ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
3
یاسمن خلیلی فرد
۷ ماه پیش - ۲ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه بانی فیلم

نگاهی به تئاتر "محبوبه ها" : تلخ و شیرین

"محبوبه ها" تئاترى است نوشته نوشين تبريزي و به كارگردانى ژاله صامتى كه اين شبها در پرديس تئاتر مهرگان در حال اجراست.

 

متن نمايش از آن دست متونى است كه روى لبه تيغ قرار دارند؛ افزودن برخى از المانها و عناصر و كاستن از برخى ديگر ميتوانست كار را به اثرى كليشه اى، تخت و عامه پسند بدل كند كه خوشبختانه با هوشمندى خانم صامتى و همچنين نوشين تبريزى اين اتفاق رخ نداده است.

ابتدا بايد به فضاسازى درخشان اثر اشاره كنم. همه چيز از همان آغاز به خوبى خانه اى را كه در انتظار آمدن مهمان است تداعى مى كند و به مرور با ورود مهمانها، اين فضا تكامل مي يابد. كارگردان و نويسنده با تسلط بر ويژگى هاى خاص يك دورهمى زنانه توانسته اند بسياري از جزييات را با دقت در اين محفل بازسازى كنند و موقعيتى باورپذير را به مخاطب القا كنند. ديالوگهاى رد و بدل شده ميان ميهمان ها، نوع پوشش هر يك از آنها كه درواقع منتج از درونيات و خلق و خوي منحصر به فرد آنهاست و بسيارى از روابط نه چندان علنى ميان برخى از ميهمانان با يكديگر با ظرافت طراحى شده اند و گاه جملات و ديالوگ هاى نابى در متن ملاحظه مي شود كه بسيار به جا هستند و جاى تأمل دارند.

ورود زن فالگير از يك سو و آمد و رفت هاى گاه و بى گاهِ ليلا- زن همسايه- كه خود صامتى نقشش را ايفا مى كند علاوه بر آنكه لحن كار را تغيير مى دهد از سكون آن نيز جلوگيرى ميكند و به آن ريتم مي بخشد. زن فالگير، به نحوى زنجيره ى اتصال زنان به يكديگر است يا شايد بهتر باشد بگويم واسطه اى براى آشكار شدن زنجيره اتصال ميان زنان است. تبريزى در خلق اين شخصيت بسيار عالى عمل كرده و خصوصيات يك فالگير امروزى به ظرافت در شخصيت پردازى كاراكتر نسرين اعمال شده است. از ديگر نقاط قوت كار تبريزى اين است كه تا انتها مخاطب را در تعليق نگه مي دارد. در جاهايى از نمايش مخاطب به اين اطمينان مى رسد كه مريم رقيب عشقى شعله است اما هرچه به پايان كار نزديك تر مى شويم تعدد غافلگيرى ها نيز بيشتر و بيشتر مي شود.

از ديگر محاسن كار ژاله صامتى خلق فضايي صميمانه است؛ درواقع با آن كه مضمون اين نمايش ماهيتاً تلخ است و قرار است بازتاب دهنده ظلمى باشد كه در جامعه اى مردسالار به زنان ميشود اما كارگردان با پرهيز از سياه نمايى و برجسته ساختن نقاط منفى و افزودن چاشنى طنز به كار، تماشاى اثر را بسيار شيرين و خوشايند كرده است.

"محبوبه" ها دارای انسجام در تمام بخش ها به ویژه بازی ها می باشد. تركيب بازيگران تركيب درستى است. بازيگران به نقش هايشان مى آيند و در ارائه نقشهايشان با مهارت عمل مى كنند. حضور شخصِ ژاله صامتى شايد برگ برنده ى كار باشد اما نميتوان ناديده گرفت كه در چنين متنى هيچ شخصيتى بر شخصيت ديگر و هيچ بازيگرى بر بازيگر ديگرى ارجحيت ندارد و بنابراين ميزان اهميت حضور هر بازيگر با بازيگر ديگر برابرى ميكند. همه بازيگران بازيهاى درخشانى دارند. از جمله معصومه رحمانى كه بسيار روان و راحت بازى مى كند، مارال فرجاد كه بامهارت در حقه زدن به مخاطب (هدايت كردن ذهن او به سمت حدسى نه چندان درست و كامل) با كارگردان همدستى مى كند، نوشين تبريزى در نقش زن فالگير، بهناز نازى در قالب نقشى كه يك جورهايى داناى كل روايت نيز به حساب مى آيد و همه بازيگران ديگر.

در نهايت مضمون و پيام اصلى اين نمايش دوست داشتنى را مى توان در همين جمله ى ماندگار از بانو سيمين بهبهانى خلاصه كرد كه در جريان نمايش نيز خوانده مى شود:

***سیمین بهبهانی : 

من اگر مرد بودم و دست زنی را می گرفتم پا به پایش فصل ها را قدم میزدم و برایش از عشق و دلدادگی می گفتم تا لااقل یک دختر در دنیا از هیچ چیز نترسد!

شما زن ها را نمی شناسید!زن ها ترسو اندزن از همه چیز می ترسند از تنهایی از دلتنگی از دیروز از فردا از زشت شدن از دیده نشدن از جایگزین شدن از تکراری شدن از پیر شدن از دوست داشته نشدن .....

وقتی زن ها شروع می کنند به ناز خریدن و ناز کشیدن تعادل دنیا به هم می خورد.