندگان» هیچکاک شاهکاری است که با جلوه های ویژه اگزجره و به ظاهر پرطمطراق یا افکت های صوتی و موجودات خیالی مخاطب را به هراس نمی کشد، بلکه با چیزی این کار را می کند که شاید کسی فکر ترسیدن از آن را هم نکند!ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده