ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم افشاگر, Spotlight, هیس! بچه ها فریاد نمی زنند

رضا پیغامی گنجی
۵ سال پیش - ۶ دقیقه مطالعه

"نور افکن" داستان تجاوز کشیک های کلیسای کاتولیک به کودکان را نقل میکند. یک نشریه با عوض شدن سردبیر خود به پیشنهاد سردبیر جدید بر روی این موضوع قدیمی تمرکز میکند و گروه نورافکن مسئول رسانه ای کردن این فاجعه می شوند. "نورافکن" داستان یک کار ژورنالیستی است شاید نویسنده و کارگردان سعی در نشان دادن مصائب کار ژورنالیستی در کنار موضوع اصلی فیلمدر کنار موضوع اصلی فیلم بوده اند. تیم نورافکن با مراجعه به وکیلی که قبلا پرونده یکی از افرادی که مورد تجاوز...

"نور افکن" داستان تجاوز کشیک های کلیسای کاتولیک به کودکان را نقل میکند. یک نشریه با عوض شدن سردبیر خود به پیشنهاد سردبیر جدید بر روی این موضوع قدیمی تمرکز میکند و گروه نورافکن مسئول رسانه ای کردن این فاجعه می شوند. "نورافکن" داستان یک کار ژورنالیستی است شاید نویسنده و کارگردان سعی در نشان دادن مصائب کار ژورنالیستی در کنار موضوع اصلی فیلمدر کنار موضوع اصلی فیلم بوده اند. تیم نورافکن با مراجعه به وکیلی که قبلا پرونده یکی از افرادی که مورد تجاوز قرار گرفته و دادگاه پرونده وی را تحت فشار کلیسا مختومه و محرمانه اعلام کرده بود سرنخ هایی را بدست می آورند و در نهایت در می یابند که ابعاد این فاجعه و تجاوز گسترده تر از آن چیزی است که فکرش را می کردند. و در نهایت موفق می شوند اسناد را از حالت محرمانه خارج کرده و در دادگاه پیروز شوند. 
پس از دیدن spotlight دو سوال برایم پیش آمد که در این مقال بدان ها نیز پرداخته خواهد شد.
این که spotlight یک فیلم نامه فلج و درمانده ای دارد شکی نیست، فیلم نامه داستان دارد، اما داستانش نه کشش دارد و نه از اصول داستانی نیمه حرفه ای پیروی میکند. داستان خسته کننده بدون هیچ گونه درام و بدون اندک جذابیتی به صورت کاملا خطی و البته کسل کننده پیش می رود. تمام محتوای فیلم در همان چند دقیقه ی اول رو می شود و دیگر چیزی برای ادامه ندارد، کاملا خسته کننده. در تمام طول داستان یک نقطه ی عطف که تماشاگر را به اوج برساند دیده نمیشود. شخصیت پردازی های فیلم نامه هم بسیار ضعیف است. اصوالا نمی توان با هیچ یک از شخصیت ها رابطه برقرار کرد و با او داستان را پیش برد. تا همینجا کافی است که بفهمیم این فیلم در چه سطحی قرار دارد، دو آیتم اصلی تشکیل دهنده ی یک فیلم نامه خوب یعنی داستان و شخصیت کاملا ضعیف هستند. فیلم نامه فقط یک چیز خوب دارد و آن موضوع و محتوایی است که بدان پرداخته و آن را میتوان در از بین رفتن ساختمان اعتقادی افرادی که تمام عقیده و ایمان خود را به واسطه ی روحانیون یک دین فراگرفته اند و بر اثر مشاهده فعل ناشایست و تجاوز از کسانی که آنان را سرمنشا پاکی می دانند دیوارهای اعتقادی شان فرو ریخته و به یک سردرگمی و بحرانیت هویت دچار شده اند خلاصه کرد. این مفهوم و جان کلام فیلم بسیار متعالی است اما اینجا بایستی گریزی به اصالت هنر بزنیم، آنچه که مایه ی تمایز هنر از یک متن معمولی و یک تصویر عادی است شیوه ی بیان و میزان اثر گذاری است. دو سوالی که در ابتدای این نوشتار مطرح شد اولی خطاب به سازندگان این اثر است و آن سوال این است: از نظر سازندگان این فیلم تفاوت اثر هنری برای بیان یک مفهوم با یک نوشته ی تاریخی در چیست؟ تفاوت فیلم با بیانیه ی سیاسی چیست؟ پاسخ از نظر نگارنده این است که زبان هنر زبان ایما و اشاره است. مگر نه این است که سینما در حال حاضر غایت مدیوم های ادبی است و اساسا متعالی ترین بستر معرفتی در دنیای امروز است. پس به نظر نگارنده نیاز است اهل سینما نیز اهل معرفت باشند همانگونه که هاتف می گوید:
هاتف ارباب معرفت که گهی/مست خوانندشان و گه هشیار/ از می و مطرب ساقی/و مغ و شاهد و زنار/ قصدشان نهفته اسراری است که کنند گاه به ایما اظهار...
آری کار ارباب معرفت به ایما سخن گفتن است، پیش بردن مفهوم در قالب روایت و با استفاده از شخصیت پردازی های رندانه به گونه ای که در طول داستان بیننده از دیالوگ و سیر داستان مفهوم را استخراج کند و وقتی فیلم تمام شد با همزاد پنداری با شخصیت های داستان، مفهوم مدنظر برایش عینیت پیدا کند نه اینکه در یک پلان در دفتر نشریه تمام محتوای فیلم توسط یکی از قربانیان مثل یک بیانیه سیاسی قرائت شود. شاید این مسئله مطرح شود که این فیلم بیان یک مسئله تاریخی بود و جای دخل و تصرف در آن جایز نبوده و نویسنده و کارگردان صرفا واقعه تاریخی را منتقل کرده اند، در پاسخ باید گفت پس تفاوت فیلم سینمایی با مستند چیست؟ نویسنده می توانست این واقعه را نمایش دادن زندگی یکی از این کودکان و رنج و آلام و ویرانی های فکری و اعتقادی و بحران هویت و سردرگمی او داستان بسیار حرفه ای تر پیش ببرد. فیلم حتی در بیان مصائب کار ژورنالیستی نیز موفق نبوده است.
از فیلم نامه که بگذریم باید گفت بازی بازیگران هم واقعا چنگی به دل نمی زند که البته بخش عمده ی این مسئله به دلیل شخصیت پردازی ضعیف فیلم نامه است. تصویر برداری و صدابرداری و موسیقی فیلم هم در سطح فیلم های بسیار معمولی و دم دستی است، حال با تمام این تفاسیر می ماند سوال دوم آن هم از داوران اسکار که واقعا چه در این فیلم دیده اند؟ آیا سطح اسکار ضعیف شده یا دیگر فیلم خوبی ساخته نمی شود..."نور افکن" داستان تجاوز کشیک های کلیسای کاتولیک به کودکان را نقل میکند. یک نشریه با عوض شدن سردبیر خود به پیشنهاد سردبیر جدید بر روی این موضوع قدیمی تمرکز میکند و گروه نورافکن مسئول رسانه ای کردن این فاجعه می شوند. "نورافکن" داستان یک کار ژورنالیستی ست شاید نویسنده و کارگردان سعی در نشان دادن مصائب کار ژورنالیستی بوده اند در کنار موضوع اصلی فیلم. تیم نورافکن با مراجعه به وکیلی که قبلا پرونده یکی از افرادی که مورد تجاوز قرار گرفته و دادگاه پرونده وی را تحت فشار کلیسا مختومه و محرمانه اعلام کرده بود سرنخ هایی را بدست می آورند و در نهایت در می یابند که ابعاد این فاجعه و تجاوز گسترده تر از آن چیزی است که فکرش را می کردند. و در نهایت موفق می شوند اسناد را از حالت محرمانه خارج کرده و در دادناه پیروز شوند. 
پس از دیدن spotlight دو سوال برایم پیش آمد که اگر امکانش بود، که نیست، به عنوان سائل از مسئولانش می پرسیدم که در این مقال بدان ها نیز پرداخته خواهد شد.
این که spotlight یک فیلم نامه فلج و درمانده ای دارد شکی نیست، فیلم نامه داستان دارد، اما داستانش نه کشش دارد و نه از اصول داستانی نیمه حرفه ای پیروی میکند. داستان یک سری خسته کننده بدون هیچ گونه درام و بدون اندک جذابیتی به صورت کاملا خطی و البته کسل کننده پیش می رود. تمام محتوای فیلم در همان چند دقیقه ی اول رو می شود دیگر چیزی برای ادامه ندارد، کاملا خسته کننده. در تمام طول داستان یک نقطه ی عطف که تماشاگر را به اوج برساند دیده نمیشود. شخصیت پردازی های فیلم نامه هم بسیار ضعیف است. اصوالا نمی توان با هیچ یک از شخصیت ها رابطه برقرار کرد و با او داستان را پیش برد. تا همینجا کافی است که بفهمیم این فیلم در چه سطحی قرار دارد، دو آیتم اصلی تشکیل دهنده ی یک فیلم نامه خوب یعنی داستان و شخصیت کاملا ضعیف هستند. فیلم نامه فقط یک چیز خوب دارد و آن موضوع و محتوایی است که بدان پرداخته و آن را میتوان در از بین رفتن ساختمان اعتقادی افرادی که تمام عقیده و ایمان خود را به واسطه ی روحانیون یک دین فراگرفته اند و بر اثر مشاهده فعل ناشایست و تجاوز از کسانی که آنان را سرمنشا پاکی می دانند دیوارهای اعتقادی شان فرو ریخته و به یک سردرگمی و بحرانیت هویت دچار شده اند خلاصه کرد. این مفهوم و جان کلام فیلم بسیار متعالی است اما اینجا بایستی گریزی به اصالت هنر هنر بزنیم، آنچه که مایه ی تمایز هنر است شیوه ی بیان و میزان اثر گذاری است. دو سوالی که در ابتدای این نوشتار مطرح شد اولی خطاب به سازندگان این اثر است و آن سوال این است: از نظر سازندگان این فیلم تفاوت اثر هنری برای بیان یک مفهوم با یک نوشته ی تاریخی در چیست؟ تفاوت فیلم با بیانیه ی سیاسی چیست؟ پاسخ از نظر نگارنده این است که زبان هنر زبان ایما و اشاره است. مگر نه این است که سینما در حال حاضر غایت مدیوم های ادبی است و اساسا متعالی ترین بستر معرفتی در دنیای امروز است. پس به نظر نگارنله نیاز است اهل سینما نیز اهل معرفت باشند همانگونه که هاتف می گوید:
هاتف ارباب معرفت که گهی/مست خوانندشان و گه هشیار/ از می و مطرب ساقی/و مغ و شاهد و زنار/ قصدشان نهفته اسراری است که کنند گاه به ایما اظهار...
آری کار ارباب معرفت به ایما سخن گفتن است، پیش بردن مفهوم در قالب روایت و با استفاده از شخصیت پردازی های رندانه به گونه ای که در طول داستان بیننده از دیالوگ و سیر داستان مفهوم را استخراج کند و وقتی فیلم تمام شد با همزاد پنداری با شخصیت های داستان، مفهوم مدنظر برایش عینیت پیدا کند نه اینکه در یک پلان در دفتر نشریه تمام محتوای فیلم توسط فدریکو مثل یک بیانیه سیاسی قرائت شود. شاید این مسئله مطرح شود که این فیلم بیان یک مسئله تاریخی بود و جای دخل و تصرف در آن جایز نبوده و نویسنده و کارگردان صرفا واقعه تاریخی را منتقل کرده اند، در پاسخ باید گفت پس تفاوت فیلم سینمایی با مستند چیست؟ نویسنده می توانست این واقعه را نمایش دادن زندگی یکی از این کودکان و رنج و آلام و ویرانی های فکری و اعتقادی و بحران هویت و سردرگمی او داستان بسیار حرفه ای تر پیش ببرد...
از فیلم نامه که بگذریم باید گفت بازی بازیگران هم واقعا چنگی به دل نمی زند که البته بخش عمده ی این مسئله به دلیل شخصیت پردازی ضعیف فیلم نامه است. تصویر برداری و صدابرداری و موسیقی فیلم هم در سطح فیلم های بسیار معمولی و دم دستی است، حال با تمام این تفاسیر می ماند سوال دوم آن هم از داوران اسکار که واقعا چه در این فیلم دیده اند؟ آیا سطح اسکار ضعیف شده یا دیگر فیلم خوبی ساخته نمی شود...

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است